حماسه 12 دی ماه 57 سعداباد بقلم علیرضا کشاورز بارگاهی

 

 

 

 

 

 

حماسه 12 دی ماه 57  شهر سعداباد  زرین  برگ کارنامه درخشان مردم  سعدابادو

 

نقطه عطفی در انقلاب اسلامی استان است                          

                                              

در تاریخ  سعداباد ، مهد فرهنگ و تمدن ،  وارث کهن سرزمین توز ، بین النهرین  جنوب ایران ، و صفاهان شهرهای استان، سرزمین خرما وگرما ، اب و پاکی  ، دیار مردان  خون گرم وبا صفا و بیشه شیران شجاعت و مبارزین بی باک   ، زیبایی هاو افتخارات  فرهنگی و حماسی بی شمار است که هر کدام چون  خورشیدی تابان وستارگانی درخشان  نظر جویندگان حقیقت را به خود  خیره می نماید .

  در حوزه فرهنگ ،  گشوده شدن  درب  مدرسه دارالفنون به سال 1312هجری شمسی بروی علاقمندان به دانش و  در حوزه  حماسه و انقلاب ،حماسه  های سیاسی  و انقلابی  چون ،  جر جا قاش وجر  گله میرو،جر کویری و  نهضت ملی شدن صنعت نفت  و حماسه  خونین و پر افتخار  12 دی  57چشم نوازی  می کند . 

طوفان  انقلاب اسلامی به رهبری پیر  حماسه و عرفان ،مرد  میدان جهاد و شهادت،  امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی در دهه 40  از اقیانوس شرف  شهر  خون و قیام  قم وزیدن گرفت و موج اسلام خواهی ،ظلم ستیزی وعدالت طلبی ان  سراسر  ایران اسلامی   را در دهه  50 د ر نوردید  و به  نواحی و سواحل  جنوب رسید

مردم شهرو منطقه  سعدآباد که سوابق درخشان  وطولانی در فرهنگ وادب ،علم ودانش ،عدالت خواهی و ظلم ستیزی داشتند ودر جریان ملی شدن صنعت نفت مبارزینی را در دامان خود پرورانیده  و زجر زندان  کشیده بود ند وحوادث تلخ وخونین  جر  جاچاقاش و جرگله میرو  وجرکویری را در کارنامه درخشان مبارزات خود می دیدند  و امادگی فراوانی  در همراهی با امام و نهضت مقدسش در خود احساس می کردند . گرم وپرشور  به انقلاب اسلامی  و نهضت امام پیوستند  ودعوت ان  پیر سفر  کرده که صد قافله دل همره اوست را اجابت نمودند  تا اسلام  ناب  محمدی را جایگزین نظام پوسیده  ستم شاهنشاهی نمایند و سایه سنگین ابرسیاه ظلم وصاعقه ستم خوانین را از سر خود کم کنند .

 اوج گرفتن انقلاب  در سعداباد

 چند روزی از سال 57 سپری  نشده بود  که شهر سعداباد کانون  مبارزه با رژیم  پهلوی در  میان شهر های  استان گردید  و  اوازه انقلابیون این شهر در استان و شهرستان دشتستان  طنین انداز شد و  نگاه ماموران  ساواک و دستگاه امنیتی رژیم به انقلابیون و ساکنان این شهر تندتر و دقیقتر  گردید  و رفتارهای  رهبران انقلاب و مردم  در سعداباد زیر ذره بین های  امنیتی رژیم قرار گرفت  .  

با شروع فصل پائیز و اغاز سال تحصیلی   مبارزه  با رژیم . در سعداباد همگام  باسراسر کشور  شدت گرفت و مدارس رفته رفته کانون  اعتراضات و فریادهای  ازادی خواهان  بر علیه رژیم شد وکم کم  مدارس  تعطیل گردید . تعطیلی  مدارس  به فرصتی طلایی برای  انقلابیون  مبدل گردید 

 نقش شهید موسوی در خلق  حماسه دوازده دی ماه  57

  انقلابی بزرگ ،شهید والا مقام ، سید محمد باقر موسوی که  از فرهنگیان فرهیخته  و از  طلایه داران  انقلاب در شهر بود ، بواسطه ارتباط تنگا تنگی که  بادانشگاه تهران وروحانیت   مبارز و انقلابی داشت محور فعالیتها قرار می گیرد واعلامیه های امام را با کمک جوانان انقلابی و پر شور عاشق امام وپیران  خان گزیده  ومتنفر از  خان و نظام ستم شاهی در سطح وسیعی تکثیر وتوزیع می نمایند وهر روز برنامه های راهپیمایی وتظاهرات بر علیه رژیم را به کمک سایر انقلابیون  در شهر   ساماندهی  و به اجراء می گذارد و زمینه  حضور مردم انقلابی سعد اباد  را در راهپیمایی ها و تجمعات بزرگ  که درسایر نقاط استان وخصوصا در دشتستان  به رهبری روحانی  مبارز و انقلابی  مرحوم  حجت الاسلام والمسلمین سید صالح  طاهری خرم ابادی هدایت و برگزار  می گردید  فراهم می نمودند

حضور فعال مردم مومن و انقلابی سعداباد در  تظاهرات ها علیه رژیم سبب گردید که دستگاه امنیتی وپاسگاه  ژاندارمری وخان وعواملش از رفتار انقلابیون سعدآباد به ستوح ایند  و به دنبال فرصت و بهانه ا ی باشند  تا از انقلابیون و خصوصا از شهید مو سوی انتقام بگیرند وحرکت  مردم راسرکوب نمایند .

حادثه روز 11 دی ماه  57 اتش انتقام را شعله ورتر  نمود  

  بنابر  نظر  شاهدان عینی برخورد میان مردم انقلابی واردشیر  خان شبانکاره   در  روز 11 دی ماه 57 در نزدیکی کارخانه برق  اتش این انتقام را شعله ور تر نمود  

 داستان روز  11 دی ماه 57  به اختصار چنین است . در روز 11 دی تظاهر کنند گان همانند روزهای اغازین دی ماه به خیابان امده بودند تا خشم و انزجار خود را نسبت به رژیم  منحوث پهلوی به نمایش  گذارند .

پیش از ظهر روز 11 دی   انقلابیون شهر سعداباد   باهدایت شهید موسوی  در خیابان نزدیک کارخانه برق( سه راه فعلی   بلوار شهداء به سمت مسجد امیرالمومنین ع )در حال تظاهرات بودند که  اردشیرخان  سوار بر  خود رو خود  به قصد  رفتن به منزل یکی از دوستان و مشاوران خود    در پشت سر تظاهرکنندگان  ظاهر گردید . چون مسیر  توسط    تظاهرکنندگان  مسدود ود بود و رفت امد به کندی صورت می گرفت  خان  ناچار بود  ارام  پشت سر جمعیت  حرکت کند .

 خان که تا کنون چنین صحنه ای را تجربه نکرده بود ، انتظار داشت جمعیت   با شعف  خاطر  و مهربانی راه را بر او بگشایند  . اما  انقلابیون و تظاهرکنندگان  مشغول تظاهرات  بودند و با  صدای بلند  فریاد می زدند      مرگ بر شاه  مرگ بر شاه   و توجهی به خان نداشتند  

 خان   که از دیدن جمعیت وشعار های انان ومسدود بودن مسیر سخت ناراحت و خشمگین شده بود  به راننده خود دستور داد بوقهای ممتد بزند تا جمعیت از سر راه او کنار روند.  راننده هم با زدن بوقهای ممتد امر خان را اطاعت کرد . این رفتار با واکنش انقلابیون همراه شد و وسبب گردید که انقلابیون وتظاهرکنندگان برعلیه ایشان شعار دهند. وبه سمت خودروش هجوم برده واشیایی را به سوی او پرتاب کنند و  تعدادی  عقب  خودرو  خان را از  زمین بلند نمایند .

عاقبت خان با ناراحتی و خشم به یکی ازکوچه های اطراف خیابان کارخانه برق پناه می بردوخود را از خطروآسیب انقلابیون حفظ می کند.

راهپیمایی و تظاهرات روز یازدهم  پس از این رخداد وبرخورد میان خان ومردم انقلابی با اعلام بر نامه  روز 12 دی توسط شهید موسوی ، قبل از اذان ظهر جلو بانک ملی قدیم(نزدیک حسینیه شهداء فعلی در خیابان شهداء) به پایان می رسد  .اما انقلابیون وهدایت کنندگان تظاهرات از این رخ داد  تلخ پیش آمده نگرانند و می دانند که این برخورد ابستن حوادثی خواهد بود  و قطعا  واکنشهای شدیدی از ناحیه حکومت  و خان در پی  خواهد داشت  و حوادثی در  شهر رقم خواهد خورد  و از انقلابیون انتقام  گرفته   خواهد شد . 

 

شب دوازدهم

 

در شب 12 دی شهید موسوی و جمعی از انقلابیون  در منزل یکی از مبارزین  جلسه ای تشکیل می دهند  و پر پایی راهپیمایی و تظاهرات  روز دوازدهم را برنامه ریزی می نمایند و  احتمالات  و  خطرات  تصمیماتی   که از ناحیه  خان و فرماندهی پاسگاه  برای برخورد با انقلابیون اتخاذ می شود را برسی می نمایند .

 نقل است  که در شب دوازدهم فرمانده پاسگاه  ژاندارمری و خان  و نیروهای امنیتی  ساواک  جلسه ای تشکیل و تصمیمات لازم  را  جهت  سرکوب  انقلابیون  اتخاذ می نمایند

 

  حماسه  12 دی ماه 57 چگونه افریده شد

درصبح روز 12 دی ماه 57 در حالی که افتاب چتر  زرین خود را بر سر مردم شهرمی گسترانید. و سرمای دی ماه را به عقب می راند  جمعیت مشتاق امام وانقلاب از اقصی نقاط شهر به سوی محل تجمع راهپیمایی درمحل میدان انقلاب کنونی آمدند تا حضور حماسی خود را به رخ وابستگان  رژیم ووبدخواهان اسلام وانقلاب بکشند و دین خود را به اسلام ، امام و انقلاب اسلامی اداءکنند 

لحظاتی نگذشت  که خیل جمعیت چون قطرات باران به هم پیوست ورودی خروشان و پر طلاطم  پدید آورد . جمعیت درحالی که شعار می دادند : مرگ بر شاه ، مرگ برحکومت پهلوی ، از محل تجمع ( میدان انقلاب کنونی) به سوی خیابان جلو نمایندگی آموزش وپرورش (مدرسه  سمیه فعلی) حرکت کردند و پس از  گذر ازخیابان برق به نزدیکی پاسگاه ژاندارمری ( میدان  شهداء دوازده دی ماه 57 و مرکز فنی و حرفه ای  فعلی ) رسیدند   در حالی که صدای شعارهای آنان در تمام شهر طنین انداز گردید بود . وصدای شعارها دیگربه پاسگاه ژاندارمری وقلعه خان می رسید  .ماموران پاسگاه با صدای شنیدن شعارها خود را آماده مقابله با تظاهر کننده گان نمودند

 در حالی  که جلو جمعیت به روبروی پاسگاه  رسید ه  بودند  شعار می دادند  شاه به این بی غیرتی هرگز ندیده ملتی،ارتش به این بی غیرتی هرگز ندیده ملتی ،

 در حالی که شهید موسوی تظاهرکنندگان را به رعایت نظم وآرامش دعوت می کردند .استوار کیارستمی فرمانده ژاندارمری با بلندگوی دستی خود به تظاهر کنندگان اعلام کرد که از دادن شعار جلو پاسگاه پرهیز کنندومتفرق شوند جمعیت به سخنان استوار کیارستمی توجه نکردند وبه شعار دادن مشغول شدند وعده ای پاسگاه را سنگ باران کردند.

درهمین لحظه: کیارستمی   که  کینه  انتقام از انقلابیون در دلش رویده بود و چند روزی  از خشم و ناراحتی خون  جلوچشمانش را گرفته  بود . با خشم  و فریاد به سربازان تحت امر خود دستور داد  قلب جمعیت را نشانه روند.

اما سربازان  تحت امرش فرمان  شوم او  را اجرا نکردند و دست خود را به  خون  هموطنان  بی گناه خویش  که برای  پاسداری از انها  لباس مقدس  سربازی را پوشیده  و قسم یاد کرده بودند  رنگین نکردند  و شرافت و کرامت انسانی  خود را  به پای  طاغوت نریختند

 کیا رستمی  از فرط ناراحتی  اسلحه  را از دست سربازی  گرفت و خود به زانو نشست وقلب جمعیت را نشانه رفت .  گویی می خواست تهدید خود راعملی سازد  و جمعیت را بترساند .  اما  ثانیه ای طول نکشید که  صدای سفیر گلوله ها در آسمان  پیچید و قلب تظاهر کنندگان را  شکافت عده ای ازتظاهر کنندگان همانند سرو بر زمین فتادند وچون سالار شهیدان صید فتاده درخون شدند ودرخون خود غوطه ورگشتند

پیکر پاک شهیدان بیخبر                    ناگهان گردید در خون غوطه ور

 فریاد الله اکبر جمعیت در فضا پیچید وخون شهیدان ومجروحان برروی زمین جاری گردید وبار دیگر  صحنه  عاشورا و مظلومیت ابا عبداله الحسین  ع و صحنه قیام  جرجاقاش و جرگله میرو برای پدران ومادران تکرار و تداعی شد .  

 جمعی از تظاهرکننده گان متفرق شدند .وعده ای در  تلاش  برای  رساندن مجروحان حماسه  خونین  به بیمارستان برازجان وسایر نقاط بودند. وجمعی هم پیکر مطهر و به خون غلطیده شهید سید باقر موسوی را  بر دوش گرفتند واز طریق منازل وپشت بامها به یکی از منازل انتقال دادند 

جسم یاران را گرفتند  روی دوش                  با صدای ناله و بانگ خروش

شهید موسوی در همان لحظه اصابت گلوله  بانگ یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مر ضیه فادخلی فی عبادی فادخلی  جنتی از رب ودود  شنید و  به شهادت رسیدو وبد ن مطهرش جهت تغسیل،تشیع وخاک سپاری به   زیارتگاه میرهداف  انتقال یافت .

 پیکر مطهر شهید  عباس مشایخ که هنوز قلبش از طپش نیفتاده بود در حال  انتقال به  بیمارستان برازجان  بود  که مرغ روحش به ملکوت اعلی عروج وبه خیل شهیدان انقلاب اسلامی پیوست .و سرود

 مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک                        چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم


ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست              به هوای سر کویش پر و بالی بزنم
 

 

پیکر مطهرش به  زیارتگاه اقا میرهداف انتقال داده شد تا همراه بدن شهید موسوی تغسیل ، تشیع وبه خاک سپرده شود.                                                                                

 عصر  روز 12 دی 57 ونحوه شهادت شهید ناصر دانشگر

 خبر شهادت  شهیدان سید باقر  موسوی و شهید عباس  مشایخ  چون  اذرخشی در اسمان درخشید   و نگاه ها را به خود جلب کرد و نسیم دل انگیز  شهادت شان    به دست  پیک  صباح به مشام  جان  عشاق شهداء در اقصی  نقاط  دشتستان ، استان و کشور رسید .

 شهید  ناصر دانشگر که از فعالان انقلاب  در شهر برازجان  و از منتظران شهادت بود درعصر روز12 دی  با عده ای از مردم  شهید پرور شهر  برازجان  برا ی شرکت درمراسم تشیع جنازه شهیدان موسوی ومشایخ به سعدآباد می ایند  . در حالی  که شهید دانشگر  و همراهانش با شتاب می خواستند خود را به مراسم تشیع برسانند.

وقتی به محل شهادت شهیدان موسوی ومشایخ  می رسند خونشان به جوش می اید  و بیاد  شهیدان مظلوم موسوی ومشایخ  شروع می کنند به شعاردادن علیه رژیم پهلوی.. مامورانی که از گروهان ژاندارمری برازجان برای کمک به پاسگاه ژاندارمری سعدآباد وبرقراری نظم وسرکوبی تظاهرات  احتمالی  به سعداباد آمده بودند .سابقه فعالیت شهید دانشگر را در برازجان به خوبی  می دانستند فرصت را غنیمت شمرده و شعار دادنش را بهانه ای برای به شهادت رساندنش قرار می دهند  و به سویش شلیک می نمایند و شهید دانشگر  رادر محلی که شهیدان موسوی ومشایخ به شهادت رسیده بودند  به شهادت  می رسانند  وبه آرزوی دیرینه اش که لقاء پروردگار بود نائل می اورند. اری  شهید مشایخ از  رسیدن به مراسم تشیع شهیدان موسوی ومشایخ باز ماند  اما با انان  در  ملکوت هم انباز شد .بدن مطهر این شهید والا مقام توسط انقلابیون وهمراهش به زادگاهش برازجان انتقال یافت تا زینت گلزار  برازجان باشد  

 

 

آری حماسه12 دی ماه57 سالروز شهادت شهیدان موسوی، مشایخ ودانشگر نقطه عطفی در  تاریخ زرین  شهر سعدآباد می باشد  که از طرف انقلابیون ومردم قدرشناس به عنوان روزسعدآباد برگزیده وهمواره مورد افتخارآنان می باشد.

دوازده دی ماه بهر این قیام                              روز سعدآباد بگرفته نام           

چه شایسته و نیکوست که به پاس این حماسه بزرگ و بی نظیرکه یگ سوم حماسه های پیروزی انقلاب اسلامی  در استان بوشهراست .  بخش  سعد اباد ، بزرگ بین النهرین  جنوب ایران، مطلع  طلوع  خورشید اسلام در ملک  پارس  ،دیار کهن ادب و فرهنگ ، سپاهان   شاپور در دامن نشسته  ، مهد پرورش عالمان  فرهیخته ، مدرس مدرسان و فرهنگیان  فرزانه و  منبت شهید ان  به حق پیوسته  ، مجمع دامنهای معراج پرورده ، موطن مردان با ولایت عهد بسته  ودیار رزمنده گان وجانبازان و ازاده گان جان بر کف  در صف نشسته ، موکب  منتظران  به انتظار نشسته  که سوابق درخشان وانقلابی و پیش گامی انان  بر تارک  استان  می درخشد و نگین  شهداء استان.  سربست بر انگشتر انان است مورد عنایت ویژه  مسئولین قرار گیرد  وبه حرمت شهیدانش  و کهن سالی  ابادی و عمرانش به افتخار بازنشستگی از  بخش  نایل اید و به  شهرستان  شدن  مفتخر گردد   .  

                                              علیرضا کشاورز بارگاهی

                                                   امام جمعه سعداباد