شب قدر شب دریافت باران رحمت حضرت دوست گرامی باد

        محاسبه شب قدر، زمان محاسبه است و محاسبه یک آینه است. امّا پیش چهره جانت و در برابر روحت. شاید در ازدحام روزمرّگی نتوانی و مجالی نیابی تا از خودت حساب بکشی. پس امشب را قدر بدان. امشب، خلوت و تنهایی و فراغت، چاره ساز است. لحظات سرشار از برکات و معنویات لیله القدر از همین فراغت های مطلوب و دوست داشتنی است. شب قدر، فرصت خلوت با خویش و خداست. ساعات حضور در مجلس محاسبه است. فرصتی است تا دفتر دل را بگشایی و کتاب عمل را بازخوانی کنی. تو که می گفتی: مجال و حالی نیست، گرفتاری ها و مشکلات فرصتی برای رسیدن به خود نمی گذارد؛ اینک، این تو و این مجال و فرصت ناب! پس برخیز! آینه بردار و به چهره خویش بنگر. برخیز و آینه را پیش چهره جان و در برابر روحت قرار بده، تا نیک و بد، و زشت و زیبای آن را ببینی. مائده معنوی فراموش مکن که اینک سر سفره ضیافت الهی نشسته ای. لحظه های پر برکت، زمان های پر معنویت، دعای جوشن کبیر، جلسات پر فیض نیایش، حالات پر جذبه انس با قرآن و مفاتیح، شب زنده داری و چشمان بیدار قبل از فجر، نماز و دعاهای مخصوص شب قدر، همه و همه مائده های آسمانیِ این شب مبارک است، و تو را فرا خوانده اند، تا به قدر تشنگی و توان و در حدّ ظرفیت وجودی خود از این چشمه رحمت بنوشی و جامه تقوا بپوشی و در راه اطاعت و عبادت خدای سبحان بکوشی. اکنون که آمده ای و مهمانِ این بزم حضوری، وقت تنگ و مجال گذرا را باید مغتنم شمرد. امشب در مجلس دعا و اِحیا با چه آمده ای و با چه باز می گردی؟ و کدام تغییر حالت وخصلت و عادت را از این شبِ خودسازی و فرصت طلایی به ارمغان خواهی برد؟ غفران الهی هنوز لذّت اشک ریختن هاو نالیدن های شب های احیای سال گذشته در کام جانت باقی است وطراوت آن همخوانی و همنوایی با انبوه خداجویان عاشق و صادق، هنوز هم چون نسیمی خوشبوی، فضای جانت را معطر ساخته است. امسال، شب قدر همان حال و هوای معنوی را دارد. رحمت الهی همیشه جاری است. اگر کوتاهی است، ازماست. عطر ترنّم
آسمان امشب چراغان گشته است نیمه شب بامدادان گشته است
می خَرامد ماه اندر آسمان نوعروسانِ سَما چشمک زنان
جمله در رقصند و نورافشانی اند گوییا مستِ میِ عرفانی اند
می چکد نورِ صفا از آسمان می رسد عطر وَلا از آسمان
آه امشب بوی دیگر می دهد بوی مشک و بوی عنبر می دهد
بوی یاس و بوی زنبق، نسترن بوی ختمی، بوی مریم، یاسمن
می تراود عشق از شیب و فراز می نوازد عشق دل ها را به ناز
می دمد عطر ترنّم از فضا از جوارِ دوست، از سمتِ خدا
می وزد خوش تر نسیمی از فلک از نزول روح و اَفواجِ مَلَک
پرواز
آه امشب لیلهُ القدرِ خداست ذکر یا رب یا رب و وِرد و دعاست
گاهِ استغفار و دلْ لرزیدن است گاه توبه، گاهِ آمرزیدن است
گاهِ عجز و التماس و هم نیاز رو به درگاه حکیم چاره ساز
گاه جوشن خوانیِ شب تا سحر بارشِ بارانِ اشک از چشم تر
گاه تسبیح و نیایش داشتن گاهِ مصحف روی سر بگذاشتن
گاه اِحیا کردن و بیداری است گاه کسبِ معرفت، دینداری است
گاه پروازِ تنِ خاکی به اوج در نمازی سبز و افلاکی به اوج
آری امشب لیله القدر خداست گاه معراجِ شکوه افزایِ ماست
گاه دیدار خدای ذوالجلال با دل بیدار و جویای کمال
شبی عظیم
لیلهُ القدر است بس والا تبار یک شب است و خیرش افزون از شمار
یک شب و آبی ترین شب های سال عاشقان گیرند در آن پَرّ و بال
تا به باغ سبز عرفان پَر زنند تا طلوع صبحِ قرآن پَر زنند
یک شب است آری شبی اما عظیم مظهری از رحمت ربِّ رحیم
یک شب است آری شبی خیرش کثیر جلوه ای از نورِ اَنوارِ مُنیر
یک شبِ آرام و سرتاسر سلام تا پگاه و مَطلَعُ الْفَجْر ای همام
آه امشب لیلهُ القدر است، یار، درکِ آن کن با فراست، هوشیار
امتداد عشق
آری امشب لیله القدرِ خداست گاه معراج شکوه افزای ماست
گاهِ مولا گفتن و یادِ علی(ع) زاده بیتِ خدا، اوّل ولّی
بهر هر حق داده از کفْ تابْ او هم نخستین کشته محراب، او
گاهِ ذکرِ نورِ حق، نور خداست دل سپردن بر شهید کربلاست
لیله القدر و شهیدِ کربلا امتدادِ عشق تا روزِ جزا
بیا...
ای قدْر بیا دل مرا گلشن کن سرشار ز یاس و مریم و آوْشَن کن
در ظلمت شب روح و مَلَک چون بینم؟ ای قدر بیا شب مرا روشن کن
شبی پربرکت شبی قدر، شبی است پرخیر و برکت و ارزشمند که از گزند آفات و رهزنان مصون است و سالم از هر انگیزه مخالف. اینک مستعد تحول عظیم و تجدید عهد با قرآن و اهل بیت(ع) شده ایم. پس یاران، اینک قرار نیست که تاملات رمضان را، شب های سرنوشت ساز قدر را، لحظات نورانی و عرفانی سحر را، حالاتِ خوش جلسات دعا و قران را، حضور قلب نماز شب و نوافل را در ماه رمضان جا بگذاری و باز هم عریان از این همه جامه های بهشتی، وارد ماه شوّال شوی. اینک فرصتی است تا قدری تامل کنی که کیستی، کجایی، چه می کنی، و چه داری. آیا هیچ اندیشیده ای که عید فطر برای چیست؟ هر عیدی که خواهی گرفت، باید در طول سال و همه عمر، همراه داشته باشی؛ جا نگذاری، گم نکنی و از دستت نگیرند... شب قدر، اوّل سال اولیا و مومنان شب قدر، شبی است که پایانش، سرآغاز زندگی نوین و روشنایی بخش است. شب قدر، شبی است که مومنان با احیا و عمل صالح، خویشتن را در برابر تابش انوار قدسی آن قرار می دهند و از این طریق کسب فیض می کنند. آنان هم چنین زمستان زندگی یکساله خویش را به پایان می برند و بهار زندگی و سال جدید خویشتن را از شب قدر آغاز می کنند؛ چرا که امام صادق(ع) فرمودند: «شب قدر، آخر سال گذشته و اوّل سال جدید است». آنهایی که از طبیعت تا حدودی فارغ شده اند و طعم شیرین ملکوت را احساس کرده اند، بهار طبیعت را رها کرده، بهار ملکوت و جبروت را که بهار حقیقی است، اوّل سال زندگی خویش بر می گزینند. بوی خوش ولایت بوستان قدر، سفره معنوی گسترانیده ای است که نزول ملایک و صعود ملکوتیان فضایش را معطر و آراسته کرده و زمزمه مرغان حق از اطرافش به گوش می رسد. مائده آسمانی اش انوار قرآنی و غفران الهی است و مهمان ویژه اش منجی عالم بشریت، قائم آل محمد(عج) است. آری این سفره ـ که مظهر وصل و منشا کمال انسان است ـ به بوی خوش ولایت معطر شده است. پس مبادا غفلت کنیم و لیله القدر را از کف رفته ببینیم. ضیافت الهی من و تو را به سفره نورانی «قرآن» و «غفران» فرا می خواند. دریغ است شب قدر را از کف بدهیم، بی هیچ توشه گرفتنی برای آخرت و درس آموزی برای دنیا. زمان پاکسازی شب قدر، گاه رویش بال های پرواز است؛ عطر و بوی طراوت زندگانی است؛ گاه تبلور شور و نور و نواست؛ زمان فریاد پاک ترین لحظه های حیات، و هنگامه خوبِ شکفتن است. اینک ماییم و شب قدر. ماییم و زمان پاکسازی جان و تهذیب نفس و تزکیه اخلاق. ماییم و چشیدن طعم تقوا و عبادت، و شب زنده داری و تلاوت. مباد که فردا چشم به عید فطر بگشاییم و شب قدر را از دست رفته ببینیم. مبادا امروزمان به امید فردا و فردایمان به حسرت دیروز سپری شود. شگفتا که از سپری شدن روز و شب و گذشتن ماه و سال، عبرت نمی گیریم. دریغا که از گذشت سریع زمان و از کف دادن فرصت های ارزشمند غافلیم. راستی برادر، از آن شب قدر تا این شب قدر چه کردی؟ در خلوت نیایش امشب همه چیز فراهم است: دعوت ربوبی، سفره آسمانی، خدایی که می خواهد ببخشاید، و قلم هایی که منتظرند گناه را خط بزنند. فقط مانده است ما چه بکنیم. پس باید برخاست و در کرانه نیایش پهلو گرفت. امشب همه درها گشوده است و همه جاده های نورانی معراج باز است. تنها کافی است در جویبار انابت تن بشویی تا اجابت شوی. پس بیایید در خلوت شبانه نیایش و در سکوت روح فزای شب، خدا خدا بگوییم تا فرشتگان الهی ما واماندگان را دستگیری کنند و در لحظه های سخت زندگی به یاری مان بشتابند. دریچه ای به سمت فجر چشم ها روزه اند تا بیاموزند جز به ملکوت گشوده نشوند. قلب ها روزه اند تا برای حضور کسی که درک حضورش بهار را می آورد آماده شوند. دست ها روزه اند تا گرمای عاطفه بیابند و بذرافشان مزرعه دل ها شوند. قرار است همه وجود روزه باشد. همه روزنه های وجود بسته شوند تا فرصت باز شدن یک درچه بسته فراهم شود؛ دریچه ای به سمت فجر. «سلامٌ هِیَ حَتی مَطْلَعِ الفَجْر». قرار است فرشته ببارد. پس از یازده ماه خشکسالی، جان ها نوازش باران، صدای خرّم رویش و عطر خوش شکوفه های تجلی را بچشند. قرار است زمین، حادثه گاه بزرگی باشد؛ روح الامین بیاید؛ جبرییل چتر بال هایش را بر شبی عزیز بگشاید؛ آسمانْ بارانی از آیه بباراند و قرآن بر جان های مستعد نازل شود. وقت زمزمه لیله القدر است؛ درهای جهنم بسته است؛ شیطان شیون می کند؛ دست و پایش بسته است و اگر آدم ها بجنبند فرصت خوبی است تا شیطان در بند است از شیطنت های خود بکاهند و تا درهای بهشت باز است شتاب کنند که هرکه دیر بجنبد، پشت در خواهد ماند. زمان نیایش و فصل استجابت است تا از خواب به نفع «بیداری» گذشت. زیرا چشم های بسته، فرصت تماشا را از انسان می گیرند. لحظه های شریف بیایید این لحظه ها را قدر بدانیم. همین شب هاست که مناجات علی(ع) در نخلستان خاموش می شود. همین شب هاست که پیش از طلوع آفتاب، برق شمشیری آفتاب را به خسوف می نشاند. همین شب هاست که کودکان یتیم شرنگ یتمی را دیگربار در کام می ریزند. همین شب هاست که آسمان یتیم می شود و کهکشانْ کمرشکسته و نخل ها غریب و بی همنموا. ماه رمضان و شب قدر را قدر بدانیم. شبی عزیزتر از هزار ماه و خوب تر از هرچه روز است؛ شبی که قرآن بر سفره جان ما گذاشته می شود؛ شبی که آسمانیان مهمان زمین هستند و آن قدر فرشته می آید که زمین «تنگ» می شود! ماه پاکی و پالایش در ماه رمضان، ماه پالایشِ جان از زنگارها، ماه پرواز روح، ماه لیله القدر، ماه قیام و صیام و سلام قرار داریم. یک ماه فرصت برای عشق ورزی، عبادت، نیایش و تسلیم است. دریغ است در این ماه، جان را از غبارهایی که یازده ماه بر آن نشسته است نپالاییم. دریغ است در فصلی که نفس ها تسبیح، خوابْ عبادت و همه چیز برای تدارک خوب شدن آماده است استفاده نکنیم. و اینک ساعت های عزیز و پر ارج شب قدر ما را می خوانند تا رنگی تازه به زندگی ببخشیم. بکوشیم در این شب ها که شب های پاکی و پالایش است، آن چنان باشیم که در پایان ماه به «فطر» برسیم. بهار قرآن رمضان بهار قلب هاست. بهار قرآن و شب قدر، فرصتی است تا در شطّ شفاف قرآن شناور شویم و چشم در چشم آیات به تامل بایستیم و فاصله دل را تا خدا اندازه بگیریم. شب قدر، فرصتِ شست وشو در شط روشن شب، و سپید و درخشان بیرون آمدن است. در عصر بیگانگی با لذّت شگفت شبانه، اینک فرصتی است تا نیمه شبان برخیزیم و دل را به آستانه دوست ببریم تا او با نگاهِ محبّتی یا دستِ نوازشی، پریشانی هایمان را سامان بخشد. این فرصت قرآنی را به تامل و تدبر در قرآن بگذرانیم. آیات را از سر اندیشه و تدبر بخوانیم تا همه قفل ها گشوده شود و گنجینه های پنهان چهره نماید