اشنایی با حاج اسماعیل اریا فرهنگی فرهیخته و چهره ماندگار از بارگاهی

یـاد مـانـدگـار / به کوشش امراله بنازاده

یـاد مـانـدگـار / به کوشش امراله بنازاده

گفتگو با اسماعیل آریا: رئیس اسبق و یکی از پیشکسوتان آموزش و پرورش دشتستان

هفته نامه مردم جنوب، در راستای اعتلای فرهنگی منطقه و ارج نهادن به مقام رفیع معلم، به مناسبت بزرگداشت هفته معلم، فرصت را غنیمت شمرده و با گفتگو با یکی از مدیران پیشکسوت، از زحمات چندین ساله ایشان قدردانی می‏ کند.

 

1- آقای آریا ! با تشکر از اینکه با مابه گفتگو نشستید، خواهش می‏ کنم مختصری از خودتان بگویید، از تولد، تحصیلات و ....

بنده حقیر از مرداد 1327 شمسی در روستای بارگاهی 5 کیلومتری شمال شرقی برازجان چشم به جهان گشوده ‏ام. قرآن را درهمان روستا در مکتب خانه در سن پنج سالگی فراگرفتم و در مهر 1334 در دبستان بوستان روستای دهقاید به مدرسه رفتم. از سال 1338 که خانواده ‏ام در برازجان ساکن شدند کلاس‏ های پنجم و ششم ابتدایی و دوره دبیرستان را تا کلاس دهم در برازجان به پایان بردم.
 

تا آنجا که اطلاع داریم، شما از نخستین فارغ التحصیلان دانشسرای مقدماتی بوشهر در سالهای 45-44 هستید لطفاً در مورد نحوۀ پذیرش و تحصیل در آن مقطع زمانی توضیح دهید:
 

2- آری، در سال 1344 در امتحان ورودی دانشسرای مقدماتی شرکت نمودم از چهل نفر پذیرفته شده کل استان ده نفر سهمیه دشتستان بود که بنده به عنوان نفر دوم قبول شدم. دانشسرای مقدماتی از سال 1343 در بوشهر دائر شده بود و بنده در سن 18 سالگی فارغ التحصیل شدم و در روستای بنه جاموشی که اینک اثری از آن روستا نیست مشغول به کار شدم ـ بنه جاموشی و روستای سده در حال حاضر روستای قلعه سفید را تشکیل داده ‏اند-  در آن سال سه کلاس را تدریس می ‏کردم و در مدت تدریس یک ساله‏ ام مدرسه دو کلاس خشتی گلی را تعمیر و سفیدکاری کردم و محوطه سازی نمودم و در مهر ماه 1347 به خدمت سربازی رفتم.

 پس از دو سال خدمت نظام از مهرماه 1349 به تدریس فیزیک، شیمی، زیست‏ شناسی و سپس جبر، حساب و هندسه در دبیرستان آب‏پخش مشغول شدم. آن زمان بیرون از برازجان دو دبیرستان یکی در سعدآباد و دیگری در آب‏پخش وجود داشت. بیشترین علاقه بنده تدریس فیزیک و شیمی و زیست شناسی بود چون دیپلم طبیعی(تجربی) داشتم. پس از چهار سال تدریس به دانشگاه رفتم و در رشته مشاوره و راهنمایی تحصیل نمودم. البته قبلا فوق دیپلم تجربی و ریاضی را هم اخذ نموده بودم.

 

3- آقای آریا ! در سالهای خدمت، به جز مدیریت و تدریس چه فعالیت‏هایی داشته‏ اید؟

بنده در سالهای خدمتم بجز تدریس- که هیچ وقت از آن جدا نشدم ـ تحصیل می‏ کردم و این تحصیل را تا کارشناسی ارشد ادامه دادم. کلاسهای فوق برنامه داشتم بدون دریافت دیناری، بیشترین مزد را زمانی دریافت می‏کردم که می‏دیدم یک دانش‏‏ آموز روستایی در دانشگاه قبول شده است. البته در طول تحصیل و بعد از آن در کنار مبارزان انقلاب فعالیت می ‏کردم. گواه و سند تدریس بنده، عزیزانی هستند که بعداً خدمتگزاران جامعه خود بویژه در آب‏پخش شدند.
 

4- جناب آریا! چند سال از خدمت شما در سمت ریاست آموزش و پرورش دشتستان و دیگر شهرستان های  استان سپری شده است؟ و در ایام هشت سال دفاع مقدس چه نقشی داشته ‏اید؟
 

- بنده از سال 59 تا 62 مدیر دبیرستان‏های شهید جاوید کازرونی و طالقانی بودم و از شهریور 62 لغایت دیماه 65 مسئولیت آموزش و پرورش شهرستان  دشتستان  را داشتم. پس از آن مدرس تربیت معلم شهید رجایی شدم البته امتیاز تربیت معلم شهید رجایی را در چهارمین ماه مسئولیتم به عنوان دومین مرکز تربیت معلم استان گرفتم و خودم در آنجا روانشناسی و اصول تربیت تدریس می‏‏کردم. از تیر ماه 66 لغایت شهریور 67 مسئولیت آموزش و پرورش بندر کنگان داشتم. آن زمان شهرستان جم و ریز و عسلویه جزء کنگان بودند. مجدداً به برازجان برگشتم و به تدریس در مرکز تربیت معلم برازجان مشغول شدم. از تیر ماه 74 تا تیرماه 75 مسئولیت آموزش و پرورش بندر ریگ را داشتم و پس از آن تا اردیبهشت 77 مسئولیت آموزش و پرورش تنگستان را عهده ‏دار بودم و مهر 77 به افتخار بازنشستگی نایل شدم. در فاصله این مدت، ده دوره متوالی به عنوان نماینده وزارت، ناظر امتحانات نهایی استان‏های مختلف کشور بوده ‏ام. و چند بار خداوند توفیق داد به جبهه ‏های حق علیه باطل بروم. هم در جبهه و هم پشت جبهه، مجتمع‏ های آموزشی را دائر و شخصاً مدیریت و تامین نیرو می‏ نمودم که یک بار تا مرز شهادت و اسارت هم رسیدم ولی سعادتی بیش از این نداشتم.
 

5- چه سالی بازنشسته شدید؟ و از آن به بعد چه می ‏کنید؟
 

همان طور که عرض کردم در سال 77 بازنشسته شدم  ولی تا سال 87 در دبیرستان‏ها و مراکز آموزش ضمن خدمت و تا سال 90 در کلاسهای آموزش خانواده تدریس می‏کردم و به شما عرض کنم اگر خداوند منّان بار دیگر مرا جوان بنماید و شغل انتخاب کنم جز معلمی شغل دیگری انتخاب نخواهم کرد.

از سال 83 تا کنون به عنوان مدیر اجرای احکام شوراهای حل اختلاف دشتستان برای رضای خداوند به خدمت مشغولم که چون معتقدم کار برای خدا خستگی ندارد، امیدوارم که مقبول شود.
 

6- آقای آریا ! شما ظاهراً اهل ذوق و ادب و قلم هستید و حتی مقالاتی در نشریات پژوهشی به چاپ رسانده ‏اید، لطفاً در این مورد توضیح دهید: 
 

- اینکه مرا اهل ذوق و ادب دانسته‏ اید از بزرگواری شماست والا در برابر بزرگان این عرصه ((من چه باشم که بجویم نامی؟!)) ولی به هر حال یک فرهنگیم و به قول سهراب ((سر سوزن ذوقی دارم)) و گذشته‏ های بنده (( ران ملخی هم به درگاه سلیمان نیست)) بله، هر ازگاهی به مناسبتی قلمم صفحه کاغذی را سیاه می‏کند و دوستان لطف می ‏کنند و در هفته‏ نامه ‏های محلی درج می‏کنند.

7- آقای آریا ! شما با بیش از چهل سال تعلیم وتدریس و مدیریت، هنوز هم به حمدالله با نشاط و آرام و صبور در خدمت جامعه آموزشی و قضایی کار می‏ کنید، این آرامش و نشاط، نشانه چیست؟  

- بنده آرامش خود را مدیون آیه‏ ای از قرآن مجید می‏دانم و سخت بدان معتقدم (( ِالا بذکرالله تطمئن القلوب)) در تمام عمر 65 ساله‏ام، تکیه گاهم یزدان پاک بوده، هر وقت به مشکلی برخورده ‏ام توسلم به ائمه اطهار بوده و معتقدم عزت و ذلّت، مرگ و زندگی، دست خداست یا وقتی خداوند در سوره زُمر می‏فرماید و ((لِلهِ شفاعه جمیعاً و ان الله یغفر الذنوب جمیعاً)) و یا زمانیکه می خوانیم خدای مهربان از ((رگ گردن ما به ما نزدیک‏تر است)) چرا ما نباید آرامش داشته باشیم. بنده در مقاله (( دعا درمانی)) که هفته نامه وزین اتحاد جنوب چاپش نموده دقیقاً به این موضوع پرداخته ‏ام.
 

8- با توجه به تجربه چندین ساله آموزشی چه پیشنهادی برای معلمان و مدیران جوان دارید؟
 

- معلمی عشق است نه شغل! باید عاشق باشی؛ - امانت معلم انسان است و معلم معمار انسان سازی، اگر کسی معلمی را شغل می‏پندارد- که باید ارتزاق او را تامین کند سخت در اشتباه است. درست است که (( من لا معاش له لا معادله)) ولی عشق معلمی عشق به خداست. شغل خستگی دارد اما عاشقی نه! همکاران جوان من، فقط به خدا بیندیشید و معلمی را عشق خود بدانید. در خصوص مدیران محترم هم عرض کنم، مدیریت ترکیبی است از علم و فن و هنر، علم اکتسابی است، فن تجربی است اما هنر ذاتی است. اگر هنر مدیریت در وجود شماست مدیر باشید والا خود را خسته نکنید.  
 

9- لطفاً یکی از خاطرات جالب مدیریت یا آموزش خود را بیان فرمایید:
 

- زندگی کاری بنده سراپا خاطره است که بخاطر پیشگیری از اطاله کلام نمونه کوچکی عرض می‏شود: همکاری را به عنوان ناظر امتحانات نهایی منطقه ارم انتخاب نموده بودیم ساعت 11 شب به بنده اطلاع دادند که این همکار تصادف کرده و نمی‏تواند به منطقه برود، همان لحظه همکار دیگری را تلفنی برای این کار تعیین نمودم و قرار ما ساعت 4 صبح درب اداره بود. بنده با موتور سیکلت ساعت 4 صبح آمده بودم آن زمان جاده خراب بود و چندین بار باید از آب بگذشتی، به قوه الهی ما 6 صبح به محل مدرسه 17 شهریور تنگ ارم رسانیدیم تا 30/8 آنجا ماندیم و نیم ساعت حوزه امتحانی را بازدید و همکار همراهم را معرفی و سپس عازم برازجان شدم و ساعت 10 در اداره بودم. همچنین در فرصتی دیگر، سه شبانه روز با پای پیاده تمام منطقه باغ تاج پشتکوه را پیمودم و تمام مدارس را بازدید کردم و شب در چادر عشایری در کنار معلمان عشایر خوابیدم. کاری که قبل از بنده هیچ کس نکرده بود و هزاران خاطره دیگر....
 

10- آقای آریا! چنانچه مصلحت می ‏دانید ناگفته ‏های خود را صمیمانه بیان فرمایید:  
 

ـ بنده در چهار شهری که مدیر آموزش و پرورش بوده ‏ام با تمام وجودم در خدمت آموزش و پرورش آن منطقه بودم. هر رشته‏ ای که در آن شهر نبود ولی در بوشهر (مرکز استان) بود با تلاش مضاعف در آن شهر دائر می ‏کردم. برای تامین دبیر به هر جا لازم بود می‏ رفتم. خانه سازمانی حق رئیس اداره را در اختیار دبیر (طرحی) می‏ گذاشتم  و خودم در محله علی‏ آباد در منزل پدری زندگی می‏ کردم. هیچ وقت از بیت ‏المال سوء استفاده ننمودم. البته هر کس خواست کاری کند اشتباه هم می‏ کند که امیدوارم خداوند منان و همکارانی که سهواً در حقشان اشتباهی صورت گرفته مرا ببخشند. بنده امروز وقتی تربیت معلم، هنرستان رازی و هنرستان علامه طباطبایی و مدرسه راهنمایی حمزه و 12 ساختمان دیگر را که در مدت چهار سال مدیریتم در برازجان ساخته شد می‏ بینم از صمیم قلب خوشحال می ‏شوم که در زمان جنگ، خدا را شاکرم که توانسته‏ ام به شهر و دیارم خدمت کوچکی بنمایم. بنده با کارگری و خودکفایی و قناعت روزگار گذرانیده ‏ام و از خدا می ‏خواهم که ای خدای مهربان ((توفّنا مع الابرار)) از هیچکس کینه ‏ای به دل ندارم و اگر هم فردی آگاهانه یا سهواً مرا آزرده باشد او را می ‏بخشم. انشاءالله خداوند منّان همه ما را ببخشاید.

همچنین در طول خدمتم حداقل هشت بار از طرف مقام عالی وزارت، ده مرتبه از طرف معاونت جنگ وزارت متبوع و مسئولین نظامی جبهه و حدود 18 فقره از سوی مدیران کل و روسای وقت آموزش و پرورش و فرماندار دشتستان و تنگستان تشویق کتبی شده ‏ام. که از جمله آنها تشویق زیارت ثامن‏ الائمه (ع) را نیز در کارنامه خود دارم.
 

11ـ اگر پیام یا پیشنهادی دارید بفرمایید.
 

 از اینکه 15 سال بعد از بازنشستگی یادی از حقیر نموده ‏اید کمال تشکر را از شما و همکار و دوست صدیقم آقای امراله بنازاده دارم. تنها پیشنهاد بنده این است که مردمی باشید با مردم باشید. در کارتان صدیق باشید. در کارتان بجز به خدا به هیچ چیز دیگری نیندیشید. حب و بغض را در کارتان دخالت ندهید.