کاشت گندم و جو در گذشته در بارگاهی

 

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

شیوه کاشت  گندم و جو در گذشته

                                   در روستای بارگاهی

  بقلم علیرضا کشاورز بارگاهی

فصل  کاشت جو و گندم در شهرستان دشتستان  و درروستای بارگاهی غالبا  در نیمه دوم آبان ماه هرسال (یا برج عقرب)( 1) می باشد

وقتی باران پائیزی با  میانگین بارش حدود  30  الی 40 میلی متر در نیمه اول و یا دوم  آبان  ببارد و زمین های زراعی را قابل شخم خوردن و آماده رویش دانه های جو و گندم نماید سال زراعی شروع می شود

کاشت درگذشته

در گذشته نه چندان دورکه  تراکتور به کمک  انسان نیامده بود و کشاورزی کاملا سنتی بود کشاورزان سحرگاهان  ویا اول صبح ، با ذکر ونام خداوند تبارک تعالی  واستعانت جستن از او وبا توکل برآن حضرت

 بَسم الله الرَّحمن الرَّحیم و به نَستعین و نَتَوکَّل الیه

ثنا و حمد بی‌پایان خدا را      که صنعش در وجود آورد ما را

الها قادرا پروردگارا           کریما منعما آمرزگارا

چه باشد پادشاه پادشاهان       اگر رحمت کنی مشتی گدا را   سعدی

به اصطلاح معروف بذر وخر و خیش(2) و زنبیل را آماده و مقداری نان و خرما و آب بر می داشتند و رو به سوی مزارع می گذاشتند

وقتی  به مزرعه می رسیدند ابتدا زمین را برکار (3)می کشیدند وسپس بین دو برکار  را بذر می پاشیدند

برای پاشیدن بذر مقداری  گندم یا جو را نیز در زنبیل کوچکی بنام کُله دان  که با  طناب بلندش به گردن آویخته می شود می ریختند  و با دست بین دو برکارمی افشاندند و با افشاندن هر دانه شکر الهی می گفتند

    و ازرزاق بی منت ، طلب باران و سبز شدن محصولشان را می نمودند

   إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّهِ الْمَتِینُ

همانا روزی بخشنده خلق تنها خداست که صاحب قوّت و قدرت ابدی است. آیه 58 سوره ذاریات

 بر در شاهم گدایی نکته ای در کار کرد

 گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود حافظ

پس از بذر افشانی خیش را به پشت  حیوان کشنده خیش می بستندو زمینی را که بذر افشانی نموده بودند شخم می زدند

این کار معمولا  تا زمان ناشتا حدود ساعت 9 صبح ادامه می یافت

هنگام ناشتا  کشاورزان به حیوانات شخم زن و کشنده خیش استراحت کوتاهی می دادند وسطلی پر از آب و توبره ای پراز کاه وجو، جلو آن حیوانات می گذاشتند تا تجدید قوا نمایند

کشاورزان با آبی که همرا ه داشتند دست و روی خود را می شستند وآماده خوردن ناشتا می شدندو دستمالی را که  در آن مقداری  نان وخرما و ماست ویا کره بود  باز می نموده و ناشتایشان را می خوردند و مازاد ناشتا را برای نهارشان نگاه می داشتند

پس از ناشتا دو باره کار شخم زدن را ادامه  می دادند تا هنگاه اذان ظهر، در وقت اذان ،خیش را از حیوانات کشنده  باز و به حیوانات استراحت و آب و کاه و جو می دادند وبا آبی که همرا ه داشتند طهارت می گرفتند و دست و روی خود را می شستند و وضومی ساختند و با همان لباس خاکی با قلبی پاک و آرام ، بر روی خاک مرطوب رو به سوی کعبه می آوردند ونماز می خواند

الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْاَرْضِ اَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ وَاَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ ۗ وَلِلَّهِ عَاقِبَهُ الْاُمُور

(آنان که خدا را یاری می‌کنند) آنهایی هستند که اگر در روی زمین به آنان اقتدار و تمکین دهیم نماز به پا می‌دارند و زکات می‌دهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و (از هیچ کس جز خدا نمی‌ترسند چون می‌دانند که) عاقبت کارها به دست خداست.      آیه 41 سوره حج

نماز آرام جان مومنین است             کلید مشکلات این زمین است

نمازعرض نیاز بر بی نیاز است       ستون دین ورخشان چون نگین است

نماز حبل المتین مرسلین است           سعادت دردوعالم اینچنین است

ستون دین تو دانی این نماز است        قیام واین قعودش را چه راز است

اگر خواهی بدانی این مفاهیم             ورود اندر بهشت با این جواز است

نمازهای با صفایی که با اخلاص و نیاز خوانده  می شد  بابرکات فراوانی برای کشاورزان  و مزارع  همراه بود

نشان عبد صالح در نماز است        به حق راز ونیازت در نمازاست

عمل گر ما کنیم بر حمد وسوره       بهشت جاودانت در نماز است

سپس کشاورزان نهار را می خوردند و استراحت  می کردند.

بعضی کشاورزان بعد از ظهرهم ، شخم زدن و خیش  کردن را ادامه      می دادند و تا نزدیکی غروب شخم می نمودند و بعضی هم بعد از ظهر   به کار دیگری مشغول  می شدند

زمان خیش

زمان خیش به تناسب گستردگی  مزرعه و مساحت زیر کشت متفاوت بودوچند روزی به طول می انجامید ونوعا کشاورزان با مشارکت همدیگر و به اصطلاح روز روی هم گذاشتن ،کار شخم زدن را انجام می دادند

کدخدا  ومالکان بزرگ که زمینهای زیادی داشتند  تعدادی  کارگر با چند راس  اسب و قاطر و الاغ وگاونر وچند خیش برای شخم زدن داشتند وکار را به سرعت انجام می دادند

پس ازپایان  فصل کاشت جو و گندم  نوبت به کاشت تنباکو  بعنوان محصولی استراتژیک می رسید وکشاورزان مشغول کاشت تنباکو و سایرمحصولات  می شوند

غالب کشت ها کشت دیم بود وبعد از کاشت کشاورزان  به انتظار باران    می نشستند  و دست نیازشان برای بارش باران به سوی آسمان و ملکوت بلند بود

بندگانیم و به درگاه خدا آمده ایم     

                     چون فقیران به تمنای نوا آمده ایم   محتشم                    
 

 و از خداوند در خواست باران می کردند و خطاب به باران می سرودند

بزن باران و شادی بخش جان را
                                 بباران شوق و شیرین کن زمان را

کشاورزان زمینها و زراعتهایی  که قابلیت  آبیاری داشتند را  با آب قنات و یاکاریز ویا با آب گاه چاه و درشصت سال اخیر با آب تلمبه آبیاری  می کردند

       پی نوشت

1 -(برج عقرب هشتمین برج یا خانهخورشید است. این برج خط سیر خورشید در ماه  آبان  به مدت ۲۹روز و ۱۹ساعت است. از این رو برج عقرب درگاه شمار خورشیدی نام دیگرآبان ماه نیز می‌باشد.)

 

 (2- (خیش ( گاو آهن ) یکی از عناصر بسیار مهم و حیاتی در زندگی کشاورزی مردم منطقه بوده است . بدون این وسیله انجام عملیات کاشت و آماده نمودن زمین غیر ممکن می شد.)

خیش :افزاری به جهت زراعت ،ابزار شخم کردن ،چوبی که به گردن گاو و یا اسب و استر و الاغ  می بندند و از اجزاء مختلفی  تشکیل شده است  و نجاران  آن را ساخت می کردند

اجزاء ابزار خیش عبارتند  1- دسته خیش  ،کار دستگیره و حفظ تعادل شخم و تنظیم کننده عمق نفوذ خیش در خاک را به عهده دارد

-2- ران خیش  دسته و اجزاء را به هم متصل می نماید  3- سهل خیش یا اسهل( یا نوک آهنی )  4- همه کش چوبی است که خویش را به خ=حیوان کشنده متصل می نماید   5- طناب های مهار  6- پاسهل” حلقه 7- سُک  تکه چوبی که همان کار هدایت چهارپایان را به عهده دارد 8 – سینه بند : بندی  پهن با پوشش  لکه و نمد که به سینه حیوان  جهت کشیدن  خیش بسته می شود

ا بزارآلات به کار رفته درخیش یا شخم زن سنتی همه از چوب هستند به جز نوک فولادی آن که وظیفه دارد با نفوذ در عمق خاک و زیر و رو کردن خاک، کار شخم زمین را انجام دهد که در اصطلاح محلی به آن « سهل» می گویند

تعریف  خیش در فرهنگ لغات

خیش :افزاری به جهت زراعت ،ابزار شخم کردن ،چوبی که به گردن گاونهند و آهن قلبه ران (لغت نامه دهخدا )

(خیش کشاورزی)آلتی برای شخم زدن زمین که به تراکتور یا گردن گاو بسته می شود، گاوآهن.
(اسم مصدر) [مجاز] شخم زدن.  (فرهنگ عمید)

خیش: گاو آهن، آلتی که سر آن رابگردن گاومی بندند، وبا آن زمین راشخم می زنند( فرهنگ فارسی )

خیش  ابزار شخم زدن  زمین در گذشته بود و اکنون هم در بعضی از نقاط کشور و جهان که امکان شخم زدن زمین بوسیله تراکتورممکن نباشد استفاده می شود

ابزار خیش   تشکیل می شد از پا سهل(اسهل)، رونه ،همه کش وکلک و  توسط نجارهای محلی ساخته می شد  کلیه اجزای خیش  چوبی بود به جز اصهر(اصل) که از آ هن بود

عمل خیش کردن زمین عبارت بود از  شخم زدن و زیر و رو کردن زمین و زدن  شیارهایی به صورت طولی در کنار  همدیگر به طوری که زمین شخم نزده  (پشته) باقی نماند. کشاورز نیز حیوانی را که خیش را می کشید هدایت می کرد.

 

3-( برکار:خطوطی  است که به صورت موازی با هم  بافاصله معین نهایتا 10 الی 15 متر با خیش می کشیدند   و به تعبیر دیگر شاید بذر کار باشد

برکارعبارت است از محدودای که در آن بذر پاشیده می شود

افراد هنگام بذر پاشی روی یک خط راه می رفتند و بذر را با دست به سمت خط موازی دیگر می پاشیدند و به تعبیر صحیح تر بین دو برکار را بذر پاشی می کردند   )

شکل برکار همانند خطوط زیر است

-----------------------------------------------------------

-------------------------------------------------------------

-------------------------------------------------------------

-----------------------------------------------------------------