هفته بسیج بر بسیجیان داور پیرو ولایت مبارک و گرامی باد

هفته بسیج بر بسیجیان دلاور پیرو ولایت مبارک و گرامی باد

 

 

سالروز تشکیل بسیج مستضعفین

خداوند در جهان طبیعت برای هر چیز، اسباب و عوامل ویژه‏ای قرار داده است. همچنین دفاع از دینش را به عهده‏مردان متعهد و مومن به اسلام نهاده است و لذا پس از آیه 39 سوره حج که برای نخستین بار اجازه جهاد را صادر کرده،می‏فرماید:

». ولولا دفع اللَّه الناس بعضهم ببعض لهدِّمت صوامعُ و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم اللَّه کثیراً«.

چنانچه خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع ننماید، هر آینه دیرها و صومعه‏ها و معابد و مساجدی که‏در آنها ذکر خدا بسیار می‏شود، ویران خواهد شد

و در سوره بقره در آیه 251 به دنبال نقل جهاد داوود با جالوت و به قتل رسانیدن او می‏فرماید:

»لولا دفع اللَّه الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض«.

اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نکند، زمین به فساد کشیده خواهد شد.

و این خود فلسفه بسیج و جهاد در راه خدا را تشکیل می‏دهد و لذا در آیه 41 سوره توبه برای تحقق یافتن این هدف‏مقدس می‏فرماید:

»انفروا خفافاً و ثقالاً و جاهدوا باموالکم و انفسکم فی سبیل‏اللَّه ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون«.

همگی سبکبار و سنگین‏بار به سوی جبهه بسیج شوید و با اموال و جانهایتان در راه خداوند به جهاد پردازید که این به‏سود شما است چنانچه بدانید.

خفاف و جمع خفیف و ثقیل است. مرحوم علامه طباطبایی در المیزان می‏فرماید: این دو واژه، عبارت از دوحالت مختلف در انسان است و کنایه از این است که هیچ چیز نباید عذر و بهانه‏ای برای عدم حرکت و بسیج به سوی‏جبهه جنگ شود؛ مانند فقر یا ثروت، کثرت مشاغل زندگی، وابستگیها و دل‏بستگیها به خانواده و بستگان و دوستان‏و.

بسیج در عصر بعثت

در عصر بعثت، هنگامی که مسلمانان در مکه به ترویج آیین مقدس اسلام مشغول بودند، پیوسته از سوی جامعه شرک‏جاهلی مورد شکنجه و آزار جسمی و روانی قرار می‏گرفتند و لذا به طور مکرر از رسول خدا9 تقاضای جهاد می‏نمودندولی چون هنوز دستور جهاد از جانب خداوند نازل نشده بود، آن حضرت آنان را در انتظار نزول آیه جهاد می‏گذاشت تاسرانجام دستور هجرت به مدینه صادر شد و با گرایش اهل مدینه به اسلام و افزایش نیروی انسانی مومن، قدرت‏نظامی مسلمانان به حدّ کافی رسید و به دنبال آن، آیه جهاد نازل گردید: )اذن للذین یقاتلون.( و بدین ترتیب با اجازه‏جهاد در راه خدا، به انتظار طولانی آنان پایان داده شد.

آنچه در این میان بیشتر جلب توجه می‏کند، شور و استقبال گسترده‏ای است که در جامعه کوچک مدینه، پس از اجازه‏جهاد دیده می‏شود، حتی کسانی هم که از امکان مادی و یا جسمی برخوردار نبودند، احساس مسوولیت می‏نمودند؛چنانکه پیرمردی نابینا از اصحاب رسول خدا9 حضور حضرت می‏رسد و عرضه می‏دارد:

»کسی ندارد حتی عصای اورا بگیرد و در عین حال نگران این است که مبادا پیش خداوند از عدم شرکت در جبهه معذور نباشد« و جمعی دیگربرای گرفتن مرکبی پیش پیامبر می‏آیند تا بوسیله آن به سوی جبهه حرکت کنند و با دشمنان خدا بجنگند، وقتی ازپیامبر می‏شنوند که:

»لا اجدما احملکم علیه« مرکبی که شما را بر آن سوار نمایم دراختیارم نیست، )تولوا واعینهم‏تفیض من الدمع حزناً( با چشمان اشکبار و اندوهگین باز می‏گردند، که در آیه 92 سوره توبه به آنها اشاره شده است.

و نیز در آیه 122 همین سوره آمده است:

»و ما کان المومنون لینفروا کافه.« و در شان نزول آن آمده است که مسلمانان‏حتی در جنگهایی که شخصاً پیامبر9 در آن شرکت نمی‏کرد و به آن »سریه« گفته می‏شد، همگی با اشتیاقی بسیارشرکت می‏کردند، لذا آیه فوق نازل شد که جمعی در مدینه بمانند و از پیامبر9 احکام دینشان را فراگیرند و به رزمندگان‏پس از بازگشت از جبهه بیاموزند، زیرا که مسلمین، عصر سیاه جاهلیت را )که قرآن کریم خطاب به آنان می‏فرماید:

»وکنتم علی شفا حفره من النّار« شما در کنار پرتگاه و گودالی از آتش فساد و خصومت و تباهی قرار داشتید( پشت سرنهادند و دشمنان اسلام را که به برکت آن از جهنم سوزان جاهلیت رهایی یافته بودند، پیش‏رو داشتند، و به همین دلیل‏با تمام وجود از دینی که مایه سعادت و عامل نجات آنان بود دفاع می‏نمودند، به گونه‏ای که دشمنان اسلام را با تمام‏عدّه و عُدّه از پای درآوردند و پرچم پرافتخار اسلام را بر بام بلند جهان برافراشتند.

آنان در شرایطی این فرمان مقدس‏بسیج را پذیرا شدند که از حداقل امکانات مادی و نیروی انسانی برخوردار بودند، به گونه‏ای که حتی گاهی هر چند نفررزمنده به یک دانه خرما قناعت می‏نمودند، و از نظر شرایط جوی در آن گرمای طاقت فرسای جزیرهالعرب در بدترین‏وضعیت قرار داشتند، ولی با این همه، حتی پیری و کهولت سن مانع شرکت آنان در بسیج عمومی نمی‏شد.

در رابطه با آیه 41 سوره توبه نیز آمده است:

مردی از اصحاب پیامبر9 پس از عمری جهاد در رکاب آن حضرت، مجدداً به آیه یاد شده از سوره توبه می‏رسد،خطاب به فرزندانش می‏گوید: »جهّزونی یا. مرا برای جهاد در راه خدا مجهز سازید. پسرانش می‏گویند:

تو در رکاب‏پیامبر و بعد از او جنگها نموده‏ای و اکنون دیگر پیر شده‏ای.

مرد صحابی می‏گوید:

در این آیه می‏بینم که پروردگارمان به‏پیر و جوان ما فرمان بسیج داده است.

فرمان بسیج عمومی از سوی امام(ره)

آن همه شور و حماسه‏ای که برای دفاع از اسلام در صدر اسلام اتفاق افتاد، پس از گذشت چهارده قرن در ایران‏اسلامی تکرار شد، به گونه‏ای که عرصه را آن چنان بر صدامیان تنگ کرد که سرانجام دست صلح‏طلبی به سوی ملت مادراز نمودند و این همه، به برکت فرمان بسیجی بود که امام امت(ره) در پنجم آذرماه 58 صادر نمود و فرمود:

»مملکت اسلامی باید همه‏اش نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد، باید اینطور باشد که یک مملکتی که بیست‏میلیون جوان دارد، بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتشی داشته باشد و یک چنین مملکتی‏آسیب‏پذیر نیست

 

«.

صدام در ملاقاتی که وزیر امور خارجه کشورمان با وی داشت، به نکته ظریفی اعتراف کرد که نشانه اقتدار و عظمت‏بسیج است. وی خاطرنشان ساخت که ایرانیها با پیشانی بند سبز خود با فریاد تکبیر، تا هر کجا که می‏خواستند پیش‏می‏آمدند و هر تصمیمی را به مرحله اجرا درمی‏آوردند و از چیزی جز خدا نمی‏ترسیدند.

فضل آن است که دشمن به آن اعتراف کند )الفضل ما شهدت به الاعداء( و در افتخار بسیج همین بس که حتی سران‏جبهه دشمن هم به عزت و عظمت و خدایی بودن این نیروی شجاع و دلیر اعتراف دارند.

یکی از مکانیزمهای موثر و عمده‏ای که نه ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی (5 آذر 1358) از سوی رهبر کبیر انقلاب‏به منظور مقابله با توطئه‏های استکبار جهانی ایجاد شد، همین نهاد معظم بسیج مستضعفین بود که به حق توانست‏پیروزیهای چشمگیری را نصیب کشور نماید.

امام امت(ره) در جمله‏ای رسا نقش بسیج را در سرنوشت کشور چنین‏ترسیم فرمودند:

»اگر بر کشور نوای دلنشین تفکر بسیجی طنین‏انداز شود چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گردید والا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند.

یک بررسی تاریخی بخوبی نشان می‏دهد که وحدت ملی و بسیج عمومی، نیاز استراتژیک تمام انقلابها؛ بخصوص درمراحل سازندگی آنهاست.

در همین راستا، انقلاب اسلامی، هم در شکل مبارزه و هم در محتوا و مضمون حرکت‏انقلابی خویش، از عمیق‏ترین عوامل وحدت و گسترده‏ترین علل حضور نیروهای مردمی برخوردار بوده است.

چنین‏علل و عواملی در هیچیک از جنبش‏ها و انقلابهای دهه‏ها و دوره‏های اخیر با این ویژگی وجود نداشته است؛ چرا که ازیکسو انقلابهای ملی و مارکسیستی به دلیل همسو نبودن با افکار و احساسات مذهبی توده‏های مردم و از سوی دیگرانقلابهای مکتبی به دلیل کم اهمیت دادن به نقش مردم و حضور کم‏رنگ مبانی اعتقادی و عوامل فرهنگی، به‏هیچوجه نتوانسته‏اند همانندی برای انقلاب اسلامی به شمار آیند، و هر انسان منصف بخوبی اذعان دارد که عملکردسراسر افتخار بسیج و موفقیت‏های آن در طول عمر پربرکت خویش، مرهون سه اصل؛ رهبری، مکتب و وحدت بوده‏است.

در هر حال، ویژگیها، ارزشها، اهمیت و نقش آفرینیهایی که بسیج در ابعاد نظامی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‏برای انقلاب و جامعه ما داشته است، آن را دارای مشروعیت و حقانیت نموده است و از آنجا که انقلاب اسلامی‏درصدد آن است که عَلَم مبارزه با کفر و استکبار را در تمام ابعاد و سطوح داخلی و خارجی همواره برپا نگهدارد،ضروری است که طرحها و برنامه‏هایی را جهت انسجام و پایداری مستمر تشکیلات بسیج در محیطهای آموزشی،فرهنگی، حرفه‏ای، خدماتی، ورزشی، هنری، علمی و.

پیش‏بینی نماید تا اعضای آن همواره روحیه بسیجی، دفاعی‏و فرهنگی خود را حفظ نمایند

.

اکثر انقلابها پس از پیروزی در سطوح ملی و بین‏المللی با مشکلات عدیده و آسیبهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی‏گوناگونی مواجه بوده‏اند.

انقلاب اسلامی پس از رشد و بالندگی خود، عَلَم مبارزه با کفر و عناد و ظلم را در نظام سلطه‏جهانی برافراشت و حرفی نو و پیامی تازه برای تمام مردم محروم و مستضعف جهان مطرح نمود، لذا همواره موردغضب و خشم و تهاجم گسترده استکبار جهانی قرار گرفت و در این زمینه بی‏مناسبت نبود که حضرت امام1 فرمودند:

»این بزرگترین ساده‏اندیشی است که، چه در جنگ و چه در صلح، تصور کنیم جهانخواران و خصوصاً آمریکا و شوروی‏از عناد با اسلام عزیز دست برداشته‏اند«.

لذا نیروهای انقلاب بویژه پیروان صدیق آن حضرت نباید لحظه‏ای از کید دشمنان غافل بمانند چون در نهاد و سرشت‏آمریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی9 موج می‏زند و آنچه که انقلاب اسلامی را در مقابل تهاجمات‏گسترده امپریالیسم مصون می‏دارد، حضور گسترده نیروهای مردمی و بسیجی در صحنه‏های سیاسی، اجتماعی وفرهنگی جامعه است.

اکنون در دهه دوم انقلاب که موضوع بازسازی مطرح شده، اگر قصد آن داریم که کشور مستقل و آزادی را در تمام ابعادبسازیم و اگر در جهت رشد و توسعه اقتصادی و امنیت ملی و رفاه عمومی ایران اسلامی برنامه و یا ایده‏ای داریم و اگربه استقلال و تمامیت ارضی کشور فکر می‏کنیم و سرافرازی و عزت ملت مسلمان ایران را در سر داریم باید بسیج وبسیجی و تمامی نیروهای مردمی را در سرتاسر بافت جامعه از شهر و روستا، کارخانه و اداره، خانه و مدرسه، بازار وخیابان، صدا و سیما، روزنامه و مجله، ورزش، سیاست، دانشگاه و.

مورد حمایت قرار دهیم و تمام توان را برای‏تحقق آرمانهای مقدس انقلاب اسلامی به کار بریم و زمینه‏های تفکر بسیجی در دفاع از ارزشهای الهی - انسانی درجامعه اسلامی و انقلابی‏مان را گسترش دهیم تا انقلاب از هر جهت مصون بماند، همه اقشار مردم و بویژه مسوولین ومدیران جامعه در کلیه سطوح بایستی به خصوصیات بارز بسیجی تاسی جویند و نه تنها باید مبلّغ فرهنگ بسیجی‏باشند بلکه خود باید نمونه‏ای از یک بسیجی با معیارهای ارزشمند ایمان و توکل به ذات اقدس حق تعالی، شجاعت،شهامت در برخورد با مشکلات، مبارزه بی‏امان با دشمن، آگاهی، صداقت، دلسوزی، خلوص و تلاش و فداکاری و ازجان گذشتگی، اراده پولادین، دقت و تخصص و ابتکار در کارها که از بسیجی عنصری گره‏گشا می‏سازد باشند.

اگر این‏روحیه و تلاش مستمر در همه زمینه‏های سیاسی، اقتصادی، قضایی، فرهنگی و اجتماعی کشور به طور جدی وجودداشته باشد در کمترین زمان، مشکل‏ترین مسائل براحتی قابل حل بوده و گامهای موثری در جهت پیشبرد تفکر وفرهنگ بسیجی در سطح جهان برداشته می‏شود؛ چرا که به قول حضرت امام1 بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی‏نیست و باید هسته‏های مقاومت در تمام جهان به وجود آید و در مقابل شرق و غرب بایستند.

شما در جنگ تحمیلی‏نشان دادید که با مدیریت صحیح و خوب می‏توان اسلام را فاتح جهان نمود.

بنابراین اگر ما به این ارزشها می‏اندیشیم، باید دست خود را به سوی نیروها و انسانهایی که امام بزرگوارمان بوسه زدن‏بر بازوان آنها را افتخار می‏دانست، دراز کنیم و دست آنان را برای یک فعالیت تنگاتنگ و فشرده در جامعه انقلابی‏بفشاریم و سنگ بنای یک جامعه انقلابی و نمونه، مستقل و پیشرفته، مرفه و سعادتمند را بنا نهیم و البته این در گرو این‏است که فرهنگ بسیجی و تفکر بسیجی را منحصر به بُعد نظامی ندانیم و با برنامه‏ریزی صحیح و مناسب از این نیروی‏عظیم مردمی که می‏تواند اهرم نیرومندی در جهت حل مسائل و مشکلات جامعه در ابعاد و سطوح اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی باشد استفاده نماییم.

چون نیروهای مردمی یکی از اصلی‏ترین عناصر پیروزی و یا شکست‏انقلابها هستند و مسوولین و برنامه‏ریزان کشور باید به دنبال جذب و به کارگیری و هدایت این نیروها که بیشترین نقش‏را در انقلاب داشته‏اند، باشند و همواره سعی نمایند با اقدامات جدی و عملی مسائل و مشکلات آنها را برطرف‏نمایند و به قول حضرت امام1:

»اگر ما بخواهیم استقلال حقیقی به دست آوریم، باید سعی کنیم تمامی اَشکال نفوذ آمریکا چه اقتصادی، چه سیاسی‏و چه نظامی و فرهنگی رااز بین ببریم. رسیدن به این موفقیت عظمی در گرو میزان توجه و سرمایه‏گذاری جهت جذب نیروهای مردمی است، چرا که با ارائه‏برنامه‏های مختلف از یک سو زمینه‏های تداوم و انسجام آنها را فراهم نموده و از سوی دیگر در انتقال فرهنگ غنی‏اسلامی به نسل جوان در اجرای وظایف فردی، خانوادگی، اجتماعی و اخلاقی موفق خواهیم بود که البته این امرمهمترین روش برای مقابله با راههای نامرئی فرهنگ‏های نفوذی و غیراسلامی است که در سطوح مختلف جامعه‏ خاصه جوانان به چشم می‏ خورد مطالب از سایت شورای سیاست گذاری ائمه جمعه  کشور  نقل شده است