چشم گریان

 

سه چشم رستگار امام باقر (علیه السلام) در حدیثی در مورد احوالات روز قیامت می فرماید: «کُلُّ عَیْنٍ بَاکِیَهٌ یَوْمَ الْقِیَامَهِ غَیْرَ ثَلَاثٍ عَیْنٍ سَهِرَتْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَیْنٍ فَاضَتْ مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ‏  وَ عَیْنٍ غُضَّتْ‏  عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ؛[1] هر چشمی روز قیامت گریان است ، جز سه چشم : چشمی که در راه خدا شب را بیدار باشد ، چشمی که از ترس خدا گریان شود ، و چشمی که از محرمات الهی و گناهان بسته شود».
چشمی که از محرمات الهی بسته باشد، نقش عظیمی در بندگی بنده نسبت به خدا می تواند ایفا کند. بنابراین ما در این مقاله در این باره می خواهیم مطالبی بگوییم. انشاءالله

هر چه دیده بیند دل کند یاد
حضرت علی (علیه السلام) چشم را دریچه ای به سوی قلب می داند: « القلبُ مُصحَفُ البَصَر؛[2] قلب، کتاب دیده است (آنچه چشم می بیند بر صفحه دل ثبت می شود)».
پس اگر کسی چشمان خود را از محرمات الهی باز ندارد، طبق این حدیث، این گناهان بر قلب انسان تاثیر گذاشته و تاریکی را برای انسان به ارمغان می آورد.
حضرت در حدیث دیگری راحت بودن قلب را در فروبستن چشمها از حرام می داند: «مَنْ غَضَّ طَرْفُهُ اَرَاحَ قَلْبَهُ؛[3]هر کس چشم خود را (از حرامهای خدا از جمله نگاه به نامحرم) فرو بندد، قلبش راحت می ‏شود».
یکی از گناهان چشمی بزرگ، نگاه به نامحرم است که خیلی از اختلافات و در گیریها بین زوجین، به همین نگاههای حرام برمی گردد.
خیلی از حرص و جوشها و حسادتها، نتیجه نگاه کردن به مال و منال دیگران است (چون به پای زندگی مادی دیگران نمی رسد حسادت می ورزد)

قرآن اینچنین می گوید
در قرآن به این نکته اشاره شده: کسانی که دیدگان خود را از دیدن حق و حقیقت می بندند (به جای اینکه از محارم الهی چشم ببندند؛ از حق و حقیقت چشم می بندند) به جهنم وارد می شوند. «وَ لَقَدْ ذَرَاْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ اَعْیُنٌ‏ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها اُولئِکَ کَالْاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ اُولئِکَ هُمُ الْغافِلُون‏؛[اعراف/179]به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آنها دلها [عقلها] یی دارند که با آن (اندیشه نمی‏ کنند، و) نمی‏ فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‏ بینند؛ و گوشهایی که با آن نمی‏ شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه‏ گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند». [4]
این آیه کسانی را که از دیدگان خود برای دیدن حقیقت استفاده نکنند (دیدگانشان به سهم خود کار حرامی انجام می دهند)، غافلان معرفی نموده و این تعبیر را در موردشان به کار می برد که اینان گویا چشمهایشان نمی بیند، چون کسی که آثار و نشانه های خدا را به قصد هدایت نبیند گویا چشمش آن کارایی لازم را از دست داده است.
قرآن در آیه دیگری بیان می کند:«قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنی‏ اَعْمی‏ وَ قَدْ کُنْتُ‏ بَصیراً؛[طه/125]می‏گوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم‏» [5]
کسانی که با اشاره دیدگان خود بی اعتنایی خود را نسبت به اهل ایمان و فرامین الهی که می شنوند؛ فریاد می کشند شاید در ظاهر قدرت دیدن دارند ولی باطنا نابینا هستند. در آخرت که باطن اعمال معلوم می شود، اینان پی به نابینایی خویش می برند.

خدا رازهای نهفته را می داند.
خداوند در قرآن چنین آورده است: «یَعْلَمُ خائِنَهَ الْاَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ؛[غافر/19] او چشمهایی را که به خیانت می‏ گردد و آنچه را سینه ‏ها پنهان می‏ دارند، می‏ داند». [6]
در این آیه خداوند می گوید: چشمهایی که خیانت پیشه اند و از حرامهای خدا دوری نمی کنند؛ شاید فکر کنند کسی متوجه خیانت آنها نمی شود ولی ما آنها را می بینیم و از احوال آنها غافل نیستیم.

نتیجه گیری
امام باقر (علیه السلام) چشمی راکه از محرمات الهی دور بوده و ازدیدن و تمایل به آنها اجتناب می کرده، در قیامت گریان نمی داند. صاحب این چشمان در آن روز مسرور و شادمان است.
  کسانی را که چشم ظاهر دارند وی نسبت به دیدن حقیقت بی اعتنا هستند؛ قرآن می گوید: اینها در حقیقت نمی بینند و نابینا هستند.
حضرت علی (غلیه السلام) قلب را کتابی برای چشم می داند یعنی هر چه چشم  ببیند در کتاب قلب نقش می بندد، به قول معروف: هر چه دیده بیند دل کند یاد
پس انسان باید مواظب باشد که چه خوراکی برای قلبش و برای ذهنش می سازد (چون مغز و ذهن انسان هم درگیر تصاویر دریافتی از چشم هستند)

نتیجه گیری
[1] کافی، چاپ اسلامیه، ج 2 ، ص 80
[2] شرح نهج البلاغه فقیهی، حکمت412، ص396
[3] تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 260 ، ح 5555
[4] ترجمه مکارم، ص 174
[5] همان، ص320
[6] همان، ص469

 

 

 

 

 

مقاله اشک چشم ، گناه را می شوید

.

«واذکُر رّبّک فی نفسک تضرّعاً وّ خیفهً وَ دونَ الجَهرِ مِن القَولِ بالغُدُوِّ وَالاصالِ و لا تکُن مِّنَ الغافلین

(۱) خدای خود را با تضرّع و پنهانی و بی آنکه آواز برکشی در دل خود در صبح و شام یاد کن و از غافلان مباش.

هیچ قطره ای نزد خدا محبوبتر نیست از آن قطره اشکی که در تاریکی شب به خاطر ترس از گناه و نه به منظور دیگری از چشم بنده ای ریخته شود.

امام صادق علیه السلام می فرماید:

هیچ چیزی به اندازه ی گریه سالک وزنی سنگین ندارد که یک قطره اش دریائی از آتش را خاموش سازد و چون چشم به اشک خود پر شود، [و اشک در آن حلقه بزند]، آن چهره پریشانی و خواری نبیند و چون اشک بریزد، خدا آن چهره را بر آتش دوزخ حرام کند و اگر هر آینه در میان یک امّت یک نفر گریان باشد، همه آن امّت مورد ترحّم قرار گیرند.

اشک چشم سیاهی و چرک روح را که در اثر گناه ایجاد شده، می شوید و روح انسان پاک می شود. خداوند متعال خودش می فرماید: صبح و شب روحت را با اشک چشم خود بشوی و بعد به ملاقات من بیا. این کار را در خلوت کن مبادا صدایت را بلند کنی و کسی جز خدا گریه ی تو را ببیند، این کار از اسرار است.

عبادتت باید فقط برای خدا باشد.خداوند در ادامه ی آیه می فرماید: من شمار را راهنمایی کردم. بعداً مگویید بی خبر بودم یا نمی دانستم. خداوند مهربان، خودش خریدار اشک چشم هایی است که به خاطر خدا و ندامت از گناه ریخته می شود. راهروان راه حق باید بدانند که مکمل تمام عبادات مستحب آنها، قطره های اشکی است که در فراق محبوب ریخته می شود.

اگر کارهای نیک سالک را در کفه ی ترازو و اشک و زاری را در کفه ی دیگر ترازو بگذارند، اشک چشم سنگین تر می آید.

امام صادق علیه السلام می فرماید: هیچ چیزی به اندازه ی گریه سالک وزنی سنگین ندارد که یک قطره اش دریائی از آتش را خاموش سازد و چون چشم به اشک خود پر شود، [و اشک رد آن حلقه بزند]، آن چهره پریشانی و خواری نبیند و چون اشک بریزد، خدا آن چهره را بر آتش دوزخ حرام کند و اگر هر آینه در میان یک امّت یک نفر گریان باشد، همه آن امّت مورد ترحّم قرار گیرند

اشک چشم در فراق خداوند سبحان، خاکستر گناه را می شوید و روح را شفاف می سازد.

اگر سالکان کارهای نیک انجام دهند و در عشق خدا گریه کنند، خیلی زودتر به کمالات می رسند. به شرط آنکه دیگر مرتکب گناهی نشوند و در هیچ یک از اعمالشان نیتی جز تقرّب به خداوند نداشته باشند.

خیال نکنید وقتی به خاطر ترسی از خدا و برای خدا اشک می ریزید، این اشکهایتان بی ثمر است و بدانید اگر از صمیم قلب اشک بریزید ،این اشکها هرگز خشک نمی شوند. بلکه با تابش نور حق به آنها، جلوه ای ملکوتی می یابند. خداوند دوست دارد بنده های محبوبش را خاشع و متواضع ببیند. خداوند چشم های جوانانی را که نیمه شب – زمانی که چشم های غافلان در خواب است – در فراق او اشک می ریزند، دوست دارد. طوری که خودش به بازار عشق می آید و این مرواریدهای گرانبها را به گرانترین قیمت از بندگان خاشع و متواضعش می خرد. خوشا به حال آنهایی که چنین فروشنده ای هستند و چنین خریداری دارند.

 

پی نوشت ها :

۱- سوره الاعراف، آیه ۲۰۵٫

 

 

 

 

چشم گریان به درگاه الهی  

در کتاب خویش چون حیّ قدیر
بندگان را گفت و لیبکوا الکثیر
خیز و شبها چشم دل بیدار کن
گریه از خوف خدا بسیار کن
چون بگرید مومن از خوف خدا
لرزه می‌افتد به عرش کبریا
گریه بر هر درد بی‌درمان دواست
چشم گریان چشمه فیض خداست
بهر گریه آدم آمد بر زمین
تا بود گریان و نالان و حزین
تو چه دانی ذوق آب دیدگان
عاشق نانی تو چون نادیدگان
گر تو این انبان زنان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
تو که یوسف نیستی یعقوب باش
همچو او با گریه و آشوب باش
تا نگرید ابر کی خندد چمن
تا نگرید طفل کی نوشد لبن
طفل یک روزه همی داند طریق
که بگریم تا رسد دایه شفیق
تو نمی‌دانی که دایه دایگان
کی دهد بی‌گریه شیرت رایگان
گفت و لیبکوا کثیراً گوش‌دار
تا بریزد شیر فضل کردگار
چون خدا خواهد که غفّاری کند
میل بنده جانب زاری کند
ای خنک چشمی که آن گریان اوست
ای همایون دل که آن بریان اوست
از پی هر گریه آخر خنده‌ای است
مرد آخر بین مبارک بنده‌ای است
هر کجا آب روان سبزه بود
هر کجا اشک روان رحمت شود
تا نگرید طفلک نازک گلو
کی روان گردد زپستان شیر او
چون خدا خواهد که جان یاری کند
میل ما را جانب زاری کند
ای خدا زاری ز تو، مرهم ز تو
هم دعا از تو، اجابت هم زتو
هر که را خواهی ز غم خسته کنی
راه زاری بر دلش بسته کنی
وانکه خواهی کز بلایش واخری
جان او را در تضرّع آوری
رحمتم موقوف آن خوش گریه‌هاست
چون گرست از بحر رحمت موج خاست
تا نگرید طفلک حلوا فروش
بحر رحمت در نمی‌آید به جوش
مایه در بازار دنیا این زر است
مایه آنجا، اشک دو چشم تر است
آخرِ هر گریه ما خنده‌ای است
مرد آخر بین مبارک بنده‌ای است
گر رود چشمت ز گریه غم مخور
که گشاید در دلت چشم دگر
چون بگرید آسمان گریان شود
چون بنالد، چرخ یاربّ خوان شود
ای دریغا اشک من دریا بدی
تا نثار دلبر زیبا شدی
اشک کان از بهر او بارند خلق
گوهر است و اشک پندارند خلق
زور را بگذار و زاری را گزین
رحم سوی زاری آید ای مهین

مثنوی و معنوی