مهراغاز پاییز برگ ریز وبهار تعلیم و تربیت مبارک باد

 

 

 

 

مهرماه، هرچند آغازگر خزان و فصل برگ ریزان است، اما در زندگی ما ایرانیان همواره نویدبخش بهار علم و دانش اندوزی بوده است. تقارن آغازین روزهای ماه مهر با  هفته  دفاع مقدس  الهام بخش تلاقی علم و ایمان، و دانایی و فضیلت  و جهاد و شهادت می باشد.  پیام  این دو تقارن ان است که اسلام همواره با  مداد  علماء و  خون شهداء  پاسداری شده است وزنگ مهر  پیوند  با  علم و جهاد و شهادت است

 

 

 

فصل مهر ، فصل رویش جوانه های امید، فصل خواندن و نوشتن، از راه رسید، فصل مهر ، فصل آشنایی با خدا، فصل خوشه چینی ستاره ها، فصل همکلاسیهای دیروز و هم نیمکتی های امروز، از راه رسید.
امروز زنگ آگاهی به صدا در می آید و پرچم دانش برافراشته می شود، درب گلستان معرفت گشوده می شود و صدای جنب و جوش و شور و هیاهوی بچه ها، فضای مدرسه را پر می کند.
یاسمن ها از قصّه های دیروز می گویند و معلمین درس امروز می دهند و کبوتران وجود را به پرواز در می آورند، تا به دانش آموزان درس خوب زیستن را بیاموزند

.
و سخنی با تو دارم ای معلم، آن گاه که بر گوهر وجود، آیه ی مهر می نشانی ... نور در گلدان اندیشه ام می نگاری ... جوهر وجود را با آیات الهی به شفافیت شبنم دل می نمایی ... صف‍حه ی سفید ذهنم را با کلامت قلم می زنی ... در گوشم آهنگ مهر می خوانی ... دستانم را با ساختن بنای زندگی آشنا می سازی .... با نگاهت شالوده ی وجودم را شکل می دهی و بر رسایی ها و نارسایی هایش صیقل می کشی.
ای معلم ! ای که پا جای پای انبیاء گذاشته ای تا درس چگونه زیستن را به ما بیاموزی، امروز فرشتگان مامورند، به حمد و ثنای تو که برترین شغل را پذیرا شدی تا بهترین خدمت را به بشریت بنمایی... آن گاه که کلامی می آموزی و آن گاه که حرفه ای یاد می دهی و آن گاه که استعدادهایم را پرورش می دهی تا آن چنان که شایسته است زندگی نمایم و آن گاه که مرا متوجه ی کمال خالقم در آفرینش می نمایی .                                    
من همه ی آن لحظات را مدیون تو هستم که چون فرشته ی آسمانی در خلقت زمینی، تجلی بخش راه انبیائی و سراینده ی غزل هستی بخش آموختن ، برای زندگی نمودن بهتری
و تو ای زیبای بوستان خرد، از مهر اندیشه ات و سبزی وجود ، پر طراوت تر از همیشه ، وجودم را طراوت می بخشی تا من نیز با پرورش استعداد و اندیشه ام و بالا بردن قابلیتها و ظرفیتهای خویش، خردمندانه نقش آفرین زندگی شوم، که خداوند هستی بخش بدان منظور مرا سرشته و من امروز به شکرانه ی این همه نعمت ، خداوند بزرگ را سپاس بیکران می گذارم که آیات مهرش را در وجودی چون انسان به ودیعت گذاشت تا انسانیت را در وادی امتحان، به عرصه ی ظهور رساند.

خاطرات مدرسه

روزهـای گـرم تـابـستـان گـذشـت                    بـوی شرجی بـوی نخلسـتان گـذشـت

 هـم طبـیعت جـامه اش رنـگین شده                      هـم هـوای شـهر عـطرآگـیـن شـده

  فـصـل زیـبـای دگـر آغـاز شــد                            مـدرسـه بـا شـادمـانی بـاز شــد

کـودکـان در شـور و حـالِ مـدرسـه                         دفـترِ مـشـق و حـساب و هـنـدسـه

روزهـای خـاطـرات خـوب و نـاب                             بـا خـریـد دفـتـر و کـیـف و کـتـاب

تـا کـه دیدم شـور و حال کـودکـان                          خـاطـراتـم زنـده شـد در ایـن زمـان

خـاطـرات   کــودکـی در دفـتــرم                            شـعـرهـای کــودکـانـه در ســرم

 مـشـق و امـلا هـمـچنـان در یـادِ ما                        پـایِ تـخـته لحـظه هـای شـادِ  مـا

 جـدولِ ضـربـی که مـا آمـوختـیـم                          در حـسـابِ زنـدگـی انـدوخـتـیـم

  نـیـمـکت چـوبـی کـنـارِ پـنـجـره                          مـشـقِ و امـلایـی  سـراسـر خـاطـره

گرچـه جایِ  مـا هـمـیشه تنـگ بـود                       هـمکلاسی یـک دل و یـک رنـگ بـود

  شـادمـان بـودیـم از شـادی  هـم                          فـارغ از سـود و زیـان و بـیـش و کـم

 لحـظه های تلـخ و شـیریـن داشـتیم                     روزهـای شـاد و غـمـگـین داشـتیـم

  از مـعلّـم درس هـا آمـوخـتـیـم                            تـا چـراغ مـعـرفـت افــروخـتیـم

درس او مـهـر و صـفـا و سـادگـی                         در کـلامـش پـاکــی و  آزادگــی

زنـگِ انـشا شـور و حـالـی داشـتـیم                       واژه هـا را زنـده مـی پـنـداشتـیـم

واژه هـای مـا لـطـیـف و سـاده بـود                      جـملـه ها در ذهـنِ مـا آمـاده بـود

صـحـبتِ مـا بـی ریـا و رنـگ بـود                      شـعـرهـامـان شاد و خوش آهنگ یود

انـدک انـدک کـودکـی پـایـان رسـید                           آن صـفـا و سـادگـی شـد نـاپـدیـد

  حـسـرتِ آن روزهــا هـمــراه مـا                               حـسـرت آن قـلـب هـای بـی ریـا

یـاد بـاد آن روزگــاران  یـاد بـاد                                 کـلـبـه ی احـسـاسِ مـا  آبـاد بـاد

 

 

آغاز سال نو، با شادی و سرور
هم‌دوش و هم‌زبان، حرکت به سوی نور
آغاز مدرسه، فصل شکفتن است
در زنگ مدرسه، بیداری من است
در دل دارم امید، بر لب دارم پیام
هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام
مهر از افق دمید، فصلی دگر رسید
فصل کلاس و درس، ما را دهد نوید
شد فصل کسب علم، فصل تلاش و کار
دانش به نسل ما، می‌بخشد اعتبار
در دل دارم امید، بر لب دارم پیام
هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام
ای در کنار ما، آموزگار ما چون شمع روشنی،
در روزگار ما روشن ز نور توست،
کاشانه دلم در کار من تویی، حلال مشکلم
در دل دارم امید، بر لب دارم پیام
هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام
فردا از آن توست، ای نسل چاره‌ساز با یاری خدا، آینده را بساز
فردای روشن است، با وحدت کلام از ما تو را درود، از ما تو را سلام
در دل دارم امید، بر لب دارم پیام
هم‌شاگردی سلام، هم‌شاگردی سلام

 

 

فصل مهر فصل شکوفه ریزان گلبرگهای گل سرخ زندگی عالمانه و فرهیختگی برای همه جویندگان علم و دانش است
فصل مهر فصل تندیس استمرار پایداری و استقامت برای جویندگی است .
چه شعف انگیز است نم نم بارش قطرات علم و دانش و طراوت نسیم روح انگیز  آن برای شکفتن غنچه های اندیشه ی انسانهای به انتظار نشسته در پگاه میلاد فصل علم و دانش.
چه زیباست فرارسیدن این فصل نورانی و حیات بخش که از گذشته های دور ، نیاکان ما با آمدنش ردای مباهات به تن می کردند و با نگاهی سرشار از مهربانی به انتظار آمدنش اشک شوق جاری می کردند
زدودن غبار ظلمت و جهل ، رویش غنچه های علم و دانش، گام نهادن در سرزمین نور ، گسترانیدن سفره های موفقیت ، در سر آغازی فصل مهر
بیائیم برای فصل شکفتن حقایق که فصل مهر سر آغازی برای آن است سر تعظیم فرود آورده و بر مهربانیهای آن لبخند و بردستان پر مهر او بوسه های تکریم زنیم تا شاهد شکوفائی ایرانی عزیز و سرافراز باشیم
شکوفائی سر سبز فصل علم و دانش بر همه ی اصحاب فرهیخته و دانش پروران مبارک

 

 

 

شعر کودکانه ی باز آمد پاییز                                   

 

باز آمد پاییز
با لباسی رنگ رنگ
با صدایی آشنا
دنگ و دنگ و دنگ و دنگ
بچه های شادمان
رهسپار مدرسه
بازمی آید به گوش
بانگ زنگ مدرسه
من هم آوردم به یاد
روزهای شادِ شاد
روزهای مدرسه
دفتر و کیف و مداد
کاشکی امروز هم
کودکی بودم شاد
عکسی از آن روزها
می کشیدم با مداد

 

 

شعر کودکانه ی دبستان

 

                   
باز هم مــوی مرا
مـــادرم شانه زده
روی پیراهــن من
نقــش پروانه زده
مـادرم داده به من
کیف زیبای مــرا
هست امروز قشنگ
همه چیز و همه جا
پدرم باز مـــــــــــرا
می سپارد به خــــدا
می کشد بر سر من
دست پر مهرش را
روی لبهای همه
خنده مهمان شده است
موقع ِ رفتن من
به دبستان شده است

!

 

باز می آید صدای مدرسه
بانگ شادی هوی و های مدرسه
مرغ دل پر می زند از اشتیاق
در هوای با صفای مدرسه
زنگ تفریح است و خوش پیچیده است
عطر بازی در فضای مدرسه
بوی مهر و مهربانی می دهد
ماه مهر و ابتدای مدرسه
از میان خاطرات کودکی
می روم تا جای جای مدرسه
ناظم مدرسه می گوید : سلام
بچه های با وفای مدرسه
جایتان در قلب ما ، خوش آمدید
پایتان بر چشمهای مدرسه

ایرج خالصی

 

    مهر آمد و دوباره گلستان سبز عشق
    با عطر یاد و خاطره هایش چه دیدنیست
    آهنگ پاک زمزمه غنچه های ناز
    از لابه لای وسعت سبزش شنیدنیست
    مهر آمد و تبسمی از جنس نوبهار
    روی لبان پاک و لطیف بنفشه هاست
    گلبوته های شادی و شور و نشاط و عشق
    دسته گلی ست آبی و در دست بچه هاست
    مهر آمد و طلوع نجیب و بهاریش
    در جای جای دفتر دل سبز و ماندنیست
    شعر بلند خاطره های بهار شوق
    در روزهای آبی و بی کینه خواندنیست
    مهر آمد و نوید شکفتن, و یک حضور
    دل ها همه به پاکی برگ شقایق است
    می گفت باغبان که بدانید قدر آن
    چون بهترین و سبزترین دقایق است
    در گلْسِتان سبز پر از عطر یاس عشق
    آیینه های عشق و صفا روبروی ماست
    مهر آمد و درین تپش قلب زندگی
    پرواز تا شکفته شدن آرزوی ماست