بارگاهی در گذرتاریخ بقلم علیرضا کشاورز بارگاهی

          

 

 

                 فصل اول

                 جغرافیای طبیعی

 

 

موقعیت جغرافیایی ومساحت

روستای بارگاهی یکی از کهن ترین و قدیمی ترین روستاهای کشور و استان بوشهر،واقع در بخش مرکزی شهرستان دشتستان در7 هفت کیلومتری شمال شهر برازجان در جلگه دشتستان بزرگ واقع گردیده است. این روستا با طول 5-13-51 وعرض 4- 19-29جغرافیایی و با ارتفاع  85 از سطح دریا با فاصله 2دو کیلومتری از اتوبان برازجان- شیراز چون نگین و ستاره ای درخشان در دشتستان بزرگ می درخشد.

 روستای بارگاهی با وسعت 2500هکتار، زمین زراعی، مرتع، منابع طبیعی از ناحیه شرق به محدوده روستاهای راهدار و بنه جابری و از ناحیه شمال به رودخانه دالکی و از ناحیه جنوب به محدوده برازجان و از ناحیه غرب به دشت دهقاید و دهقاید متصل می باشد.

سیمای طبیعت بارگاهی

روستای بارگاهی از حیث طبیعت در استان بوشهر منحصر به فرد است. مناظرو چشم انداز طبیعی آن خصوصا در فصل زمستان و بهار سالهای پرباران زیباترین و چشم نوازترین مناظردر استان و کشورمی باشد.زیرا موقعیت طبیعی و جغرافیایی بارگاهی بسیار متنوع و متفاوت با بسیاری از نقاط استان بوشهر می باشد ومی توان  ادعا کرد که طبیعت بارگاهی نمادی از همه طبیعت استان بوشهر است.زیرا این طبیعت تلفیقی از تپه ماهورها و چین خوردگی های منحصر به فرد همراه با تپه های کله قندی شکل،دشتهای سرسبز و مزارع حاصلخیز، مراتع وعلفزارهای بزرگ و گلزارها ی رنگارنگ و معطر، باغات و نخلستانهای راست قامت، شوره زارهاو کاکل زارهای وسیع، وکناردان و بوته زارهای پهناور، نیزارها و گزدونهای پرپشت، ساحل رودخانه و آبگیرهای بزرگ با ماهیان و آبزیان گوناگون و متنوع،پرندگان شکاری گوناگون، طیور و مرغابیهای سرسبز وغازهای وحشی، بلبلان خوش الحان، کبوتران چاهی و باغی،چغول های سحر خیز، چال چالک های سیاه منقارسفید، وحوش و حیوانات درنده مانند کفتارهای خال دار، گرگ های درنده، شغال های زوزه کش و روباه های مکار، سمورهای زیرک، گربه های وحشی زیبا ، گرازهای خشمناک،غزال ها و آهوهای زیبا در گذشته، زنبور عسل های وحشی ... و چشمه های فراوان با آب گوارا در گذشته ای نه چندان دور وهزاران تنوع و زیبایی دیگرسبب گردیده است که سالانه هزاران نفر از شهر برازجان،روستای دهقاید و سایر نقاط استان جمعه ها اوقات فراغت خود را در این طبیعت زیبا به سر برده و از دیدن مناظرآن لذت می برند.در تایید این مطلب دوستی که اولین بار ازمناظر بارگاهی در فصل بهاردیدن نموده بود اظهار می داشت تنوع طبیعت و زیبایی آن انسان را به یاد پروردگار می اندازد وخاطره گردنه حیران دراستان اردبیل را در انسان زنده می نماید و باور کردنی نیست که این مناظر در استان گرم وخشک بوشهر باشد.آری این مناظروجلوه های زیبا وبی بدیل تجلی قدرت حضرت حق ودفتری از معرفت کردگاراست که به مردم عطا گردیده است.

برگ درختان سبز در نظر هوشیار       هرورقش دفتری است معرفت کردگار

                                                                               (سعدی)                                                                                                                                                 

لذا بر اساس تنوع در طبیعت و بخاطر پستی و بلندیهای زمین و تفاوت نوع خاک، آب چاه ها ی این روستا در ناحیه غرب تلخ وشور، در جنوب شیرین و قابل شرب، در شمال تلخ و شور که در تابستان به نمک تبدیل می شود و در ناحیه شرق شور و بدبو می باشد.

آب وهوا

آب وهوای بارگاهی همانند سایر نقاط جنوب ایران گرم وخشک وکمی مرطوب می باشد دما هوا در گرمترین زمان تابستان به 50درجه بالای صفر ودر سردترین زمان زمستان معمولاً یکی دو درجه بالای صفر می باشد .

بارگاهی دارای دو فصل واقعی یکی تابستان که نیمی از سال را به خوداختصاص می دهد ودیگری پائیز،زمستان وبهار از اوائل خرداد تاپایان تابستان وآغاز پائیز هر روز عصر باد گرم وسوزان از غرب به شرق می وزد.

میزان بارش در بارگاهی چون مناطق کم باران ایران از میانگین بارش سالانه200تا250 میلیمتر بر خورداراست.بارش از اوائل آبان ماه به صورت پراکنده آغاز وتا اواخر فروردین ماه ادامه می یابد.

 

مناطق دیدنی طبیعی وتفریحگاه

 روستای بارگاهی بخاطر تنوع اقلیم و سرزمین دارای مناظر طبیعی گوناگون می باشد که اوج زیبائی مناظر طبیعی آن در فصل زمستان و اوایل بهار است گرچه در تابستان و پائیز هم ویژگی ها و جلوه های خاص خود را دارد.

تنب گوراب

از مناطق دیدنی  طبیعی می توان به تپه بلند و مرتفع تنب گوراب که مرتفع ترین تپه در منطقه است اشاره کرد. این تپه که منطقه ای باستانی هم می باشد در جنوب شرقی روستای بارگاهی قرار دارد و آب ریز آن به سمت بارگاهی و رودخانه دالکی است و وقتی انسان بر بلندای آن قرارمی گیرد. جلگه مرکزی دشتستان- شهربرازجان وروستاهای اطراف حتی تا سواحل خلیج فارس و شعله های آتش جزیره خارگ در وقت شب هنگامی که هوا صاف می باشد قابل روئیت است.

البته اکنون بخاطر برداشت بی رویه وغیر اصولی شن وماسه از این تپه باستانی وطبیعی واحداث کارخانه تولید شن وماسه در اطراف آن وساخت مخزن بزرگ انتقال آب شهربرازجان برروی آن شکل طبیعی این تپه ماهور بی نظیر به هم خورده است. راه دست رسی آسان به این منطقه دیدنی اتوبان برازجان به شیراز بعد از تالار های شهر برازجان می باشد. لازم به ذکراست که تابلو معدن تنب گوراب در کنار اتوبان ودر آغاز راه فرعی مخزن آب برازجان جهت راهنمایی نصب گردیده است.

تپه ماهورها وکناردانهای عیسی بیگی

تپه ماهورها وکناردانهای عیسی بیگی در غرب روستای بارگاهی حد فاصل میان بارگاهی وروستای دهقاید جایی بسیار با صفا و زیبااست این تپه ماهورها مشرف بر تل خندق و دشت دهقاید است.

از ویژه گیهای این تپه ماهورها جاری بودن چشمه سارها وپرآب بودن برکه های آن در فصل زمستان وحتی بهار وتابستان است.که همین امر سبب تنوع پوشش گیاهی شده است وجود چند درخت انجیر وحشی دردره انجیرو در دامنه تپه عیسی بیگی به آن شهرت بخشیده است تنوع پرندگان وحشی خصوصاً تیهو،چغول،کبوتر باغی،سبزقباوپرندگان شکاری چون باز ،عقاب ،از دیر باز شکارچیان فراوانی را به این منطقه کشانده است وهنوز آثارکوخت (یا چاله ای که صیادان بازها وعقابهای شکاری برای شکار پرندگان درآن پناه می گرفتند) برتپه های آن پیدا است .این تپه ماهورها از قدیم الایام زیستگاه حیوانات وحشی ودرنده ای همانند گرگ، ،کفتار ،روباه ،خارپشت وآهوهای زیبا در سالهای قبل از انقلاب  بود که کفتارهای دره انجیروودره آب تلخ ضرب المثل بودند در قدرت،بزرگی ودلیری.وقتی مردم می خواستند بزرگی ودلیری حیوانی را مثال بزنند می گفتند به اندازه گفتار دره انجیرو ویا دره آب تلخ (یا دره او تلخوا است) این تپه ماهورها هم اکنون در روزهای تعطیل زمستان و بهار پذیرائی دوستداران طبیعت است.ودر همه فصول مرتع وچراگاه دامها می باشد.

 

تپه ودشت تل میدانی

تپه تل میدانی این تپه در شمال روستای بارگاهی در نزدیکی سواحل رودخانه دالکی و مشرف بر دشت تل میدانی قرار دارد. علاوه برمناظر زیبای طبیعی از تپه های باستانی و قدیمی هم محسوب می شود

دامنه تپه تل میدانی محل رویش گلهای شقایق وحشی است وزیباترین زمان برای رفتن به این تپه فصل زمستان وبهار هنگام سرسبزی گندم زار دشت تل میدانی ووقت شکفتن گلهای شقایق وحشی است.

 رقص گلهای شقایق همراه با موج خوردن بهمنها در زیر نور آفتاب همراه با نسیم بهار زیباترین منظره ای است که دامنه تپه تل میدانی در سال به خود می بیند.

(این تپه علاوه بر مناظر زیبا ی طبیعی از تپه های باستانی وقدیمی هم محسوب می شود)وجود آسیاب های آبی قدیمی وکهن مخروبه در کنار نهر بزرگ ومعروف (جوی گوری) در دامنه تپه بلند تل میدانی خبر از قدمت تاریخی ومدیریت با شکوه وعالمانه ساکنان روستای بارگاهی می دهد.استفاده بهینه از انرژی آب وبه چرخش در آمدن چندین آسیاب بزرگ آبی در مجاورت همدیگر،حکایت از مدیریت نمودن منابع ،شکوفایی اقتصاد وامنیت بالای منطقه ی می نماید این آسیابها در سالهای نه چندان دورحدود 70سال قبل گندم ساکنان شهر برازجان وروستاهای همجوار را آرد می نمودند.

کنار دان برسبیل

کنار دان برسبیل: این کناردان بزرگ با چندین هکتار وسعت وتنوع کنارهای وحشی وسایر بوته ها در غرب روستای بارگاهی در میان نخلستانهای شرایی وچشمه وکنارراه امامزاده واقع گردیده است این تفریحگاه بزرگ سالانه پذیرای هزاران مسافر درفصل بهار وپاییز وزمستان است وحتی در تابستان عده ای از جوانان شب های خود را در آن بسر می برند.

 

تپه های بر خورداری ودهان کوچه

تپه های دهان کوچه وبرخورداری : این تپه ها با ارتفاع حدوداً 50متر بر بلندای دشت زیبا وساحلی گل شب بووباغ پی رویی در شمال غربی روستای بارگاهی مشرف بر دشت شبنم بویی واطراف قدمگاه امامزاده محمدباقر (ع) است فضای زیبا وچشم اندازی بی نظیر دارد وسالانه پذیرای هزاران دوستار طبیعت است به خاطرتنوع گیاهان وپرندگان یکی از زیباترین مناطق دیدنی است که سالانه هزاران نفر از آن باز دید واز مناظر آن عکس یادگاری تهیه می کنند.

تپه های باغ سید

این تپه ها در جنوب روستای بارگاهی حد فاصل میان بارگاهی وبرازجان وشرق روستای دهقاید واقع گردیده است .بخاطر واقع شدن چند مجموعه باغ پراکنده متعلق به آقای سید علی جعفری ساکن دهقاید به تپه های سید شهرت دارد.این تپه ها بخاطر دره های عمیق وجاری بودن آب در فصل زمستان ومجموعه باغ های پراکنده وتنوع گیاهان وکناردان ها وپرند گان جایی خلوت وآرام بخش برای دوستان طبیعت وصحرا خصوصاً در فصل زمستان وبهاراست.

دشت گله میر،امیرخانی  

این دشت که مجموعه ای اززمینهای حاصلخیز وپر نعمت می باشد در غرب جاده آسفالت دهقاید به نظرآقا در مجاور تپه ها ی باستانی تل خندق ودرکناربقایای شهر صفاره واقع گردیده است. واز مناطق دیدنی در فصل بهاراست. 

دشت کویری،گودانبار،دم قنات،تل قارچی

روستای بارگاهی چون نگینی درحلقه مزارع بزرگ وسرسبز وحاصلخیز چون کویری،گود انبار،دم قنات،تل قارچی،گندو،مشهدی حسینی واقع گردیده است بگونه ای که در فصل زمستان شما وقتی از درب هر منزلی ویا پنجره هر خانه ایی به بیرون نگاه می کنی نگاهت به یکی ازمزارع سرسبزگندم یا جو می افتد. این زمینها درطول قرنها سکونت مردم در این روستا زیرکشت گندم،جو،تنباکو وصیفی جات بوده واز غنی ترین زمینهای روستا محسوب می شوند.

 

  دشت شب بو ،کمر گله خواب،باغ پی رویی وامام زاده

این دشت که ازناحیه غرب وشمال به بستر رودخانه دالکی وازناحیه شرق به باغ چشمه وتپه های کله قندی دشت گل شب بو وسرتل واز ناحیه جنوب به تپه دهان کوچه وبرخورداری متصل ودر آغوش این مجموعه قرار گرفته است در فصل بهار زیباترین منظره طبیعی را دارد.

دشت علی حسینی وانبار کلی

این دشت که در شرق روستای بارگاهی قرار دارد از ناحیه جنوب به اتوبان برازجان- شیراز وازناحیه شرق به زمینهای روستای راهدار متصل می گردد متاسفانه بواسطه کشت بی رویه نخل درسالهای پس از انقلاب وکمبود اب بخش اعظم این دشت به نخلستان های کم فائده وبی ثمر تبدیل گشته وبسیار ی از نخیلات آن رها شده است.

شوره زار شور قلایی و کنیزکی

شوره زار در لغت به زمینی که شوره باشد .زمین پرشوره که در آن گیاه نمی روید گفته می شود یکی از نعمات خداوندی در کره خاکی وجود شوره زارها است که منافع فراوانی برای انسان ها،حیوانات ،پرند گان وحشرات وسایر موجوات دارد. در قرآن کریم در مقابل زمین طیب وپاک وحاصلخیز که انواع میوه ها وگیاهان درآن روئیده می شود آورده شده وقرآن دربیان ذکراین واقعیت است که جانهای انسانهای پاک ومطهر همانند زمین طیب پر خیر وبرکت وجانهاوقلبهای انسانها ناپاک همانند زمین شوره زار کم فایده است.

آیه 57 سوره اعراف والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه والذی خبث لا یخرج الانکداً.زمین پاک وآماده گیاهش به اذن پروردگارش بر می آید وآن زمینی که ناپاک ونامناسب است گیاهش جز اندک وبی فایده بر نمی آید.

 این آیه شریفه پاسخ به سوال مقدّری است که ممکن است بعد از توجّه به آیه گذشته مطرح شود که: اگر آب باران یکی است و زمین ها هم یکسان، و همه زمین ها از آب باران استفاده می کنند، پس چرا در بعضی از زمین ها گل و گیاه و میوه می روید و در بعضی دیگر خار و خاشاک پدید می آید؟ اگر باران وحی الهی بر همه دلها و قلبها یکسان می بارد و همه قلبها در مسیر باران رحمت الهی هستند؛ پس چگونه بعضی از قلبها هدایت و مصداق «بلد طیّب» می گردند و بعضی از دلها گمراه و مصداق «بلد خبث» قرار می گیرند؟

آیه شریفه در صدد پاسخ به این پرسش برآمده، می فرماید: «وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِاِذْنِ رَبِّهِ» سرزمین پاکیزه و شیرین؛ بستر مناسب و لایق، به فرمان پروردگار، گیاهان مناسب و خوبی را می رویاند. دلهای پاک و قلبهای آماده انسانها نیز بر اثر وحی الهی، میوه های شیرین اخلاص و صفا را پرورش می دهند.

«وَالَّذی خَبُثَ لایَخْرُجُ اِلاّ نَکِداً» ولی سرزمین خشکیده و شوره زار؛ خاکهای نالایق و غیر مستعد، جز گیاهان هرزه و بی ارزش، محصولی ندارد!

«نکد» در لغت عرب به معنای انسان بخیل و خسیس است؛ همان انسانی که در اصطلاح، می گویند «نم پس نمی دهد!» این نوع گیاهان را ـ که در شوره زار می روید ـ «نکد» نامیده اند؛ زیرا همان گونه که انسان بخیل به کسی خیر و فایده ای نمی بخشد، این نوع سرزمین ها نیز بی خاصیّت و فاقد ارزشند.

«کَذلِکَ نُصَرِّفُ الآیاتِ لِقَوْم یَشْکُرُونَ» آیات قرآن را با عبارات گوناگون حتّی با مثلهای بسیار ساده برای مردم بیان می کنیم تا با استفاده از آن، مردمی سپاسگزار باشند. بنابراین، نه بر باران رحمت الهی اشکال وارد است و نه بر وحی آسمانی؛ چه این که این دو رحمت الهی به گونه مساوی، زمین ها و دلها را فرا می گیرند، بلکه اگر اشکالی وجود دارد از خود زمین و دل است؛ زیرا بعضی از زمینها استعداد پرورش گیاه را ندارند و محصول آنها خار است. به همین گونه، قلب بعضی از انسانها استعداد هدایت شدن را ندارند و خود را بی نیاز از وحی می پندارند.

وسعدی علیه الرحمه چه زیبا زمین شوره زار وقلب انسانهای غافل وکم بهره از آیات الهی را توصیف نموده است

باران که درلطافت طبعش خلاف نیست   

                                          در باغ لاله روید ودرشور زار خس

وابوسعید ابوالخیر این عارف نامی دل رابه شورستانی تشبیه نموده است که جز عشق حق ومهر خداوندی در آن نمی روید.

 

دل جز ره عشق تو نپوید هرگز          جز محنت ودرد تو نجوید هرگز

صحرای دلم عشق تو شورستان کرد      تامهر کسی درآن نروید هرگز

 

شوره زار شور قلایی و کنیزکی این شوره زار بزرگ که در شرق وشمال شرقی روستای بارگاهی قرار دارد چندین کیلومتر امتداد و صدها هکتار وسعت دارد به خاطر قرار گرفتن در میان دورشته تپه ماهور وعبور دره های بزرگ آب وگذر سیلابها از آن بخش اعظم آن شور زار آبرفتی واز غنای خاک بر خوردار است به همین خاطر گیاهان مختلفی از قبیل مور یا چمن وحشی،فریزیا نوع دیگری ازچمن وحشی،گزوک وگز،نی،گتک،خومه، کاکل ریزی وخودمانی در آن می روید ومنبع غنی وسرشاری برای تغذیه دامها واحشام وپرنده گان می باشد در گذشته نه چندان دور بخاطر وجود چشمه های متعدد وآبهای روان در طول این شوره زار بزرگ برمهاوآبگیرهای فراوانی در آن وجود داشت واز تنوع زیستی خوبی بهره مند بود به گونه ای که انواع واقسام ماهیها وسایر آبزیان وپرنده گان زیباومتعددی ازقبیل طیور،دراج،چغول،سار،کبوترهای چاهی وباغی کلاغ،عقاب،جغد در آن زیست می کردند وبیشه زارهای آن پناهگاه گرازها ،گرگها ،شغالهاوکفتارها بوده است این شوره زاریکی از بزرگترین مراتع روستاخصوصاً در فصل زمستان می باشد وکاکل ریزی آن درتابستان زینت بخش سفره های اهالی روستا وبعضی از روستاهای همجوار وبعضی از ساکنان شریف شهر برازجان می باشد.

بخاطر موقعیت جغرافیایی وقرار گرفتن بارگاهی در دامنه وآبریز رشته تپه های بسیار بلند تنب گوراب ومسیل ابها به سمت رودخانه دالکی ودشت دهقاید چندین دره بزرگ در اطراف روستای بارگاهی وجوددارد که معروفترین آنها به قرار ذیل می باشد.

عبارتند:

 دره شور

این دره به طول7کیلومتر در شرق روستای بارگاهی قرار دارد که ازتپه های تنب گوراب آغازوتا رودخانه دالکی امتداد دارد که قسمت شمالی آن دره شور قلایی نامیده می شود.وبزرگترین کاکلزار روستادر آن واقع شده است.

 دره علی حسینی

این دره دومین دره درشرق روستای بارگاهی است این دره به طول 8 کیلومتر از شرق تپه های تنب گوراب آغاز وتارودخانه دالکی امتداد دارد قسمت شمالی آن به دره کنیزکی معروف است

3- دره آب تلخو

این دره که از پیوستن چندین دره کوچک بوجود می آید بطول8 کیلو متر در جنوب وجنوب غرب بارگاهی عبور می کند این دره هم از تپه های تنب گوراب آغاز وتا دشت دهقاید امتداد دارد.

4- دره شرایی

این دره به طول 5 کیلو متر در غرب روستای بارگاهی است. واز ابریز تپه های اطراف روستا سرچشمه وبه نخلستان دهقاید ختم می شود.  

چشمه های خشک شده ونخلستانهای بی سر

از قدیم الایام گفته اند آب آبادانی است یعنی هر کجا که این عنصر حیاتی وفرح بخش یافت شود حیات وزندگی بوجود می آید.

خداوند کریم مهربان در قرآن مبین آب را مایه حیات دانسته وفرمود من الماء کل شی ء حی .ازآب هر چیز زنده ای را پدید آوردیم.روستای بارگاهی بخاطر قرار گرفتن در حلقه چشمه های آب روان ونزدیکی ومجاورت با رودخانه دالکی یکی از آباد ترین وزیباترین مناطق استان بوشهر در سالهای نه چندان دور بوده است. اما اکنون بخاطر بخل آسمان وخشک سالی های پی درپی چشمه ها خشک گردید وبخش اعظم ازنخلستانها بی سر گردیده اند.

اگر باران به کوهستان نبارد           به سالی دجله گردد خشک رودی

                                                                        (سعدی)

مهترین چشمه های بارگاهی                                          

چشمه باغ شور. این چشمه که دارای آب روان ،ملایم وگوارایی بود در وسط دره بزرگ شور در فاصله 200 متری شرق روستای بارگاهی مایه حیات وپر ثمری وبرکت چند هزار نخل درنخلستان پشت شوری ومشهدی صفرو سرسبزی دره بزرگ وطولانی دره شوربود این چشمه بخاطر نزدیکی به محل مرکزی مهم برای شستشو وپاکیزگی ونظافت مردم بود به همین خاطردر تابستان وزمستان ،بهار وپاییز همواره آباد بودومردان وزنانی را در کنار خود می یافت به نحوی که انسان هر وقت سری به این چشمه پربرکت می زد تعدادی اززنان ومردان رادر کنارآن می یافت این چشمه پس از جوشش از زمین وارد یک آبگیر یا برم بزرگ وزلال بنام برم شور می شدآبگیری که ماهیهای آن چون نقره در زیر نور آفتاب می درخشیدند ورهگذران را به تماشای خود وا می داشتند وجود چندین درخت نخل خارکی چون قندی،شکر،شیخ عالی،وبل کویری بر لب آن فضایی فرح بخش وغیرقابل توصیفی را فراهم آورده بود .نگارنده این سطور خاطرات شیرین ومتعددی ازشنا وماهی گیری در این آبگیر دارد.زیباترین وشیرین ترین خاطرات چشمه شورخاطرات روزها وشبهای تابستان است.درفصل تابستان یکی از کارهای هر روزه بچه های روستا شنا در این آبگیر یا برم بود در فصل تابستان شبهایی که بچه ها تا پاسی ازشب درخاکها مشغول بازی های سنتی مانندالخ تری،کوکو،چیل چیل وغیره بودند پایان بخش بازیها ی خودرا شنا وآب تنی در چشمه قرار می دادند .پس از شناوشستن لباسها در چشمه با همان لباس نیمه خیس به محل بازمی گشتند وبا همان لباس نیمه خیس ودو نم در زیر پشه بندی که برروی لوکه یا سه جم بسته شده بود               می خوابیدند.این آبگیر وبرم استفاده های دیگری از قبیل خیساندن گرز نخل در آن برای ساختن تک وبل (حصیروظروف پیشی)راست نمودن گرزها برای ساختن صدته،راست نمودن چوبهای نخل(شهار)برای ساختن ،کپر،پاشلی وپاپیشی وغیره داشت.این چشمه بخاطرگوارا بودن آبش آبشخورگوسفندان واحشام اهالی محل وبهترین آبشخور برای رمه های شتر وگله های گوسفندان عشایر کوچ رو در فصل پاییز وزمستان بود.ومحل آبشخور واستراحتگاه پرنده گان ساکن در باغ ودشت های مجاوربود.

 این چشمه وبرم علاوه براستفاده های مادی پیام های معنوی پر باری برای مردمان استفاده کننده ازآن داشت.

پیام اول

ای مردم چون آب صاف وصادق باشیدوازآلوده شدن به معصیت بپرهیزید واز گل آلود نمودن آب پرهیز کنید. وانسان رابه یاد شعرمعروف زنده یاد سهراب سپهری می انداخت.

آب را گل نکنیم:

در فرودست انگار، کفتری می‌خورد آب.

یا که در بیشه دور، سیره‌یی پر می‌شوید.

یا در آبادی، کوزه‌یی پر می‌گردد.

 

آب را گل نکنیم:

شاید این آب روان، می‌رود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.

دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.

 

زن زیبایی آمد لب رود،

آب را گل نکنیم:

روی زیبا دو برابر شده است.

 

چه گوارا این آب!

چه زلال این رود!

مردم بالادست، چه صفایی دارند!

چشمه‌هاشان جوشان، گاوهاشان شیرافشان باد!

من ندیدم دهشان،

بی‌گمان پای چپرهاشان جا پای خداست.

ماهتاب آن‌جا، می‌کند روشن پهنای کلام.

بی‌گمان در ده بالادست، چینه‌ها کوتاه است.

مردمش می‌دانند، که شقایق چه گلی است.

بی‌گمان آن‌جا آبی، آبی است.

غنچه‌یی می‌شکفد، اهل ده باخبرند.

چه دهی باید باشد!

کوچه باغش پر موسیقی باد!

مردمان سر رود، آب را می‌فهمند.

گل نکردندش، ما نیز

آب را گل نکنیم

پیام دوم:

قطره ای که ازجویباری می رود ازپی انجام کاری مهم است.

قطره ای کز جویباری می رود         از پی انجام کار می رود   (پروین)

وقطرات به هم پیوسته درجوی و نهرروان به سوی باغ پیامشان این است که رفتن ما شتابان به سوی باغ کاری بیهوده ولغو نیست بلکه رفتن ما در پی سیراب نمودن نخیلات وپدید آوردن سرسبزی و طراوت،رساندن ونشاندن خارک رنگارنگ وشیرین،رطب تازه وخرمای چون عسل بر سر سفره باغبان ومردم است.شما هم بیکارنباشید دنبال کاری برویدوبا کار سازنده ومولد خود جامعه را سرسبزی ،حلاوت وشیرینی ببخشید.

پیام سوم

آب جوی اشارت دهنده به گذر عمر وجهان گذرا است.

بر لب جوی نشین وگذرعمرببین   که این اشارت زجهان گذرا ما را بس (حافظ)

چشمه باغ رستم

این چشمه در شرق روستای بارگاهی بافاصله حدود 300 متری چشمه شور واقع گردیده است .آب آن قدری بیم شور وتلخ می باشد وباغ معروف رستم را مشروب می نماید.البته اکنون این چشمه آبش بسیار کم شده است.

چشمه گل آقا

این چشمه با فاصله اندکی از چشمه باغ رستم دردامنه تپه گل آقا اززمین می جوشد آب آن همانند چشمه رستم شور وتلخ است ونخلستان جمعه را آبیاری می کند در زمستان آب ان با چشمه باغ رستم به هم می پیوندند ونهری بزرگ را تشکیل وآبگیرها وبرمهای بزرگی چون صفر،جمعه،شور قلایی را پر آب وبه رودخانه دالکی می ریزد.

البته این چشمه هم اکنون آب آن بسیار کم شده است وباغهای زیر آن هم خشک وبی سر شده اند.

چشمه های باغ چشمه

در شمال غربی روستای بارگاهی سه چشمه بنام های چشمه بالایی،وسطی وپائین وجود داشت که از آب گوارا و ملایمی بر خورداربودند چندین هزار نخل از این سه چشمه سیراب می شدند ویک زیستگاه بسیار بی نظیر برای پرندگان وحیوانات وحشی واهلی بود در زمستان تا اواسط بهار که آب چشمه کمتر مورد استفاده نخلستان بود در پایین باغ جاری وپس ازسیراب نمودن زمینهای پایین دست وگذر از دشت باغ پی رویی به رودخانه دالکی می پیوست.

البته چندین چشمه کوچک دیگر در اطراف بارگاهی وجود داشت که آب روان آنها کم بود .فقط پرندگان وحیوانات از آنها استفاده می کردند مانند چشمه احمد حسینی دردره شور قلایی،چشمه آب تلخ در دره آب تلخو،چشمه باغ سید در دره آب تلخو،چشمه شور کنیزکی،چشمه دهان کوچه مجاورت غار دهان کوچه وچشمه فرهادودر پایین باغ شرایی.

باغ های بارگاهی

باغ های شور،رستم،صفر،جمعه،بالایی،رضاقلی،درشکاف دره بزرگ شوردرشرق وشمال شرقی روستای بارگاهی واقع گردیده اند  این  باغها از آب چشمه های شور،رستم وگل آقا وسیلاب های فصلی سیراب می شدند.اکنون مقداری کمی از آنها سبز و ثمری می باشند.

باغ شرایی

این نخلستان بزرگ شامل چندین قطعه باغ بنامهای ،شاه محمدی ،تخته بهمنی،غلام کل جابری(یا غلوکل جابری) بهربچه ها وفرهاد درغرب روستای بارگاهی است که باآب قنات معروف به دم قنات سبز واکنون با تلبه آبیاری می شود در حال حاضر تعدادی از آنها باقی مانده است.  

    

باغ چشمه

این نخلستان بزرگ که به باغهای چشمه بالایی ،وسطی وپائینی معروف بودند در شمال غرب روستای بارگاهی در کنار راه امام زاده قرارداشتند که اکنون فقط جای باغ و نخلهای بی سر باقی مانده است.

چند باغ کوچک دیگر مانند باغ صلاکی،شهربانو(شهرو)وباغ سید در جنوب بارگاهی وجودداشت که اکنون تعدادی از آنها باقی است.وباغ برخوردای در شمال غرب می باشد.

 باغهای جدید

پس از انقلاب اسلامی وتوسعه کشاورزی وروی آوردن مردم به استفاده نمودن از تلمبه های آبیاری، مزارع ،نخیلات و باغهای جدیدی به قیمت از بین رفتن باغات قدیم پدید آمد .وبسیاری از زمینها به زیر کشت نخل رفت اکنون در شمال ،جنوب وشرق ومغرب روستا باغهای جدید بنام قنات مرده،تل قارچی،عبدالخانی،علی حسینی،انبار کلی وتل میدانی از جمله آنان است.

 

از مکانهای طبیعی وباارزش روستای بارگاهی که اکنون از دست رفته وتغیر وضعیت داده اند چشمه های آب روان ونخلستانهای سرسبز وخرم زیر چشمه ها می باشند.

1-چشمه باغ شور که باغهای شور ومشهدی صفررا سیراب می کرد

2- چشمه باغ رستم که باغهای رستم وجمعه را آبیاری می نمود

3- چشمه بالایی ، چشمه وسطی، چشمه پائینی که آب این سه چشمه باغهای چشمه را آبیاری می نمودند. این سه چشمه با فاصله کمی با همدیگر قرار داشتند. همه چشمه ها بر اثر خشک سالی خشک گردیده  وچندین هزار نخل بی سر وبر زمین افتاده اند که تصویر نخلستانهای بر جای مانده از دوران دفاع مقدس در جنوب آبادان واطراف بصره را تداعی می نماید.

یادی از گذشته

در سال های نه چندان دوراز همین باغات و در کنار چشمه سارها از دشتها وتپه ماهورها صدای دلنشین درّاج مست در بهاروطیوران خوش رنگ، صدای کبوتران کو کی سو، کرکر کبوتران کُری ، بلبلان خوش الحان، چغولهای آواز خوان بر لب جوی، گنجشک های زرد و خاکستری بر شاخه سارها، آواز و اعلام دزدی دیدم تی ترون (دیدمک)در آسمان، صدای شوم جغد، صدای قارقار گوش خراش کلاغ، آواز دسته جمعی پرستوها و چلچله های مهاجر، با آواز دسته جمعی کوکرها وغازها ،صدای بال ابابیل، جیر جیر قلا سوزوک (سبز قبا)، ناله لیکو و شی دم زردوک، صدای فندق، سایه کرکس ها و فریاد آنان در آسمان، صدای شیهه رمه های اسب، صوت انکر الاغ باغبان، خرخر گراز، صدای گربه وحشی، غرش صدای گفتار، زوزه گرگ ها وشغال های درنده،صدای پای آرام خرگوش،صدای خش خش خار خارپشت(چوله)، صدای عطسه غزالها و آهوان، صدای جیرجیرک، صوت مخوف مار،صدای داس و پروند باغبان گوش و چشم مسافران واهالی را نوازش می کرد.

 بوی خوش و معطر گیاهان دارویی و وحشی مانند: زیره، زنیون، هلپه، کاشنی، سربرنجاس، بابینک، بنگو، بغیز، مور تلخ، مرمرشک، شب بو، گل گوهر، گل ختمی، تخم شربتی، گل شقایق (کره دزد)، کنگر، کاکل، گل زرد، گل کلون، سلمک، سلنج، سوره،ترشوک، زنگل ، بهمن، نی ونیجیله،مور،گزوک،فریز،خومه،گل بی منت بارون بارون،کلاه غور،دره،خارشتر،کنار (صدر)، جرگه و ده ها گیاه و علف های ناشناس چشم و مشام مسافران، رهگذران و اهالی را نوازش می کرد و به این مکان جلوه ای ویژه بخشیده بود.

 

سدهای آبخیز داری

درشرق جاده آسفالت بارگاهی به برازجان بر روی دره بزرگ شوردو سد خاکی بادریچه بتونی با مبلغی بالغ بر یک میلیارد ریال به همت نظام اسلامی برای تغذیه سفرهای آب زیر زمینی وتامین آب کشاورزی احداث گردیده است.این سدها در فصل زمستان وآبگیری مکانی تفریحی       می باشند.

رودخانه دالکی وآبگیرهای آن

یکی از نعمات بزرگ خداوندی در زمین وجود رودخانه های دائمی است رودخانه دالکی یکی از مهمترین رودخانه های دائمی جنوب ایران است که ازمحلی به نام دارینی واقع در استان فارس (منطقه کازرون)سرچشمه گرفته وپس از طی مسیری طولانی وکوهستانی در غرب شهر دالکی با جهت شمال جنوبی جریان یافته ودرمنطقه درودگاه بارودخانه شاپورتلاقی کرده ودر منطقه حله به خلیج فارس می ریزد.رودخانه دالکی که با فاصله دو کیلومتری شمال بارگاهی گذر می کند ازدیرباز سبب ایجاد تمدن وآبادی منطقه بوده ونعمات فراوانی را برای مردم بارگاهی به همراه داشته است.برداشت آب بوسیله قنات برای کشاورزی وچرخاندن چرخ آسیاب های آبی ،در گذشته برداشت آب بوسیله تلمبه های آب در حال حاضر ،ماهی گیری،کشت محصولات جالیزی در مسیل وآبرفتهای آن،وآبشخور حیوانات ودامها در فصل زمستان بوده است. علاوه برفوائد ذکر شده آبگیرهای بزرگ این رودخانه خصوصاً آبگیرهای تل نر ،آبگیرکمر گله خواب، آبگیرخشم کهنه وآبگیر چهارده معصوم(ع) وآبگیر تل زرد وعموئی در محدوده بارگاهی بهترین تفریگاه برای شنا وماهیگیری مردم محسوب می شد بعضی ازآبگیرها مشترک میان بارگاهی ونظرآقا وسایرروستاهای همجواربود البته اکنون بخاطر خشک سالی فقط نام این آبگیرها باقی مانده واثری از آنها وجود ندارد.

  

آبگیر یا برم تل میدانی

4- یکی از زیباترین وخاطره انگیز ترین آبگیرها ی رودخانه دالکی در مجاورت روستای بارگاهی برم بلند(به قول مردم قدیم برم بی پی (یعنی بدون عمق )تل میدانی است. این آبگیر محلی مناسب برای صید ماهی های بزرگ برای صیادان ومکانی برای شنا وآبتنی دوستاران شنا دررودخانه بوده است.حقیر وسایر هم محلیها وهم سالان از برم خاطر انگیز تل میدانی خاطرات شیرین و فراوانی دارند درزمان کودکی که چست وچابک می دویدم هم چو آهو در تابستان همراه هم سن وسالها وهم محلیها برای شنا کردن وپریدن از بلندی تپه تل میدانی به درون آبگیر وبرم هر روز به این مکان می آمدیم وساعاتی از روزرا در این آبگیر به سر می بردیم .در فصل پاییز وزمستان که پرندگان مهاجرازاروپا و مناطق سرد سیرکره زمین به تالابها وآبگیرهای جنوب می آمدند جهت گرفتن پرندگان چون چال چالک ومرغابی به این آبگیر وسایر آبگیرهای رودخانه می آمدیم .یاد آن ایام باشکوه وآن روزگاران قشنگ بخیر باد.

 

*آب انبار

در گذشته یکی از امکانات نگهداری آب شیرین برای مدت طولانی آب انبار بوده است.

آب انبار های عمومی

1-آب انبار کلی

این آب انبار در شرق بارگاهی کنار راه بارگاهی به راهدار واقع شده بود بطول 8متر وعرض 3متر با ارتفاع سه متر بود.این آب انبار توسط مرحوم کربلایی مصطفی محمدی احداث گردیده بود

*آب انباربنایی بوده برای ذخیره کردن آب

2-آب انباردم قنات.

این آب انبار در غرب بارگاهی در زمینی بنام دم قنات کنار راه امام زاده وباغ چشمه احداث شده بود بطول 10 متروعرض 3متر با ارتفاع سه متربود     

3-آب انبار نو

آین آب انبار که توسط رژیم پهلوی در سالهای قبل ازانقلاب کنار راه بارگاهی به برازجان در دامنه تپه وتل دم روبایی بطول 15متر وعرض 3متربا ارتفاع 4چهار متر به صورت سرپوشیده ساخته شده بود ودارای تلبه دستی برای آب کشیدن بود.

آب انبارمرو

این آب انبار بر روی تپه باغ  مشهدی صفر که بعداً به تل انبار مرو معروف شد به صورت استوانه ای با ارتفاع 3متر توسط مرحوم حاج محمد اکیا تعمیر گردیده.

آب انبار شاهی

این آب انبار بزرگ در کنار راه برازجان به دالکی در سه کیلومتری بارگاهی کنار پاسگاه قدیم به صورت سر پوشیده ساخته شده بود این آب انبارتامین کننده آب مسافرین جاده شاهی ومردم روستاهای بارگاهی ودهقاید بود.

چند سالی قبل ازانقلاب فرهنگ ساخت آب انبار در منازل رایج شد ودر بعضی از منازل آب انبارهایی بتونی ساخته شد که تامین کننده آب مصرفی خانوارهابود.متاسفانه همه آب انبارها تخریب واکنون هیچ یک ازآب انبارها قابل استفاده نیستند.

 

             فصل دوم

                   جغرافیای تاریخی

 

جمعیت

روستای بارگاهی دارای 60خانوار با جمعیت 300نفر است که به لطف پروردگار و عنایات نظام اسلامی از نعمت آب آشامیدنی سالم و بهداشتی،برق، تلفن،جاده آسفالت، مدرسه ابتدایی بهره مند است.

بارگاهی از حیث تقسیمات کشوری

روستای بارگاهی در بخش مرکزی شهرستان دشتستان تابعه دهستان دالکی با فاصله 7 کیلومتری شهر برازجان مرکز دشتستان بزرگ با فاصله دو کیلومتری از اتوبان برازجان شیراز واقع گردیده است.   

کلمه و اسم بارگاهی در فرهنگ لغات

فرهنگ معین واژه بارگاهی را مرکب از بار+ گاه می داند به معنی کاخ و دربار پادشاه، خیمه پادشاهی .جای رخصت و اجازه و و جایی که پادشاه مردم را به حضور بپذیرد.و در لغت نامه دهخدا بارگاه خیمه پادشاهان و سلاطین را گویند. خانه و خیمه پادشاه است که لشکر و سپاه و غیره به سلام آیند و در زبان عرف به معنی قصر پادشاه ، جای بار دادن پادشاه، انجا که پادشاه به چاکران بار دهد یعنی بپذیرد

کلمه واسم بارگاهی در نظم فارسی

 این واژه در اشعار شعراء وادباء بسیار استعمال وبه کار گرفته شده است

فردوسی حماسه سرای بزرگ ایران و احیاء کننده زبان فارسی وفرهنگ ایران زمین در خصوص کلمه بارگاه چنین می سراید:

همه کاخ و همه گاه شاه،                          همه بارگاهش سراسر سپاه

و مصلح الدین سعدی شیرازی بزرگ ادیب جهان بشریت وزبان فارسی در این باره می سراید:

منعم به کوه و دشت و بیابان غریب نیست 

                                   به هرجا که رفت خیمه زد و بارگاه ساخت

البته در دیوان سایر شعراء وادباء فارسی زبان هم بکار رفته است. بیشترین استعمال واژه و کلمه بارگاه و بارگاهی درادبیات خصوصا درسخن نظم و شعردر خصوص بارگاه حضرت حق و بارگاه ائمه هدی(ع) و امام زاد گان است. که از باب نمونه به چند مورد آن اشاره می نمائیم. محتشم کاشانی شاعر اهل بیت (ع) در عزای سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(ع) چنین می سراید: 

در بارگاه قدس که جای ملال نیست  

                                       سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

ویا خطاب به امیرالمومنین (ع) می گوید:

السلام ای بارگاهت خلق را دارالسلام    

                                     آستان رویت به طرف آستین روح الامین

ومجاهدی شاعر اهل بیت (ع)در مدح حضرت معصومه(س)چنین می سراید

تا بارگاه تو حرم اهل بیت باد         ما را اگر غمی ست غم اهل بیت باد

وتاج الشعرای جیحون در مدح حضرت معصومه(س) چنین می سراید

این بارگاه که چرخ بر رفعتش گم است       فخرالبقاع بقعه معصومه قم است

علت نامگذاری این روستا به بارگاهی به خاطر وجود کاخ ها وبارگا های باستانی در محدوده آن می باشد این روستا درمجاورت شهر تاریخی و باستانی صفاره که اکنون از آن شهرتاریخی جزچند معبد، بناء باستانی و کاخ ویران شده چیزی بر جای نمانده است.بنا گردیده است.وبه همین خاطر از زمانهای بسیار دوربارگاهی نامیده شده است.

شهر سفاره - صفاره

 نام این شهر با سیم  وصاد نگاشته شده است و تاریخ نگاران و سفرنامه نویسان ونویسندگانی که از قرن سوم هجری  به تالیف کتاب های تاریخی  مبادرت ورزیده اند درباره شهرسفاره یا صفاربا صاد اتفاق نظر دارند استخری در المسالک و الممالک صفحه ۱۰۶ آورده است مرکز دشتقان یا دشتگان را شهرصفاره می داند صفحه ۵۳ کتاب دشتستان و میرزا غضنفرالسلطنه برازجانی

 

محل  واقعی شهر سفاره(سفارگ ) یا صفاره در کجاست ؟

 بسیاری از نویسندگان جغرافیاهای تاریخی بعد از اسلام از این شهر نام

برده اند و بعضی از آنها پیرامون آبادی و مزارع گسترده  آن توضیحاتی دادند محل حقیقی و واقعی  این شهر باستانی و تاریخی شمال روستای محمدآباد یا دهقاید در اراضی موسوم به تل خندق قرار داشته است اما محلات دیگر این شهر از روستای بارگاهی در شمال یا کنار رودخانه دالکی در روستای خورگاه جنوب غربی گسترده بوده

 صفحه ۵۲ کتاب دشتستان و غضنفرالسلطنه برازجانی

موقعیت جغرافیایی شهر باستانی صفاره: این شهر باستانی در غرب روستای  کهن بارگاهی و در قلب اراضی کشاورزی  آن  و درشمال دهقاید در مجاورت رودخانه دالکی در جلگه دشتستان (دستقان) واقع گردیده است.

محدوده این شهر تاریخی از ناحیه جنوب به دهقاید و تل خندق بزرگ وازناحیه شمال به رودخانه دالکی و از ناحیه شرق به روستای بارگاهی و از ناحیه غرب به دشت دهقاید  محدود می باشد.

 عزیزانی که قصد بازدید شهر تاریخی صفاره را دارند می توانند این شهر و بقایای آن را در دو سمت جاده دهقاید- نظرآقا ودر اطراف بارگاهی بازدید کنند.

قدمت تمدنی  شهر سفاره (سفارگ) یا صفا ه

قدمت تمدنی  شهر سفاره (سفارگ ) یا صفار ه به قدمت تمدن ایران  زمین و هم زاد شهر توزیا توج در بخش کهن و تمدنی سعدآباد( 1 )  که به  دوران ایلامیان می‌رسد  می باشد  این شهر همزمان با با کاخ سنگ سیاه  درکنار رودخانه دالکی در مجاورت روستای جتوط  وکاخ بردک سیاه در نزدیکی درودگاه و کاخ چرخاب در جنوب شهر برازجان پا بر جا و استوار بوده  است

  این شهر و مجموعه کاخهای مذکورپایتخت زمستانی حاکمان امپراتوری هخامنشیان بوده واوج شکوفایی ورونق این مجموعه در دوره ساسانیان بوده  است

  بهترین گواه  بر قدمت تمدنی این شهربزرگ

1- آثار برجای مانده  ازاین شهر  مانند مجموعه کاخ سفاره در مرکز شهر

2- معابد متعدد در داخل شهر و اطراف روستای بارگاهی

3- تپه کارگاه شیشه  سازی درغرب شهر سفاره

4- پیدا شدن مجسمه گوزن بلورین و مرمر در مرکز این شهر به سال۱۳۷۳ در هنگام تسطیع  زمین توسط  مالک زمین مرحوم حاج محمد کشاورز بارگاهی و فرزندانش و اهدا آن  به میراث فرهنگی استان بوشهر می باشد

(این مجسمه با شکوه و منحصر به فرد که باستان شناسان قدمت آن را به دوره اشکانیان نسبت می دهند مجسمه ای بسیار زیبا و تاریخی متاثر از هنر مجسمه سازی یونانی است و در نوع خودکم نظیر و از مهمترین کشفیات باستان شناسی در استان می باشد

اکنون  این مجسمه در موزه مردم شناسی بوشهر نگهداری می شود

5-  کشف چند هاون سنگی و سنگ بزرگ زیرین آسیاب  همزمان با  پیدا شدن مجسمه گوزن زرین که اکنون در کاروانسرای حاج ابوالحسن خان  مشیرالملک شیرازی یا همان دژ برازجان که اکنون  موزه فرهنگی دشتستان  نامیده  می شود نگهداری می شوند

6- قله با شکوه  تل خندق

7- کاوشها و تحقیقات باستان شناسان و تائید تمدن شهر سفاره

 پس از پیدا شدن مجسمه در سال 1373باستان شناسان در محل پیدا شدن مجسمه کاوش های رسمی باستان شناسی به سرپرستی مهندس یغمایی از طرف سازمان میراث فرهنگی کشور انجام دادند که در این کاوش ها بقایا و ته ستون های ساختمانی که کاخ مجموعه شهر سفاره بوده است، ویک آتشکده زرتشتی و یک محراب از دل خاک بیرون آمد.

  حقیر با مهندس یغمایی  درمحل بقایای کاخ  در زمان حفاری و کاوش در  این شهر باستانی  ملاقات و گفتگو نمودم  ایشان  شهر سفاره  را  یکی از مهمترین شهرهای باستان در جنوب ایران می دانست

8- حاصلخیزبودن زمینهای مجاورمجموعه های باستانی کشف شده دلیلی متقن ومحکم برسکونت جمعیت زیادوآبادبودن شهرباستانی سفاره می باشد.

9- وجود سفالهای شکسته ساده و رنگین لعاب دار و بدون لعاب، سنگ های آسیاب، کوزه شکسته ها، گوپال ها، آجرهای قرمز رنگ و بسیار بزرگ و محکم، پایه ستون های حجاری شده از جنس آهک و ظرافت به کار رفته در معماری بناها دلیلی بر عظمت و قدمت این شهر تاریخی می باشد.

 

(1)( مرکزشهر توز روستای زیرراه و در شمال شهر سعدآباد  می باشد )

 

 شهر سفاره در دوران حاکمیت اسلام

شهر سفاره در دوران حاکمیت اسلام همان شهری است که بعد از اسلام مرکز حکومت جعفربن  ابی زهیر (1) بوده است

 مظفر بن جعفر پس از پدرش بر سراسر ناحیه سیف آل مظفر و سیف بن زهیر  فرمانروایی می کرد .حوزه حکومتی مظفر بن جعفر تمام نواحی  دشتگان یا بزرگ امروز دشتستان بزرگ امروز بوده است و سواحل دریا از حدود بندر گناوه تا بندر نجیرم ( 2) بردستان را در تصرف  داشت و از اطراف نجیرم تا مرز آل عماره  (سیف بنی عماره ) مسکن فرزندان ابی زهیر و مرکز حکومت بقیه فرزندان ابی زهیر کران (3) می باشد و جعفربن ابی زهیر در عصر حکومت هارون رشید در این مناطق حاکم بوده است

 صفحه ۵۷کتاب دشتستان  و سلطنه برازجانی

1- خاندان ابی زهیرالمدینی بر تمام نواحی  سیف( شیف) زهیر آل مظفر حکومت می‌کردند و صاحب شوکت اقتدار و احتشام بودند

 2- نجیرم وحورشی (خورشی) نجیرم شهریست و حورشی دیهی و از اعمال سیراف (بندر طاهری) است

  3- کران از اعمال سیراف( بندر طاهری) صفحه ۱۷۷ فارسنامه ابن بلخی قرن ششم

   مرکزیت شهر سفاره

اما شهر بزرگ صفار با وجود شهری  چون توج  یا  توز باز هم مرکز تمام دشتستان در بعد از ظهور اسلام تا پایان قرن چهارم به شمار می رفت  و در حادثه زلزله در قرن پنجم نابود می شود و از آن به بعد دیگر در تاریخ دیده نمی شود

بازماندگان زلزله در محلی که بعدها به براز گان یا برازجان فاریاب استشهار یافت ساکن  می‌شوند که هسته مرکزی این شهر در کنار نهری واقع بوده که از رودخانه دالکی به سمت جنوب غربی و سپس جنوب امتداد  می یافت خرابه های برازجان فاریاب  در6 کیلومتری جنوب غرب صفاره در محل موسوم به چاه آب تلخ موجود می باشد  

 عکس معبد  از زیر خاک بیرون آورده شده  توسط  باستان شناسان در سال 1373 در مرکز شهر سفاره

 

عکس  مجسمه گوزن زرین  از خاک بیرون آورده شده  توسط  مالک زمین مرحوم حاج محمد کشاورز بارگاهی  در سال 1373 در مرکز شهر سفاره

این مجسمه زیبا و تاریخی متاثر از هنر مجسمه سازی یونانی است و در نوع خود منحصر به فرد می باشد.

 

 

عکس سنگ  زیرین آسیاب  از خاک بیرون آورده شده  توسط  مالک زمین مرحوم حاج محمد کشاورز بارگاهی  در سال 1373  در هنگام  تسطیع زمینهای زراعی  معروف به گله میر دراطراف  مرکز شهر سفاره  این سنگ آسیاب بزرگ اکنون در  موزه دشتستان  یا دژ برازجان ( کاروان سراس مشیر الملک شیرازی )نگهداری  می شود

 

 

 دژ تل خندق

 تل خندق یک دژ نظامی و محلی برای نگهداری  *ساخلو پادگان  نظامی وحفاظت از شهرصفاره بوده است.

(ساخلو: به معنای پادگان است. پادگان: محلی است که عده ای سرباز و نظامی درآن برای نگهبانی و آمادگی گماشته می شوند).

 دو دژ معروف به تل خندق  بزرگ و تل خندق  کوچک در جنوب شرق  و    شرق  محل کاخ شهر سفاره (کنار جاده  دهقاید به  نظرآقا )   بعنوان پادگان  نظامی کار حفاظت از شهرصفاره  را عهده داربوده  اند

(تل خندق در سال ۱۳۱۴ شمسی که دولت پهلوی کاروانسرای حاج ابوالحسن خان مشیرالملک شیرازی را مرکز شهربانی را مرکز شهربانی نمود برای دیوارکشی میان سالن های این کاروانسرا به آجر پخته نیاز داشتند راهنمایان بومی رئیس شهربانی وقت سرهنگ ثریا را از وجود انبارهای انباشته از آجر در پیرامون تل خندق آگاه کردند.

سرهنگ ثریا  پس بازدید از محل، آجرهای بازمانده از بناهای ویران شده این شهر تاریخی را پسندید و دستور داد کارگران به تل خندق اعزام شدند آجر ها را از جرز ساختمان بیرون می آوردند وبه کاروانسرا انتقال می دادند و دیوار کشی میان حجره ها و اتاق هارا از آن استفاده می‌کردند پس از پایان کار کاروان سرابه شهربانی و زندان برازجان تبدیل گردید

البته در هنگام کندوکاو در تل خندق در همان سال ، دو صندوق آهنی بزرگ نیز از زیر خاک بیرون آوردند  که رئیس شهربانی هردو صندوق را به تهران فرستادصفحه ۵۴ کتاب دشتستان و غضنفرالسلطنه برازجانی با کمی تصرف)

 البته در سال  1373 کاوش های رسمی باستان شناسی به سرپرستی مهندس یغمایی از طرف سازمان میراث فرهنگی کشور انجام گرفت که حاصل آن بیرون آمدن پلکان هایی در محوطه این اثر باستانی و تعدادی گرز و گوپال بود و معلوم گردید  که این  بنای  باستانی پادگان نظامی بوده و مهندس  یغمایی  معتقد بود  که  اطراف تل خندق  آب روان  بوده  و آب آن از طریق  کاریز وقنات هایی که  از سمت  شرق روستای بارگاهی آغاز و آثار آن  موجود است  تامین  می شده  است  

هر کدام از تل ها حدود یک هکتار وارتفاع آنها از سطح زمین های اطراف حدود15 پانزده متر بلندتراست

 مصالح بکار رفته درساخت آنها خشت خام وسنگ در پی می باشد.نگارنده این سطور از زبان مهندس یغمایی کارشناس باستان شناسی شنیدم که فرمود (در اطراف این قلعه ها آب روان جاری بوده است وآب آن از طریق قنوات و کاریزهای  که از شرق روستای بارگاهی آغاز وباعبوراز روستای بارگاهی به تل خندق منتقل می شده تامین می گشته است.وپس ازچرخش در اطراف قلعه احتمالاً زمینهای زیر دست را مشروب ویا برای چرخاندن آسیاب آبی از آن استفاده می شده است.)

  تاسف از ویرانی  تل  خندق

 با کمال تاسف  این  بنای  باستانی در اثر بی توجهی و نبودن سازمان میراث فرهنگی  ، قبل از  انقلاب  آجرهای آن به فرمان سرهنگ ثریا  به کاروان سرای  مشیر الملک انتقال و پس از انقلاب هم  مهندسان  راه سازی  بی توجه به  این بنای  باستانی  بخشی  ازاین اثر را بخاطر  کشیدن  جاده  نظر آقا  تخریب و ویران  کردند و  بعداز آن هم وزارت  نیرو یاپه های  برق  فشار قوی را  در وسط  و اطراف آن کوبید  و این بنا را از شکوه و عظمت  انداختند  و در نهایت این شیر بی یال و کوپال  بازیچه  بچه ها شد و  جوانان  موتور سوار بر آن تاختند و راندند  و زخم  بیشمار بر  پیکرش  وارد  نمودند   مثل تل خندق  مثال شیری است  که پیر شده  است ، و مصداق ضرب المثل   شیر  که پیر بازیچه شغال می‌شود.

 

 

 

 

مناطق باستانی دیگر: اطراف امامزاده

علاوه بر شهر تاریخی صفاره، محل باستانی دیگری در شمال روستای بارگاهی در مجاورت رودخانه دالکی در اطراف قدمگاه و زیارتگاه امام محمد باقر(ع) وجود داشته که ازبقایای آن قبرستانی بزرگ و متروکه و تعدادی آسیاب های آبی کهن و مخروبه بر جای مانده است.

 همچنین در شرق روستا تل باستانی نقار خانه *و چندین آسیاب آبی دیگروچند اثر باستانی و قنوات متعدد وجود دارد که همه قدمت و تاریخی بودن این روستا ی کهن را تایید می کنند.

در جنوب این روستا تپه بلند وباستانی تنب گراب ومکانی بنام کاسه وکیزه قراردارد و می توان ادعا کرد که روستای بارگاهی چون نگینی در حلقه ا ی از آثار باستانی واقع شده به نحوی که شما در هر زمینی از زمینهای روستا وهر نقطه آن که قدم نهاده و کاوش نمایی سفال های    

* (نقارخانه= جایی که طبل و کوس و سرنا بنوازد- محل مخصوص بر فراز سردرهای بزرگ که در   آنجا هنگام اذان شام و سحر یا به مناسبت اجرای مراسم وتشریفات وطبل وسرنا بزنند)                                                                                                      شکسته،آجرهای قرمزرنگ بزرگ قدیمی،گرزوگوپال،ساختمانهای ویران شده،آسیابهای آبی کهن ومتروکه،قنوات فرو ریخته کانالهای انتقال آب

 رها شده را مشاهده می کنید.و این نشان از تمدنی بزرگ دارد وبه خاطر واقع شدن این روستا درمرکزمنطقه ای باستانی که کاخ ها، بارگاه ها وبناههای تاریخی وجود داشته است از قدیم الایام بارگاهی نامیده شده است.

مناطق باستانی

غار وتونل دهان کوچه

7- این غار وتونل قنوات وآبراهی بوده که آب رودخانه دالکی را پس از گذشتن ازدشت شبنم بویی به دشت گله میر و شهر باستانی صفاره منتقل می نمودند وبر اثر گذر زمان وریزش سقف آن به صورت غار وتونل در آمده است.دهانه این غار به ارتفاع وطول وعرض 10 متروعمق آن 100مترمی باشد

 

آسیابهای آبی کهن

در شمال وشرق روستای بارگاهی بفایای هفت آسیاب آبی وجود دارد که شش آسیاب با آب برداشتی از رود خانه دالکی ویک آسیاب با آب دره شور به چرخش وحرکت در می امده است از این هفت آسیاب دوآسیاب در دامنه تپه تل میدانی ودو اسیاب در دامنه تپه تل نر ودو آسیاب دردامنه تپه کنیزکی همه در مجاورت رودخانه دالکی قرار دارندویک آسیاب در کنار راه بارگاهی به بنه جابری نزدیک باغ آسیاب می باشد این آسیابهای کهن تامین کننده آردمصرفی ساکنان شهر برازجان، روستای بارگاهی وروستاهای همجوار بوده اند ونشانی از حسن مدیریت ونمادی از بهروری صحیح از منابع می باشد.تاریخ دقیق ساخت این آسیابها معلوم نیست اما بنا براظهارات پیرمردان ساخت آنها متعلق به اواخر سلسله قاجارودر دوران حاکمیت غضنفرالسلطنه برازجانی  بر برازجان ونواحی اطراف آن می باشد در کتاب جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری               تالیف مرحوم علیمرادفراشمندی صفحه116درباب خدمات غضنفرالسلطنه چنین آمده است.(در قریه بارگاهی وننیزک آسیای آبی ساخت .) این قول راتائید می نمایم.بعضی ازاین آسیابها تا اواخر دهه 30فعال بودندوآسیاب باغ آسیاب متعلق به مرحوم کربلایی مصطفی محمدی یکی از رجال وملاکین بزرگ بارگاهی تا سال 1343 هجری شمسی فعال بود

 

تل قبر آقا میر

این تل باستانی که در جنوب غرب بارگاهی درکنار راه قدیم بارگاهی به دهقاید معروف به راه آسیاب در نزدیکی دره باغ سید واقع گردیده است.مجموعه ای از سنگ های ریز ودرشت برروی هم انباشته شده است ودر زبان مردم معروف است که قبری در زیر سنگها می باشد.

تل نقاره خانه*                                                                                                                                   در شرق بارگاهی در وسط زمینهای کشاورزی دشت کنیزکی در نزدیکی تپه باستانی بنک ساختمان مخروبه ای بر بلندای تلی به نام تل نقاره خانه وجود دارد این ساختمان وتل مکانی برای انتقال پیام وخبر در گذشته   بود ه ساختمان نقاره خانه معمولاً در مکانی مرتفع در بالای دروازه ی شهر یا سردرِ ورودی کاخ شاهان و یا مکان مرتفع در نزدیکی ارگ و یا قراول خانه احداث می گردید تا صدای نقاره در قسمت های مختلف شهر شنیده شود و از نظر ظاهری شبیه برج و یا آشیانه به شکل مستطیل و یا مربع و مسقّف بودند و به وسیله ی پلکان با زمین مرتبط می شدند    * (نقارخانه= جایی که طبل و کوس و سرنا بنوازد- محل مخصوص بر فراز سردرهای بزرگ که درآنجا هنگام اذان شام و سحر یا به مناسبت اجرای مراسم وتشریفات وطبل وسرنا بزنند)                                                                                                       بخاطر آگاهی از نقاره خانه سابقه مختصری از نقاره نوازی در ایران وجهان بر گرفته از فصل نامه شکوه شماره 80 نوشته محمد رضا قصابیان   تقدیم می گردد.                                 

 

                      نقاره در فارسی به نوعی ساز کوبی متشکل از دو طبل کوچک متّصل به هم اطلاق می گردد که توسط نقاره چی و به وسیله دو چوب که بر طبل نواخته می شود به صدا درمی آید. نقاره خانه نیز در اصطلاح به محل یا برج گفته می شود                                                     

نقاره نوازی در ایران و جهان از قدمتی بسیار برخوردار می باشد و سابقه ی استفاده از دو ابزار مهم در نقاره کوبی، یعنی طبل و کرنا در شکل اولیه به عهد باستان می رسد که در جنگ و مناسبت های دیگر مرسوم بوده است، چنان که در هزاره ی چهارم قبل از میلاد از طبل پایه دار لی لیس در بین النهرین، و از طبل باریکی به نام بلخ (که به خدای اِ آ نسبت می دادند) در مراسم مذهبی استفاده می شده و در عهد سرایش و دایی (1000 تا 1500ق_م) تبتی های مغولی نژاد و همچنین طبل تنه درختی غول‌آسا در آسام متداول بوده است.

آیین نواختن کوس، دُهل، کرنا و شیپور که به تدریج شکل خاصی از آن در ایران باستان، نقاره کوبی نام گرفته است و از ایران به کشورهای دیگر راه یافته، از گذشته های دور در سرزمین های مختلف و در سفر و حضر، جنگ و صلح و شادمانی و عزا رایج بوده است. استفاده از طبل و کرنا و شیپور در جنگ ها بیشتر به منظور اطلاع رسانی و اعلام خبر ورود سپاه به یک سرزمین یا تشویق سربازان در جنگ یا برچیدن اردوگاه ها و سان نظامی و یا رویدادهای بزرگ نظامی همچون فتح و پیروزی و اعلان جنگ مرسوم بوده و در زمان صلح و آرامش بیشتر در جشن ها و اعیاد ملّی و مذهبی یا مراسم سوگواری و تشریفات درباری، مانند جلوس پادشاه بر تخت سلطنت، اعلام خبر ورود به شهر، تاجگذاری یا موارد دیگر از قبیل ولادت و مرگ شاهان و شاهزادگان و دیگر مراسم مهم اجتماعی و هنگام طلوع و غروب خورشید نواخته می شده است.

این آیین در شرق از قدمت بیشتری برخوردار است.(د. بریتانیکا) و رومیان و یونانیان استفاده از این ابزار را در جنگ از شرقی ها آموخته و مورد توجّه قرار داده اند. سرهنری پل آن را یک روش بسیار کهن مردم آسیا می داند و معتقد است که این واژه پس از جنگ های صلیبی وارد زبان های اروپایی شده و رایج گردیده، مارکوپولو به نواختن نقاره به معنای آغاز جنگ توسط ایرانیان اشاره دارد و کریستن سن نیز می نویسد که مردم ایران در جنگ های بالای دیوار مقدمه به وسیله ی بوق و شیپور، محصوران را از حمله دشمن آگاه می کنند.

مستندات تاریخی از قبیل نوشته های متون قدیمی، گزارش های سفرنامه نویسان، وجود مکان هایی با نام نقاره، نقاره خانه، نقاره چی محلّه، نقاره خوان، نقاره کوب، نقاره ناوکش و ... در فرهنگ آبادی های ایران، و مزار پیر نقاره خانه در نزدیکی خواف، تپه ی نقاره خانه در گناباد، برج کوچک نقاره خانه در بالای کوهسار تقی آباد ساری، ... و ابزارهای نوبت نوازی عهد هخامنشی در موزه ی تخت جمشید و سنگ نگاره های طاق بستان کرمانشاه که جلوه ای از نوبت نوازی را به نمایش می گذارد و همچنین وجود اصطلاحات مربوط به نقاره نوازی در اشعار شعرای قدیم و جدید و وجود بعضی دیگر از واژه ها در فرهنگهای لغت، مانند اسب نقاره، شتر نقاره و فیل نقاره، مویّد قدمت این آیین در سرزمین ایران است

در اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز استفاده از ابزار نقاره کوبی به عنوان موسیقی رزمی مورد اشاره است:

ز نالیدن کوس با کرّنای                همی آسمان اندر آمد به جای

برآمد ز ایران سپه بوق و کوس       برون رفت بهرام و گرگین و طوس

برفتند چون باد گردان ز جای          خروش آمد و ناله ی کرّ و نای

نقاره نوازی از عهد باستان در پایتخت و شهرهای مهم ایران مرسوم بوده و همه روزه پیش از طلوع و غروب آفتاب با نوبت نوازی خورشید را بدرقه و استقبال می کردند.

در ایران پس از اسلام، آیین نقاره نوازی به اقتباس از گذشتگان در عهد خلفا و پس از آن در دوران سلسله های ایرانی مرسوم گردید، چنان که نظامی می گوید:

چار علم رکن مسلمانی است          پنج دعا نوبت سلطانی است.

به نوشته ی جرجی زیدان عرب های جاهل جز طبل نمی شناختند و نواختن شیپور و کرنا مرسوم نبود. و در جنگ اُحد زنان مشرک در جلو صف دایره و طبل می زدند. امّا به تدریج مسلمانان کرنا و شیپور را مورد استفاده قرار دادند. آدام متز می نویسد در جشن سالروز رهایی یوسف از زندان، مصریان با طبل و شیپور از تجّار خرجی گرفته در خورجین می ریختند. و در جشن 18 ذیحجه سال 352 ه.ق، شیعیان بغداد به فرمان عضدالدوله در مراسم یادبود غدیر خم چادرها برافروخته، شب را در مجلس شرطه آتش افروزی کردند و طبل و شیپور نواختند.

ظاهراً پس از آل بویه نوبت زنی در بین خلفای اسلام مرسوم شد و به نوشته ی ابوالحسن هلالی، در بغداد ابتدا برای خلفا و سپس برای ولیعهدان و امرای سپاه نیز در اوقات سه گانه ی نماز نوبت زده شد و به تدریج خلفا این رسم را چهره ای مذهبی داده برای اعلام وقت نماز و افطار و سحر استفاده کردند.

در قرن های اولیه ی اسلامی، نقاره نوازی در دستگاه امیران و حاکمان ایرانی مرسوم بوده، بانگ کوس و نقاره در نزدیکی سرای پادشاهی و دارالحکومه در اوقات معینی صبح و شام شنیده می شد (ناظم الاطباء). نقاره زنی در نقاره خانه، نوبت شاهی به شمار می رفته است (فرهنگ معین) و نقاره خانه اختصاص به پایتخت حکومت داشت و اولین نشانه ی تغییر حکومت، تصرف نقاره خانه بود.

در عهد صفویه استفاده از نقاره در پایتخت معمول و به تدریج در شهرهای بزرگ رایج گردیده و در جشن های پیروزی و تاج گذاری و ولادت شاهان و شاهزادگان و خلعت پوشی امیران و ...، مراسم نقاره زنی اجرا می گردید. مولف عالم آرای عباسی با ذکر واقعه ی تولّد شاه عبّاس اول از برگزاری این مراسم در اطراف و جوانب کشور خبر داده است. شاردن می نویسد «در بالای سر در مدخل بازار شاه اصفهان دو ایوان سرپوشیده ی بزرگ وجود دارد که محل نواختن ادوات موسیقی است و به آن نقاره خانه می گویند و هر روز به هنگام برآمدن و غروب خورشید در آنجا سرنا و دهل و طبل می نوازند».

اصطلاح رایج شادیانه در متون عهد صفویه، مویّد آن است که علاوه بر مراسم شاهانه و قبل از طلوع و غروب خورشید، نقاره نوازی در جشن ها و سرور به ویژه ازدواج مرسوم بوده است، چنان که محمّد هاشم آصف به نقاره کوبی در جشن عروسی هزار دختر در دوران صفوی اشاره دارد. نگارنده ی بدایع الوقایع نیز در خبر برگزاری این آیین در اواخر قرن دهم قمری می نویسد

ظاهراً کاربرد نقاره که تا قرن نهم منحصر به مناسبت های مذهبی و ملّی بوده است در دوران صفویه و افشاریه از تنوع بیشتری برخوردار شده.

نقاره نوازی در دوران زندیه و قاجاریه گسترش بیشتری یافت و علاوه بر مناسبت های رایج، موارد و مناسبت های تازه ای همچون نقاره نوازی در مراسم اسب دوانی دربار و شترگردانی روز عید قربان و مراسم سلام در روزهای عید و اعلام قرق در شب بر مناسبت های قبلی افزوده شد

مهم ترین مراسم نقاره نوازی عهد قاجاریه در برج مخصوص اقامتگاه شاهی و در پایتخت اجرا می شود.

از اواخر دوره ی ناصرالدین شاه با رواج آلات موسیقی اروپایی، به تدریج از اهمیت نقاره خانه ها کاسته شد و نقاره نوازی جنبه ی تجمّل و تشریفات یافت و به جماعت جای نقاره چیان، اعضای کنسرت موسیقی نوازان در محافل جشن و سرور ظاهر شدند و کارایی نقاره و نقاره خانه به تدریج کاهش یافت و از تعداد نقاره چیان و ابزارهای نقاره نوازی کاسته شد و این سنّت قدیمی به آهستگی رو به فراموشی گذاشت؛ امّا چون تا اواخر عهد قاجاریه هنوز هم نقاره خانه مظهر اقتدار پادشاهی و اعلام حاکمیت به شمار می رفت در پایتخت نواخته می شد، چنان که به نوشته عبداللّه مستوفی، پس از فتح تهران، رضاشاه با تصرف نقاره خانه و تغییر محل آن به سر درِ ارگ تهران، در عمل اقتدار خویش را نشان داد و نقاره خانه جدیدی در سر درِ باغ ملّی(میدان مشق) بنا کرد. امّا پس از آن در عهد پهلوی این آیین از رونق افتاد و فقط در مشهد و در نقاره خانه آستان قدس رضوی این رسم قدیمی با همان ابزار و شیوه همچنان اجرا می گردید.

  تپه باستانی باغ چشمه

این تپه در شمال غربی بارگاهی کنار راه امامزاده وباغ چشمه است.در آن معبدی همانند معابد کشف شده در شهر صفاره وجود دارد اما بخاطر کاوشهای غیر مسئولانه از بین رفته است.   تپه باستانی بنک                                                                  در شمال شرق بارگاهی حدفاصل تل نقاره خانه و رودخانه دالکی در کنار راه تپه تل نر تپه باستانی با ساختمانهای مخروبه وآجرهای قرمز رنگ وسفال های شکسته رنگی نگاه هر رهگذری را به خود جلب می کند این ساختمان مخروبه قلعه ای بوده که ویران شده است متاسفانه در سالهای اخیر حفره های بزرگی توسط کاوشگران وجوینده گان اشیاء عتیقه در آن حفر شده است وبخش اعظم آن تخریب وتسطیح گردیده است.                                                                             

راه ریل

این راه به عرض 5متر وطول چند کیلو متردر شمال وشمال غرب بارگاهی از نخلستان دهقاید و 250متری جنوب پل نظرآقا تا راه خاکی تل میدانی امتداد دارد این راه توسط انگلیسی ها در زمان اشغال جنوب ایران برای ریل گذاری  احداث  گردیده است وبنا بر اظهارات ریش سفیدان ریل های آن تا اواخر دوره پهلوی اول موجود بوده وقطارانگلیسیها از بوشهرتا نخلستانهای دهقاید بر روی ریل آمده است.

آبادی کهن اطراف امامزاده

در تپه ها وزمینهای کشاورزی اطراف قدمگاه امامزاده محمد باقر (ع) بقایای یک قبرستان کهنه،اب انبار،پی ساختمانهای فرو ریخته وسفالهای رنگی وجودداردکه حکایت از آباد بودن محلی بزرگ در این منطقه می نماید.تحقیقی از ناحیه باستان شناسان تا کنون درباره آن محل بعمل نیامده است پیر مردان آباد بودن محله اطراف امامزاده را به یادندارند به احتمال قوی این محل وآبادی متعلق به دوره صفویه می باشد.

قنوات

بخاطروجود زمینهای حاصلخیز در اطراف بارگاهی ونیاز به آب کشاورزی وموقعیت جغرافیایی وشیب مناسب زمین از گذشته های بسیاردور مردم این روستا برای استحصال آب مبادرت به ساخت قنات نموده اند.

قدمت قنوات درایران برای استحصال آب به حدود سه هزار سال می رسد وپس از فراز ونشیب هایی که پشت سر گذاشته اکنون بیش از 34 هزار رشته قنات در ایران وجود دارد که از مجموع قناتهای موجود دردنیا بیشتر است. میزان آبدهی قنوات موجود در کشور8/2 میلیارد متر مکعب بر آوردمی شود که حدود 13 درصد مجموع برداشت از آبها از آبهای زیر زمینی را تشکیل می دهد.

قنات:مجرای زیر زمین با شیب کم برای رسانیدن آب منابع زیرزمینی دامنه کوه ها به زمینهای پست دوردست .کاریز :کهریز

قناتهای بارگاهی

 قنات دم قنات 

این رشته قنات که درغرب روستای بارگاهی بوده است اززمین خرمنجاه شروع وبه باغ شرایی ختم و آب استحصالی آن باغ شرایی را سیراب می نموده است.

2-قنات علی حسینی وقنات مرده

این رشته قنات که طولانی ترین وقدیمی ترین رشته قنات در بارگاهی است چندین کیلومترامتداد داشته است از نزدیکی کارخانه سیمان دشتستان ودره های نزدیک راهدار شروع وبه تل خندق ختم می شود.تامین کننده آب اطراف تل خندق ومزارع زیر دست بوده است

3-قنات کمر گله خواب

این رشته قنات که در شمال وشمال غرب بارگاهی در ساحل رودخانه دالکی بوده است ازکنارتل میدانی شروع وبه باغ دهقاید ختم می شد.وآب رودخانه دالکی را به نخلستان های دهقاید منتقل می کرده است.

4-قنات تل نر

این رشته قنات در ساحل رودخانه دالکی در شمال وشمال غرب روستای بارگاهی واقع گردیده وآب را از آبگیرتل نر دریافت وبه آسیابهای تل نر وتل میدانی منتقل می نموده است.

قنات بنک

این رشته قنات در شمال روستای بارگاهی بوده وآب رودخانه دالکی را به آسیابهای بنک می رسانده است.

قنات شور قلایی وجا خواسته

این رشته قنات در شمال روستای بارگاهی آب رودخانه دالکی رابه غار دهان کوچه وزمینهای زیردست منتقل می نموده است.

قنات باغ سید

این قنات در جنوب بارگاهی ودر شرق دهقایداز تپه ماهورهای باغ سید شروع ودر نزدیکی دهقاید آبش به روی زمین می آمد وپس از گذر از شمال دهقاید به باغ قنات می رسید این قنات در دوران ابراهیم خان فرزند غضنفرالسلطنه برازجانی جهت آبیاری باغ قنات احداث شده بوده است.

لازم به ذکراست که کلیه قنوات یاد شده اکنون فرو ریخته وبعضی از آنها بخاطر قرار داشتن در مزارع صاف وتسطیح گردیده اند

         فصل سوم

 

       اقتصاد ومعیشت

کشاورزی:

مردم این روستا از دیرباز به خاطر داشتن زمینهای حاصلخیز، مزارع سرسبز ، چشمه های آب فراوان و گوارا و قنات های متعدد ومجاورت با رودخانه دالکی به کشاورزی مشغول بوده ومحصولاتی چون گندم،جو،خرما،پیاز،تنباکو،صیفیجات ومحصولات جالیری مانند هندوانه،خیارچنبر،کرکو یا خیار زرد وانواع سبزیجات تولید می نمایند اکنون هم جمعیت غالب روستا به کشاورزی اشتغال دارند  اکنون وامروزه با تسطیع مزارع و بهره گیری از صنعت و ابزارهای جدید در کشاورزی سالانه حدود500تن گندم، 200تن خرما، 150تن تنباکو و ده ها تن سبزیجات و اقلام دیگر کشاورزی تولید می کنند و سهمی در تولید کشور دارند و محصولات آنان از کیفیت بسیار عالی برخوردار می باشد. چند سال قبل نمایشگاه خرمایی در استان از ناحیه جهاد کشاورزی برگزار گردید که در آن نمایشگاه خرمای بارگاهی دارای برترین کیفیت شناخته شد.در گذشته واکنون بارگاهی قطب کشاورزی از حیث تولید گندم وجو در دهستان دالکی محسوب می شود.

دامداری

بارگاهی به خاطر داشتن مراتع وسیع، علفزارهای پر پشت  و تنوع گیاهان بهترین مکان برای پرورش و نگهداری دام می باشد.

لذا در گذشته نه چندان دور گله های بزرگ، گوسفند، بز، گاو، رمه های اسب و قاطر،زینت بخش مراتع آن بود و فراورده های لبنی و پروتئینی تولید شده در این روستا زینت بخش سفره های مردم روستا و ساکنان شریف برازجان بود پس از انقلاب اسلامی وتحولات پیش آمده در زندگی وگرایش وروی آوردن مردم به رفاع وبهرمند شدن بیشتر از نعمات ، مردم دامداری را رها کرده و فقط هرخانواریکی دو راس گاو برای تامین لبنیات خود در منازل نگهداری می کنند. اکنون مراتع وعلفزارهای روستادرپاییزوزمستان تا اوائل بهار چراگاه گوسفندان عشایر کوچ رو استان های فارس و اصفهان می باشد.

 

 

تجدید خاطرات

یاد آن روزها بخیرو گرامی باد. که گله های گوسفند درمراتع و علفزارهای روستا به چرا مشغول بودند و صدای ضرب آهنگ زنگ وزنگوله آویخته به گردن گوسفندان و صدای نی چوپان که صدای سخن عشق است از بیابان به گوش می رسید و انسان را به یاد هجران جدایی خود از اصل خویش می انداخت.وترنم شعر مولانا را درخاطره ها زنده می کرد

بشنو از نی چون حکایت میکند              و از جدایی ها شکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده اند                  از نفیرم مرد و زن نالیده اند

سینه خواهم شرحه، شرحه از فراق         تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش     باز جوید روزگار وصل خویش

گویا صدای هی هی شبان با عارفانه ترین کلمات در مناجات با خدا از بیابان به گوش می رسد و انسان را به یاد داستان موسی و شبان در مثنوی معنوی می اندازد.

دید موسی یک شبانی را براه             کو همی گفت ای گزیننده اله(ای خدا و ای اله)     

تو کجایی تا شوم من چاکرت        چارقت دوزم کنم شانه سرم

دستکت بوسم بمالم پایکت            وقت خواب آید برویم جایکت

ای فدای تو همه بزهای من         ای به یادت هی هی و هی های من

صدای به به گوسفندان و بره ها و بزغاله وبزها در وقت جدایی از مادران خودهنگام بیرون رفتن گله های گوسفنددر صبحگاهان از روستا وزیبایی بازگشت گله ها در وقت ظهر وهنگام غروب واستقبال بره ها وبزغاله ها از مادران خود انسان را به یاد آیه شریفه 6 سوره نحل می اندازد که خداوند می فرمایدولکم فیها جمال حین تریحون وحین تسرحون:(برای شما در داشتن آنها زیبایی وآرایش است هنگامی که آنها را شامگاهان از چرا به استراحتگاهشان بر می گردانیدوهنگامی که بامدادان به چرا روانه ی سازند) وصدای خش خش دوشیدن گوسفندان و صدای ضرب آهنگ زنگ بزغاله ها و گوسفندان و غبار برخواسته ی از بازگشت گله ها و بازی کودکان در غبار منظره ای فراموش نشدنی را به یاد می آورد .و صدای شیهه رمه های اسب ومسابقه دادن کره اسبان ساق سفید و اسب دوانی جوانان در دشتها در فصل بهار زیباترین جلوه پیوند انسان با طبیعت را به یاد آور می شود.

 

ماهیگیری

بخاطر مجاورت بارگاهی با رودخانه دالکی از دیر باز مردم بارگاهی به شنا وماهیگیری علاقمند بوده وماهیگیری را به روش های بُه بستن، توردستی یا تور کنگی ، تور راه بند یا کشا وقلاب صید می نمایند.

 بُه بستن

 دراوائل فصل پائیز تا اغاز زمستان که ماهی های بیا یا شل خوار در رودخانه زیاد بودوبه صورت دسته جمعی حرکت می کردند مردم مسیر آب رودخانه را در جای چر (جایی که سرعت اب تند وعرض رودخانه کم بود) با خار دره وچوت وسنگ می بستند ویک مسیر برای عبور ماهیها باز می گذاشتند ودر آن مسیر در خونه (چوبهای نخل بافته وپیوسته )قرار می دادند ماهیها هنگام عبور از مسیر در درخونه بُه     می افتادند وفردی هم کنار بُه خصوصاً در شب کشیک می زد وماهی ها را از درخونه بیرون می اورد ودر جـله (ظرفی بافته شده ازبرگ نخل خرما) یا در کیسه می ریخت .

توردستی یا تور کنگی

یکی از ابزارهای ماهیگیری در رودخانه ها تور دستی یا تور کنگی است که به وسیله توربافان یا صیادان تورباف با نخهای محکم بافت می شود وچون دروقت انداختن وپهن نمودن آن در آب باید روی دستها وارنج قرار گیرد تا در اب پهن وانداخته شود.درزبان محلی به ان تور کنگی می گویند اکثر صیادان بارگاهی خود تورهای دستی را می بافتند .وبا ان ماهی  صید می کردند .بیشترین کار برد این تور  در ابهای کم عمق و در سر چرها است .این تور  بنا بر تنگ و گشاد بودن  خانه هایش می تواند ماهی های بزرگ یا کوچک را صید کند .

تور راه بند یا کشا

این تور مخصوص دریا وابهای بلند ودارای عرض طولانی است . اما در سالهای اخیردر رودخانه ها هم گذاشته می شود ووسیله ایی مطمئن برای گرفتن انواع ماهیها ی ریز ودرشت می باشد. بیشترین کار برد این تور دررودخانه در شب است.صیادان ان را در عرض رودخانه درمسیر ماهیها در  اب قرار  می دهند  و صبح ان را از اب بیرون می کشند و ماهیهای گرفتار شده در ان را بیرون اورده و جمع می کنند

قلاب ماهیگیری

قلاب :چنگک والت فلزی سر کجی است که با بستن نخ وسرب به آن وزدن طعمه بر سر ان ورها کردن دراب رودخانه یا دریا با ان ماهیگیری می نمایند.قلاب  بیشترین کار برد را در ابهای زلال  و پر ماهی مانند  سواحل دریاها و در یاچه ها  دارد اما اکنون توسط صیادان در رودخانه ها هم بکار برده می شود

در بارگاهی چند نفری به صورت حرفه ای برای بهرمندی خود وگاهی برای فروش به صید ماهی به روش گرفتن ماهی با تور ویا بُه   می پرداختند

معروفترین صیدان بارگاهی

 معروفترین صیدان این روستا در گذشته 1- مرحوم مشهدی رضا رضایی بارگاهی 2- حاج محمد علی رضایی بارگاهی 3- مرحوم رضا علی پور4-مرحوم باقرعلی پور5- مرحوم مشهدی حسین بارگاهی6- مرحوم احمد فرخی 7- مرحوم محمد شریف فرخی (دربُه بستن) 8- کرم جوکار(دربُه بستن )بودند

ماهیگیران جدید

امروزه هر کسی رادر شهر یا روستا  می بینی به یک سر گرمی و تفریح علاقمند است .ماهیگیری سرگرمی عمومی برای ساحل نشینان دریا و مجاورین رودخانه ها است . دربارگاهی هم ماهیگیری سرگرمی اکثرعلاقمندان به طبیعت و اب است . اما بعضی بارودخانه ها انس بیشتری دارند در بارگاهی اکنون بیشترین انس را با روذخانه و   ماهیگیری اقایان 1- عبداله کشاورزبارگاهی2-  عباس بارگاهی 3- جعفر جعفری 4- علی فرخی 5- یداله جوکار دارند. به قول معروف اگرهفته   ی یک بار بوی انها سل نشود نمی شود

 

صنایع دستی

صنایع دستی به آن دسته صنایع اتلاق که تمام قسمتی از مراحل ساخت فراورده های آن با دست انجام می گیرد ومعمولاً با نوع فرهنگ ،مواد اولیه وذوق هنری مردم هر منطقه ارتباط دارد مهمترین صنایع دستی مردم بارگاهی وروستاهای همجوار آن عبارتند از:

تک:نوعی حصیر که از ساقه وبرگ نخل (دل نخل)می بافند واندازه های متفاوت دارد.

زنبیل وسبد:از شاخه وبرگ نخل ساخته می شود وبرای جمع آوری خرما واموردیگراستفاده می شود.

تویزه: دارای قالبی دایره ای شکل به قطر 70تا 90 سانتی متراست وبیشتر برای نگهداری نان تیری از آن استفاده می شود.ازتویزه به عنوان سفره انفرادی هم استفاده می شده است.

کپوره:با برگ سفید نخل(بردل)بافته می شود وبا لیف خرما گوشه گذاشته می شود شکلی استوانه ای به قطر 15وارتفاع 25 سانتی متر برای حمل رطب وتخم مرغ مورداستفاده قرارمی گرفت.

کراخه:ظرف مناسب برای نگهداری گندم ،جو وسایر حبوبات.

نان دان:به وسیله برگ وپنگاش نخل با قطر تویزه وبا دیواره ای به ارتفاع 30 الی 40 سانتیمتر ساخته می شود وبرای نگهداری نان استفاده می شده است.

بل:با برگ نخل ساخته می شود وحالت کیسه بزرگی داری که برای نگهداری خرما یا تنباکو از ان استفاده می شده است.

کنده:جای نگهداری میوه است.

بادبزن دستی:از برگ درخت نخل ساخته می شده وبرای فصل تابستان از آن استفاده می شده است.

جارو پیشی وپنگی: از برگ نخل وپنگ (خوشه)خرما ساخته می شده است.

کلاه حصیری:از برگ نخل ساخته می شودودر فصل گرما از آن استفاده می شده است.

قالی، گبه وگلیم بافی:

مردم بارگاهی به خاطر داشتن مراتع وسیع وگله های بزرگ گوسفند ودراختیار داشتن پشم ومو بسیاروهنرمند بودن بانوان ودختران مبادرت به بافتن قالی،گبه وگلیم برای نیازخودمی نمودند.اما اکنون ازاین هنردر روستاخبری نیست

سفالگری:

این صنعت یکی ازقدیمترین صنایع رایج درمناطق باستانی بوده وازدیرباز مردم با آن آشنا بودند.  با وجود سفالهای شکسته فراوان درمناطق باستانی ازسابقه سفالگری در بارگاهی تاریخ دقیقی دردست نیست .در اوایل انقلاب کارگاه سفالگری توسط مرحوم نور محمدجهانبخش اهل وساکن برازجان دربارگاهی راه اندازی شد که در ان قلیان ،خمره،کوزه،گلدان،غاویه وسایر ظروف سفالی ساخته می شد  این کارگاه چند سالی است که تعطیل گردیده است .

 تجارت وبازرگانی

 کاسبان وتاجران روستای بارگاهی

کار اصلی مردم بارگاهی از گذشته دور تا کنون کشاورزی ودامداری بوده ومردم به تجارت وپیله وری یا مغازه داری وکمتر روی آورده اند واگر محصولی هم تولید می نمودند خریداران در محل حاضر ومحصول آنان را در روستا خریداری می نمودند اما چند نفری هم به کار تجارت ومغازه داری روی آورده اند.

1-مرحوم کربلایی مصطفی مهدی زاده فرزند محمد علی – از قدیمی ترین افرادی بوده که به تجارت وخرید وفروش کالا در کنار کشاورزی مشغول بوده است

2-مرحوم فتح اله کشتکار فرزند داریوش بنگاه خرید وفروش موتور سیکلت در خیابان7 تیر برازجان داشتند که اکنون فرزندان ایشان کار وکسب پدر را دارند.

3-محمد علی برزگر فرزند غلامحسین خرید وفروش موتور سیکلت وتعمیر گاه موتور در خیابان 7تیر برازجان داشتند. که اکنون فرزندش غلامحسین برزگر  در همان  خیابان تعمیر گاه موتور سیکلت دارند

5-غلامحسین رضایی بارگاهی فرزند رضا ادویه فروشی وعطاری در بازارروز برازجان  دارند

البته در بارگاهی در سالهای اخیر کرم جوکار فرزند حسین ،ابراهیم کشتکاروابراهیم                    

جعفری وغلامحسین برزگرمغازه های  کوچک محلی در روستا دایر  نموده اند که اکنون تنها مغازه ابراهیم جعفری فعال است  

 

نژاد مردم بارگاهی:

نژاد این مردم همانند سایر ساکنان فلات ایران نژاد آریایی واز نسل پارسیان باستان بوده که بر اثر استقرار وسکونت در جنوب ودر معرض تابش نور شدیدآفتاب وهوای گرم پوستی گندم گون وقامتی متوسط        یا فته اند. گرچه می توان اذعان کرد که در دشتستان بزرگ و بارگاهی علاوه بر ایرانیان باستان عده ای از مهاجرین عرب مسلمان بعد از ورود مسلمانان به ایران در این سرزمین زندگی می کردند وبا جمعیت ایرانی ساکن در دشتستان پیوند وتلفیق شده وتغیراتی در نژادها پدید آمده است وهمچنین عده ای ازاعراب مسلمان در قرون اخیر در جنوب ایران ساکن شده اند(در 204کتاب راهنمای خلیج فارس تالیف ج ج لوزیمر انگلیسی ترجمه شده توسط مرحوم سید حسن نبوی در خصوص وضعیت وساکنان بارگاهی می نویسد.ساکنان بارگاهی 3چهارم پاپریهای برازجان وبقیه مهاجرین بحرینی هستند که به فارسی وعربی هر دو حرف می زنند.(لازم به ذکر است اکنون هیچ خانواده پاپری یا عرب ومهاحر بحرینی در این روستا ساکن نیست.)

خانواده ها وفامیلهای ساکن در بارگاهی

الف- خانواده هاوفامیلهای کشاورز بارگاهی وفرخی

این دو خانواده وفامیل بزرگترین خانواده وفامیل در بارگاهی است که بنا بر اظهار نظر بزرگان ونیاکان خود اجداد آنان سه برادر بوده اند

به نام های علی اکبر،کاووس ونوشاد که با خانواده هایشان از چهار محال وبختیاری به دشتستان آمده اند و در روستای بارگاهی که ازمناطق باستانی و دارای طبیعت زیبا و منحصر به فرد و بهره مند ازمزارع حاصلخیز و مراتع وسیع وعلفزارها و چشمه های آب روان بوده است  ساکن می شوند  و به کار دامداری و کشاورزی می پردازند  و در مدت کوتاهی سرمایه ای گرد  آورده و دامهای فراوانی را می پرورانند ،واز انجا که مردمان  بلند همت و بلند پروازی بوداند به فکر توسعه قلمرو خود می افتند.

نوشاد با خانواده به جنوب بارگاهی هجرت کرده و دشت پر نعمت و حاصلخیز سرکره وبنداروزرا برای سکنی می پسندد وپس از مدتی کوتاه حاکم آن منطقه می شود وخانواده بزرگ قائدی ها را تشکیل می دهد.

      کاووس به سمت شمال بارگاهی هجرت کرده و به دشت وسیع و حاصلخیز سبا در کنار رودخانه شاپور می رسد ودر آنجا رحل اقامت می افکند و خانواده بزرگ کاووسی را تشکیل می دهند و بعدها حاکم بر مزارعی و روستاهای اطراف می گردند.

     علی اکبر در همان بارگاهی می مانند و حاکم بر آن محل می گردند وخانواده های کشاورز بارگاهی و فرخی را تشکیل می دهند.

     اکنون این طایفه بزرگ که با فامیلهای قائدی ، کاووسی ، کشاورز بارگاهی، بارگاهی و فرخی و.... شناخته می شوند در مرکز ، شمال ، شمال غرب ، جنوب دشتستان در شهرهای بوشهر، برازجان ،سعدآباد ، شبانکاره ، آبپخش ، وحدتیه و روستاهای بارگاهی ، دهقاید، دشت گل، سیاه منصور، پلنگی، زکریایی و.... ساکن هستند و این طائفه از بزرگترین  طوائف وفامیلها در دشتستان می باشند.

ب- خانواده وفامیل بارگاهی

این خانواده دومین خانواده ساکن بارگاهی است که جد آنها محمد حسن فرزند حسینقلی حدود صد وچند سال قبل از منطقه زیرراه بخش سعدآباد به بارگاهی هجرت ودر بارگاهی ساکن می شوند.از آنجا که همسر اول کربلایی رضا کدخدای بارگاهی دختر محمد حسن بود  این خانواده مورد عنایت کربلایی رضا بوده واز بستگان درجه یک ایشان محسوب گشته وبا خانواده های کشاورز بارگاهی وفرخی وصلت واکنون با انها یک خانواده محسوب می شوند.

 لازم به ذکر است که خانواده های بارگاهی ساکن در سایر نقاط استان خصوصاً درمنطقه وحدتیه وشبانکاره هیچ گونه نسبت اجدادی با خانواده های بارگاهی ساکن در بارگاهی ندارند.بلکه آنان از اجداد ونیاکان خانواده های کشاورز بارگاهی وفرخی ومهاجرین از روستای بارگاهی هستندکه حدود 150 سال قبل از بارگاهی هجرت نمودند ولی فامیل بارگاهی رابرای خود برگزیده اند.

خانواده های قنبری

این خانواده ها اصالتاً اهل بارگاهی بوده که چند سال قبل از انقلاب همه به برازجان مهاجرت کرده اند. وبا خانواده های فرخی ،کشاورزبارگاهی وبارگاهی نسبت سببی دارند.

فامیلهای نادری، مهدی زاده ،محمدی ، صفرپور، پاویار

 این خانواده ها هم از دیرباز در بارگاهی ساکن بوده اند واصالتاً اهل بارگاهی می باشندوبا خانواده های کشاورزبارگاهی وبارگاهی خویشاوند هستند.

 فامیلهای رضایی بارگاهی و اریا

این خانواده ها از دیر باز ساکن بارگاهی بوده اند واصالتاً اهل بارگاهی هستند واز بستگان سببی خانواده ی کشاورز بارگاهی هستند ولی اکنون هیچ خانواده ای از آنها در بارگاهی ساکن نمی باشد.

 

جد این خانواده حدود صدوپنجاه سال قبل ازبنداروز به بارگاهی مهاجرت ودرانجا ساکن می شوند ولی اکنون هیچ خانواده ای از آنها در بارگاهی ساکن نمی باشد. واز بستگان سببی رضایی بارگاهی هستند.

خانواده های برزگر ،زراعتکار

 این خانواده ها در حدود صد وچند سال قبل از *سرکویردان بخش سعدآباد مهاجرت ودر بارگاهی ساکن شده اند .

خانواده علی پور

این خانواده حدود صد وچند سال قبل از منطقه سرکویردان بخش سعدآباد به بارگاهی هجرت نموده اند ودربارگاهی ساکن شده اند. وبستگان سببی با خانواده های بارگاهی وفرخی می باشند.

*سرکویردان روستایی است متروکه درشرق روستای سربست بخش سعدآباد که علم عزاداری آن معروف می باشد وساکنان ان به خیرآبادودالکی مهاجرت کرده اند

خانواده جوکار

این خانواده حدود 90 سال قبل از سرمشهد جره وبالاده استان فارس  مهاجرت ودر بارگاهی ساکن شده اند.

خانواده جعفری

این خانواده حدود نود سال قبل از راهدار به بارگاهی هجرت نمودند این خانواده اصالتاً ازمنطقه لارستان استان فارس می باشندواز بستگان سببی خانواده های کشاورز بارگاهی،بارگاهی وعلی پور می باشند.

 خانواده کشتکار

این خانواده حدود 90سال قبل از روستای ارغون بخش بوشکان به بارگاهی آمده اند.

خانواده های جدید بارگاهی

خانواده فرخی

این خانواده حدود 60 سال قبل ازسربست به بارگاهی مهاجرت واز بستگان سببی فرخی های بارگاهی هستند.

خانواده پور فرخی

این خانواده حدود پنجاه وپنج سال قبل از نظرآقا به بارگاهی مهاجرت ودرانجا ساکن شدند.

خانواده بحرینی

 این خانواده ازبستگان سببی خانواده کشاورز بارگاهی است که چند سال قبل از دالکی به بارگاهی آمده اند

خانواده های شهریاری ، تاج،مصدق

این خانواده ها چند سال قبل از منطقه تنگ فاریاب بخش ارم به بارگاهی آمده اند.

خانواده خاتم گویا

این خانواده از خانواده های سادات برازجان است که چندسالی بارگاهی را برای محل سکونت برگزیده اند از بستگان سببی جوکار می باشند واولین خانواده سادات مقیم بارگاهی می باشند.

     

دین ومذهب:

مردم بارگاهی همگی مسلمان ودارای مذهب شیعه دوازده امامی وپیرو مکتب اهل بیت عصمت وطهارت(ع) می باشند.جلوه مسلمانی وشیعه بودن انان در انجام واجبات ،اقامه فرائض،تعظیم شعائر اسلامی وبرپایی مجالس آشکار است.

مسجد

بارگاهی دارای یک باب مسجد بنام صاحب الزمان(عج)می باشد این مسجد درسال 1358ه-شمسی توسط خیر نیکوکار مرحوم حاج محمدعلی رضایی بارگاهی احداث گردید ودر سال 1272 توسط خیر نیکو کار حاج رضا کشاورز بارگاهی وکمک های مردمی تجدیدبنا گردید .این مسجدکانون فعالیتهای مذهبی واجتماعی است.

 

حسینیه

بارگاهی دارای یک باب حسینیه بنام سید الشهداء می باشد این حسینیه درسال 1388 توسط خیر نیکوکارحاج رضا کشاورز بارگاهی وکمک های مردمی بنا گردیده است.

زیارتگاه وقدمگاه امام محمد باقر(ع)

این زیارتگاه در گذشته نه چندان دور ازمجموعه سنگهای برروی هم چیده شده وچند درخت کنار(سدر)که درکنار دره ای کوچک سایه بر سر زائران می گستراند تشکیل می شد.به لطف پروردگار وعنایت اهل بیت(ع)اکنون امامزاده باهمت ومدیریت خوب وشایسته  محمودکشاورزبارگاهی به مکانی زیارتی وسیاحتی تبدیل گردیده است.بنایی شش ضلعی با گنبدی برفراز چون دری در ساحل رودخانه دالکی وچون نگینی در میان کشتزارها می درخشد وچشم مشتاقان زیارت را به خود خیره وآنان را به زیارت فرا می خواندو درختان بلند وسرسبزش با سایه های دلنشین سایه گستر بر سر زائرین ودوستداران طبیعت است واز امکانات ورزشی ورفاهی چون سرویسهای بهداشتی،زمین والیبال،میز پینگ پنگ ومجموعه وسائل تفریحی شهربازی برخورداراست این مجموعه ی سیاحتی وزیارتی سالانه پذیرای هزاران نفر زائرخصوصاً در فصل زمستان وبهار می باشد.

قبرستان

در اطراف بارگاهی چندین قبرستان وجود داشته که اکنون از بین رفته و و  به زمین زراعی و مسکونی تبدیل گردیده است  . اکنون فقط یک قبرستان با قدمت حدود 200سال وجود دارد که اموات دران دفن می                        شوند 

مدرسه

در مهرماه سال 1349 دبستان چند پایه نادر با چند دانش آموز در منزلی دائر گردید.ودر سال بعد دو اطاق با همکاری مردم در زمینی که برای احداث مدرسه در نظر گرفته  شده بود بنا گردید بعد از انقلاب نام مدرسه به ایمان تغییر یافت .ومدرسه ای با چند کلاس در زمینی در مجاورمدرسه قبلی در زمان ریاست حاج اسمائیل اریا   بر اداره اموزش و پرورش برازجان بنا گردید .دربارگاهی دانش آموزان تا کلاس پنجم ابتدایی درس می خوانند وبرای ادامه تحصیل در دوره راهنمایی ومتوسطه به دهقاید وبرازجان می روند.

مکتب خانه

مکتب خانه در فرهنگ لغات بمعنی جایی کتاب خواندن ،جایی که در آن نوشتن بیاموزند آمده است مکتب خانه نهادی آموزشی است که از سده ی دوم هجری به بعد در ایران شکل گرفت وکم کم در تمام شهرها وروستاها بوجود آمد. در دوره قاجار مکتب خانه مکانی برای تعلیم کودکان به طورعام وآموزش قرآن به طور ویژه بودودر تعریف ساده میتوان گفت مکتب خانه مکانی بود که در آن کودکان به یادگیری درس قرآن می نشستند وزن یا مردی بنام (ملاباجی)(ملامکتب دار)یا آخوند مکتب دار در قبال دریافت اجرت ماهانه ای فرزندان خردسال افراد را سواد می آموختند.کودکان از 5سالگی به بعد راهی مکتب خانه می شدند ودر آنجا به آموزش وخواندن قرآن ،وبعضی از کتب فارسی ودیوان حافظ،کلیات سعدی ،کتب موش وگربه وکلیله ودمنه آشنا می شدند با گسترش مدارس به سبک نوین درکشور مکتب خانه ها کم کم جمع گردید تا اینکه مکتب خانه فقط در تابستانها برای آموزش قرآن به کودکان ودانش آموزان دائر می شد در بارگاهی مکتب خانه سابقه ای دیرینه دارد.و مردم این روستا همواره علاقمند به آموختن قرآن کریم بوده ومکتب دارانی چون مرحوم ملاقنبرقنبری وفرزندش مرحوم ملاعلی قنبری  شاعر،مکتب دار وخوش نویس معروف کاتب خان برازجان ساکن بارگاهی ومرحوم حاج حسینقلی قنبری ومرحوم زائر ملا محمد جعفری وحجه الاسلام سیدغلامحسین موسوی نژاد قران را به کودکان تعلیم می داده اند. صوت قرائت قرآن کودکان در مکتب خانه حال وهوای معنوی خاصی به روستا می بخشید وبرکات ورحمت الهی را نازل می نمود.

 آداب ،رسوم وسنن مذهبی

مولود خوانی : یکی ازنشانه های بارز عشق به اهل بیت عصمت وطهارت میان شیعیان مولود خوانی است این سنت شایسته ازدیربازدر میان مردم بارگاهی وروستاهای اطراف رایج بوده است وبعضی معتقدند که این سنت حسنه ارمغان وهدیه فرهنگی اعراب شیعه مهاجر در عصر عثمانی به مردم جنوب ایران است.مولودخوانی در ماه های ربیع الاول ،رجب المرجب وشعبان المعظم همزمان با ولادت حضرت رسول اکرم(ص) ومیلاد مولود کعبه علی(ع) ونیمه شعبان ولادت با سعادت منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج)اجرامی شوددر بعضی روستاها کتاب مولود نامه وجود که اشعاری گرد آوری شده از شعراء وادباء گذشته است در بارگاهی تا قبل از انقلاب مولود خوانی مرسوم بود. اما بعد از انقلاب سبکهای جدید مداحی ومدیحه سرایی جایگزین مولود خوانی شده است .

عزاداری وروضه خوانی

محرم وصفر واقامه عزای سالار شهیدان وگرامی داشت یاد وخاطره اهل بیت (ع) مهمترین عامل آشنایی مردم با معارف اسلامی واحکام شرعی است واینکه امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی واسلام شناس بزرگ معاصر فرمودند محرم وصفر است که اسلام را نگه داشت سخن حکیمانه ومنطبق با واقع بیان فرمودند مردم بارگاهی به قدمت شیعه بودنشان با عزای سالار شهیدان وعزای اهل بیت (ع)پیوند دارند قبل از انقلاب مجلس عزای امام حسین (ع) وروضه خوانی در منازل مرسوم بود اکثرخانواده ها به تناسب سرمایه،موقات ونذورات خودروضه خوانی می      کردندوگاه روضه خوانی ها از ماه های محرم وصفر فراتر می رفت اما پس از انقلاب مجالس روضه خوانی وعزاداری از منازل به مسجد انتقال وبه صورت متمرکز برگزار می گردد.در بارگاهی بخاطر کمی جمعیت هیچ گاه تعزیه خوانی راه اندازی دسته سینه زنی وزنجیر زنی ههراه با طبل ونعش مرسوم نبوده ومردم در روزهای تاسوعا وعاشورا بیشتر به علم خیرآباد وتعزیه دهقاید ونعش برازجان می روند.

وعاظ ومنبریها

در نیم قرن اخیر که حقیر به یاد دارم واعظان وخطیبان معروفی همانند مرحوم حجه الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی یزدان پناه متولد 1300 ه-ش ومتوفی سال 1362 ه-ش روحانی برجسته ، سرشناس وخوش صوت ومعروف دشتستانی ساکن دالکی وخیرآباد ومرحوم حجه الاسلام حاج سید حسین حسینی مقدم روحانی خوش صوت ،شیرین گفتار وشجاع وصاحب سبک متولدروستای شهید پرور سربت ومتوفی ومدفون درکازرون که روضه های حماسی ابوالفضل علمدار کربلا، هنوز در یاد وخاطره ها زنده است.مرحوم حجه الاسلام والمسلمین حاج شیخ کرم پاکباز متولد  سر بست متوفی 1390 در قم تحصیل کرده قم اهل سربست   ومرحوم حجه الاسلام والمسلمین شیخ حسین عباسی تحصیل کرده شیراز اهل راهدار ساکن برازجان وحضرت حجه الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد رزمجو واعظ ومنبری پرتلاش ساکن نظرآقا وحجه الاسلام سید غلامحسین موسوی نژاد .....منبری ومکتب دار ساکن نظرآقا  وبعضی از اخوند ها ی  روضه خوان مانند  مرحوم مشهدی عبدالله بازیاری اهل نظراقا در بارگاهی منبر رفته اند.

در سالهای پس ازانقلاب اسلامی روحانیون اعزامی از قم و چند سالی حجه الاسلام والمسلمین شفیعی اهل آبپخش ساکن برازجان در بارگاهی منبر رفته اند

 عید سعید فطر

یکی از دو عید بزرگ رسمی مسلمانان عید سعید فطراست که از جایگاه ویژه واحکام خاصی برخوردار است.مسلمانان با روئیت هلال ما شوال فردای آن را روز عید می دانند بعد از اقامه نماز صبح روز عید در حالی که آفتاب پنجه های زرین خود را بر زمین می گستراند ذکر گویان وشتابان برای اقامه نماز عید وتبریک گفتن به همدیگر به سوی مصلاهای نماز جمعه ومساجد می شتابند تا پاداش یک ماه روزه دارای خود را دریافت کنند.شیرین ترین ،زیباترین وباشکوهترین مراسم مذهبی ،اجتماعی در بارگاهی عید سعید فطر است خانواده ها هنگام اذان صبح برای اقامه نماز صبح برمی خیزند.بعد از اقامه نماز صبح مختصر صبحانه ای میل می کنند ولباسهای نو خود را می پوشند وراهی مسجد می شوند .پس از اقامه نماز عید فطر برای عید مبارکی به منازل       می روند بزرگتر ها جلو می افتند وکوچکتر ها پشت سر آنها راه میروند قبل از ورود به  هرمنزل به صاحب خانه خبر می دهند که جمعیت به منزلشان می آید.صاحب خانه شربت وآجیل رااماده می کند وبه محض ورود افراد به منزل شربت وآجیل توسط جوانان بین جمعیت توزیع می گردد در سالهای قبل از انقلاب وچند سال بعد از انقلاب حدود نیم قرن مشهدی کرم جوکار معروف به استاد کرم مسئول توزیع آجیل در مراسم عید مبارکی فطر بود

شیرین ترین خاطرات در زمان تقسیم آجیل توسط استاد کرم که فردی بذل گو وخوش طبع بود رقم می خورد در گذشته آجیل را در مجمع ویا سینی بزرگ وآن را در اختیار استاد کرم جوکار قرار می دادند.استاد کرم میزان آجیل وجمعیت را محاسبه می کرد وبه تناسب شان افراد دست خود را پر یا خالی از آجیل می کرد ودردست یا کیسه وپلاستیک همراه افراد می ریخت وتکیه کلامش این بود که زودی آجیل وشربت خود را بگیرد وبخورید که فقط امروز با هم صلح هستند فردا با همدیگر قهر می کنید وبعضی از اوقات بچه ها جا ی خود را در مجلس تغییر می دارند تا شاید دو بار آجیل بگیرند اما استاد کرم آن قدر هوشیار بود که کمتر کسی می توانست در یک مجلس از ایشان دو بارآجیل بگیرد از ویژگیها واخلاق استاد کرم این بود که از هر منزل فرزند ارشد وبزرگ خود یداله را صدا می زد ومی گفت بابا یداله این جایی وگاهی هم به ایشان عنایت بیشتر می کرد. در هر منزلی که آجیل آن تعریفی نبود شوخی می کرد ومی گفت سال دیگر کسی حق ندارد راه این منزل بگیرد وبه شوخی بد و بیراه به صاحب منزل می گفت. حقیر زیباترین خاطرات شیرین دوران کودکی وجوانی خود را خاطرات روز عید سعید فطر می دانم.

یاد ان ایام بخیر که صبح ابتداء بوسه بردستان والدین می زدیم ودست پینه بسته وزحمت کشیده والدین را با تمام وجود بر سر خود حس می نمودیم وبوسه گرم وبامحبت آنان را که برخواسته از قلب وجانشان بود بر گونه های خود احساس می کردیم.وپس از آن به براداران وخواهران بزرگتر خود سلام وعید مبارکی می گفتیم ومحبت ومهربانی را با هم دیگرتقسیم می کردیم وآنگاه به سراغ سایر بستگان وهم محلیها می رفتیم در سابق رسم بر این بود که مردم کفش ولباس های نو سالانه خود را در وقت عید سعید قطر خریداری می کردند.وشیرین ترین روز درسال برای بچه ها روز عید فطر بود که بچه ها کفش ولباسهای نو خود را می پوشیدند.    

ودر یک کلام باید گفت مردم این دیارکهن از قدیم الایام معتقد ودین دار،با تقوی،کریم النفس وبخشنده بوده ودر انجام تکالیف دینی وانسانی خود ازقبیل خواندن نماز واقامه نمازجماعت،پرداخت زکات، خمس ووجوهات شرعیه،گرفتن روزه ،امر به معروف ونهی از منکر ،انفاق ودستگیری ازمستمندان، رعایت حقوق همدیگر،احترام به روحانیت وبزرگان دین،رعایت اخلاق وتربیت اسلامی،وسایرفضائل انسانی شهره بوده اند اکنون هم عمل به دستورات دینی ورعایت اخلاق و پاسداشت کرامات انسانی در این روستا به وضوح مشاهده می شود. وخیل مشتاقان برای اقامه نماز درمسجد صاحب الزمان(عج) در،صبح، ظهر، مغرب وعشاء ،مصداق ،نمادوگواهی بردین داری آنان است.

 

سوابق سیاسی واجتماعی

مردم بارگاهی  از دیر باز مردمی زنده و فعال در عرصه سیاست  وتحولات اجتمائی بوده وهمواره تحولات ایران وجهان رادنبال می نمایند سابقه درخشان مردم بارگاهی درجریان مقاومت مردم جنوب در مقابل استعمار وهمراهی آنان با غضنفرالسلطنه برازجانی در جدال با انگلیسیهای متجاوزدر برابراقدام نسنجیده ونکوهیده سردار انتظارحکمران کل بنادر جنوب واحضار غضنفرالسلطنه برازجانی قابل ستایش است مرحوم علیمراد فرشبندی در صفحه 96 کتاب جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری می نویسد به مجرد در یافت خبر تحت نظر قرار گرفتن واحضار غضنفرالسلطنه که تاثیر فوق العاده نا مطلوبی در روحیه مردم داشت بلافاصله بعد از ظهر روزی بسیار گرم ابراهیم خان فرزند ارشد وی به منظور جلب پشتیبانی رضا قلی خان واحمد خان ونعمت اله خان همشیر زاده های غضنفرالسلطنه جهت اشتغال خانه شیخ محمد حسین که توقیف غضنفرالسلطنه بر اثر سئایتش وبه تحریک اوانجام شد عکس العمل حاد در برابر اقدام نسنجیده ونکوهیده سردار انتظار حکمران کل بنادر جنوب به قریه زیارت واقع در دو فرسخی برازجان رفت وعده کثیری تفنگچی از مرحوم قراء زیارت ،کلل وجرافی وصفی آبادوجییه بسیج وبه سرپرستی خوانین فوق الذکر برای انجام هدف خود رهسپار مقصد شده ضمن پیوستن عده زیادی تفنگچی از اهالی قراء ده قاید وراهدار وقراولخانه  و بارگاهی به آنان ،اوائل شب وارد برازجان شدند به نقل از شاهدان عینی مهاجمین موقع عبور از کوچه های مسیر خود چراغهای بلدیه (شهرداری )که گذرگاهای عمومی را روشن می ساخت شکستند .شورشیان چنانکه گفته شد شب هنگام وارد برازجان گردیده خانه شیخ محمد حسین همچنین منازل بعضی از روِسای ادارات از جمله محمد علی خان کشمیری ص  97  پس از این  حرکت    با اعلام طغیان مردم برازجان علیه دولت به حمایت از غضنفرالسلطنه ازطریق تلگرافخانه به دستورحکمران کل بنادر به مقتضان وقت غضنفرالسلطه ناگزیربه برازجان عودت داده شده غضنفرالسلطنه با استقبال با شکوه عموم مردم حیطه نفوذ ش وبا تجلیل هر چه تمام تر وارد شد. پدر بزرگ حقیر مرحوم کربلایی رضا کشاورز بارگاهی کدخدای شجاع وخوش نام بارگاهی درجریان کمک به غضنفرالسلطنه خانواده ایشان را از برازجان به جره ومیلک ودشت گور (گل دشت)برده اند ووقتی آب از آسیاب می افتد آنها را به برازجان باز می گردانند.

نقش مردم بارگاهی در انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی پدیده قرن با زیربنای اید ئولوژی اسلامی ورهبری مذهبی جایگاه ویژه ای در روح وجان مردم دین داروولایت مداربارگاهی دارد.ومردم بارگاهی در ردیف پیشگامان انقلاب اسلامی دشتستان می باشند .آگاهی آنان با مرجعیت واعلمیت امام خمینی بخاطر ارتباط با روحانیون ووعاظ آگاهی چون مرحوم حجه السلام والمسلمین حاج شیخ علی یزدان پناه وروحانیون مبارزی که در دهقاید وبرازجان منبر می رفتند به سالهای قبل از انقلاب اسلامی بر می گردد.ودر دوران اوج گیری انقلاب اسلامی در دشتستان بخاطر ارتباط نزدیک مرحوم حاج سید باقر حسینی راهداری با مرحوم حجه الاسلام والمسلمین طاهری خرم آبادی روحانی مبارز وتبعیدی در برازجان وارتباط مردم بارگاهی خصوصاً والد نگارنده حاج محمد کشاورز بارگاهی با مرحوم حاج سید باقر راهداری سبب گردیده بود که مردم با برنامه های انقلاب وتظاهرات ساماندهی شده توسط انقلابیون در دشتستان آگاهی کامل داشته باشند ودر تظاهرات های علیه رژیم در شهر برازجان وسایر نقاط شرکت کنند. 

اسناد ساواک در باره  حاج محمد کشاورز بارگاهی و اهالی بارگاهی

 

 

علاوه بر این یکی از گرداننده گان وبرنامه ریزان وفعالان انقلاب در شهر برازجان فرهنگی پر تلاش وجانباز انقلاب مرحوم محمد مهدی زاده ( معروف علی مهدی زاده)اهل بارگاهی ساکن برازجان بود که مطالب وبرنامه انقلاب دردشتستان را به مردم بارگاهی منتقل می کرد ایشان در جریان تسخیر دژبرازجان توسط انقلابیون مجروح وجانباز گردید وپس از پیروزی انقلاب نیزمدتی معاون اداره آموزش وپرورش برازجان بودنذ.

  انقلابی بودن مردم بارگاهی به اسناد ساواک

 

مردم این روستا در جریانات بعداز پیروزی انقلاب اسلامی همواره مطیع رهبری و عاشق ولایت بوده ودرصحنه های مختلف حضور فعال داشته     اند.حضورفعال درمیادین نبرد هشت سال دفاع مقدس که اوج افتخار و اقتدارنظام اسلامی است وتقدیم یک شهید والامقام به نام شهید ابراهیم پاریاو و یک جانباز و چندین زخمی واعزام40 رزمنده و ایثارگر با توجه به جمعیت روستا که حدود 200نفر بوده و کمک های مالی به جبهه های جنگ نشانی از عشق آنان به انقلاب اسلامی است. بعد از رحلت امام (ره) مردم این روستا تبعیت و پیروی از ولایت فقیه وفرامین مقام معظم رهبری را در سر لوحه زندگی خود قرار داده وولایت مداری خود را در عرصه های مختلف به نمایش گذاشتند

 رزمنده گان هشت سال دفاع مقدس

شهید ابراهیم پاریاو فرزند ملک

متولد سال 1347

محل شهادت عملیات کربلای 5

تاریخ شهادت3/11/65 محل دفن بارگاهی.

 

رضا کشاورز بارگاهی جانباز

 

حاج محمد باقر کشاورز بارگاهی جانباز

 

عبداله کشاورز بارگاهی اولین رزمنده ودارای بیشترین جبهه

غلامرضا کشاورز بارگاهی

عبدالرضا کشاورز بارگاهی

علیرضا کشاورز بارگاهی

 حسن کشاورز بارگاهی

غلامحسین کشاورز بارگاهی

حاج محمد کشاورزبارگاهی فرزند حسین

داراب کشاورز بارگاهی

غلامرضا کشاورز بارگاهی فرزندعلی

حاج اسماعیل فرخی

مرحوم غلامحسین فرخی

عباس بارگاهی

امراله بارگاهی

یداله بارگاهی

غلامحسین برزگر

حسن نادری

جعفر جعفری

ابراهیم جعفری

رسول صفر پور

مرحوم کرم صفرپور

علی پاریاو

محمد زمان پاریاو

ابراهیم کشتکار

حسن پورفرخی

افراد معروف وصاحب مسئولیت در بارگاهی

1- مرحوم کربلائی رضا کشاورز بارگاهی فرزند محمد کدخدای بارگاهی در دوره پهلوی اول .مرد نیکو کار وخوش نامی که عمر خویش را در طاعت حق وخدمت مردم صرف کرد .

2-حاج محمد کشاورز بارگاهی فرزند کربلائی رضا کدخدای بارگاهی در دوره پهلوی دوم تا آغاز انقلاب اسلامی از ملاکین بزرگ ورجال سرشناس بارگاهی ودشتستان

3-حاج محمد آکیا فرزند ابراهیم ژاندارم دوره پهلوی اول ودوم که مردی بسیار چابک وجسور بودند مسئولیت پاسگاه های خلیفه ای، طلحه وارتباط ما بین برازجان وراهداررا در سالهای متمادی عهده دار بودند.

4- حاج اسماعیل آریا فرزند محمدفرهنگی با سابقه ،فرزانه وانقلابی ،دارای مدرک فوق لیسانس مدیریت دولتی ،ساکن فعلی برازجان که ازتاریخ1/6/62 لغایت 7/10/65 ریاست آموزش وپرورش دشتستان واز تاریخ14/4/66لغایت شهریور 67 ریاست آموزش وپرورش کنگان وازتاریخ 14/4/74 لغایت 14/4/75 ریاست آموزش وپرورش بندر ریگ واز تاریخ14/4/75لغایت مرداد ماه 77 ریاست آموزش وپرورش شهرستان تنگستان   عهده دار بودند.واز سال 83تا کنون مسئول اجرای احکام شورای حل اختلاف برازجان   می باشند

5- حاج رضا کشاورز بارگاهی فرزند حاج محمد ازانقلابیون ،رزمندگان وجانبازان دفاع مقدس که از اول انقلاب تا کنون مسئولیت شورای اسلامی روستا را عهده داربوده ومنشاء خدمات فراوان از جمله تجدید بنا مسجد صاحب الزمان(عج)و بنیان گذار وسازنده حسینیه سید الشهداء به کمک مردم می باشند.اکثر خدمات انقلاب پس از انقلاب در روستا با همکاری وپی گیری جدی ایشان واعضای شورای اسلامی روستا انجام پذیرفته است.

6- مرحوم احمد فرخی فرزند ابراهیم از رجال سیاسی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال 1365 فرمانده پایگاه مقاومت کربلای روستا را عهده دار بودند .

7- حاج محمد باقر کشاورز بارگاهی فرزند علی فرهنگی فرزانه و بسیجی جانباز دارای مدرک کارشناسی آموزش ابتدائی عضو شورای حل اختلاف برازجان، فرمانده پایگاه مقاومت کربلا از سال 81تا کنون ومدیر مدرسه غیر انتفاعی البرز برازجان .

8- داراب کشاورزبارگاهی فرزند علی کارمند جهاد سازندگی ومسئول مرکز هماهنگی شوراهای اسلامی روستایی جهاد سازندگی استان بوشهر از سال60لغایت 68ومسئول حراست ابفا روستایی استان بوشهراز سالهای 82لغایت 89 وریاست آبفا روستایی شهرستان بوشهراز سال87تا89

9- محمد کریم رضایی بارگاهی فرزند مرحوم رضا مدیر بانک صادرات شعبه مختلف برازجان ومسئول اعتبارات بانک مرکزی صادرات برازجان در سالهای گذشته

10- حاج محمد علی نادری فرزند حسین از افرادخوش نام ومذهبی بارگاهی ساکن برازجان که در سالهای طولانی مسئولیت دفتراداره زندان برازجان را داشتند.

11- مرحوم حاج محمد علی رضایی بارگاهی فرزند غلامحسین خیرنیکوکار وبنیان گذار مسجد صاحب الزمان(عج) . ژندارم دلیر،با شهامت وخوش بیانی که در دوران خدمت خود مسئولیت پاسگاه های متعدد را در نقاط مختلف کشورواستان بوشهرعهده داربودند.

12- یداله رضایی بارگاهی فرزند مرحوم حاج محمدعلی ساکن برازجان بازنشسته ثبت احوال دشتستان که دردوران خدمت خود ریاست ثبت احوال شهرستان جم ومعاونت وسرپرستی ثبت احوال برازجان وشبانکاره ومعاونت شهرستان تنگستان رادر کارنامه خود دارد.

13- یداله جوکار فرزند کرم بازنشسته نیروی انتظامی فرمانده پاسگاه های انتظامی در استان بوشهر

14- حاج اسماعیل فرخی فرزند محمد شریف مسئول حراست نیروی انتظامی در استان بوشهر وفارس

15 – علیرضا کشاورز بارگاهی فرزند محمد امام جمعه سعدآباد

16- مرحوم باقر علیپور فرزند رضا از ژاندارمهای قدیمی که در پاسگاههای متعدد استانهای فارس،بوشهروهرمزگان وبعضی نقاط دیگر کشور خدمت نمودند.

17- جعفر جعفری فرزند محمد بازنشسته نیروی انتظامی پرسنل عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی استانهای فارس وبوشهر

 18-علی پاریاو فرزند ملک متولد 1344 دارای مدرک تحصیلی لیسانس حقوق،شاغل در امور مالیاتی استان بوشهر با تجربه مسئولیتهای متعدد در سازمان ،مسئولیت ایشان در حال حاضر رئیس رسیدگی وحسابرسی ارزش افزوده امور مالیاتی استان می باشد.

البته تعدادی ازفرزندان این خاک در نیروهای مصلح در حال حاضر در حال خدمت        می باشند که از ذکرنام آنان معذوریم.

اعضای شورای اسلامی روستای بارگاهی پس از پیروزی انقلاب

1-حاج رضا کشاورز بارگاهی

2-حسن کشاورز بارگاهی

3-حسن نادری

در دوره های جدید شورا

1-حاج رضا کشاورز بارگاهی

2-علی فرخی

3-یداله بارگاهی

4- رسول کشاورز بارگاهی 5

-رسول صفر پور-

6- شهربانو کشاورز بارگاهی  

دهیار بارگاهی  مهدی  کشاورز بارگاهی

بازیها در بارگاهی

بازیهای سنتی در بارگاهی سابقه ای دیرینه دارد وتاریخ آغاز وچگونگی ورود آن به روستا دقیقاً معلوم نیست.

 اسامی بازیهای سنتی رایج در گذشته

1- شکه 2- کوکو 3- کلی چالی 4- کلی خطی ودایره ای 5- الختری 6- کشتی 7- چوبی بازی 8- چیل چیل 9- سیرکو دکو 10- جوجزکو 11- سرسرانو 12- الک دولک        13- گرگیته 14- بوات پیر یا جهال 15- خرمن چن من 16- پندک وچال  17- گل کمودست 18- شهنک پهنک 19- هل هل گرگ چمبری

بازیهایی مانند عروسک بازی – سهوک- اتل متل خاص دختران بود.

البته مسابقه دومیدانی ،اسب دوانی،تیراندازی،کشتی وشنا سرگرمیهای رایج مردم در گذشته بود وحدود پنجاه سال پیش بازیهایی مانند فوتبال و والیبال هم رایج شده است.

 

فوتبال

بخاطر کوچک بودن بارگاهی این روستا هیچ گاه تیم فوتبال رسمی که در هیات فوتبال دشتستان نام ونشان وعنوان ومقامی داشته باشد نداشه است اما از پنجاه سال قبل تا کنون فوتبال به صورت محله ای در ان برگزار می شده است.ودر دوره هایی جوانان فوتبالیست بسیار مستعدی داشته است.که اکنون پیشکسوت شده اند

از بازیکان برتر سالهای گذشته می توان .1-حاج محمد کشاورز بارگاهی فرزند حسین 2- احمد رضایی بارگاهی  3- حبیب رضایی بارگاهی 4- غلامرضا کشاورز بارگاهی فرزند محمد 5- علی پاریاو 6- حاج اسماعیل فرخی 6- علیرضا کشاورز بارگاهی 7- حاج باقر کشاورز بارگاهی 8- ابراهیم جعفری 9- محمد بارگاهی 10- مرحوم حسین علی پور11- مرحوم غلامحسین فرخی را نام برد. محمد بارگاهی از پیش کسوتانی است که عضوتیم مقاومت برازجان بوده است.

در سالهای اخیر ابراهیم جعفری سرپرستی تیم فوتبال بارگاهی را عهده دار بودند که جوانان بسیاری را تربیت نمودند اکنون فوتبال تنها بازی رسمی است که در این روستا هر هفته برگزار می گردد.

 

 بارگاهی دارای سه زمین فوتبال خاکی به نامهای زمین کویری، باغ رستم،خرمن جا  (خرمن گاه)می باشد که تنها زمین باغ رستم استاندارد است

   

تفنگچیان

مردم بارگاهی بخاطر موقعیت تاریخی ،جغرافیایی وطبیعی بارگاهی از گذشته های بسیار دور دارای سلاحهای جنگی وشکاری بود ه وعلاقمند به داشتن اسلحه برای دفاع از قلمرو و سرزمین ابا و اجدادی خود و شکار آهو وپرنده گان بوده اند  .شاهد تاریخی بر این مدعی نوشته  مرحوم علیمراد فرشبندی محقق و نویسنده دشتستانی است.   

 (رحوم علیمراد فرشبندی در صفحه 96 کتاب جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری می نویسد به مجرد در یافت خبر تحت نظر قرار گرفتن واحضار غضنفرالسلطنه که تاثیر فوق العاده نا مطلوبی در روحیه مردم داشت بلافاصله بعد از ظهر روزی بسیار گرم ابراهیم خان فرزند ارشد وی به منظور جلب پشتیبانی رضا قلی خان واحمد خان ونعمت اله خان همشیر زاده های غضنفرالسلطنه جهت اشتغال خانه شیخ محمد حسین که توقیف غضنفرالسلطنه بر اثر سئایتش وبه تحریک اوانجام شد عکس العمل حاد در برابر اقدام نسنجیده ونکوهیده سردار انتظار حکمران کل بنادر جنوب به قریه زیارت واقع در دو فرسخی برازجان رفت وعده کثیری تفنگچی از مرحوم قراء زیارت ،کلل وجرافی وصفی آبادوجییه بسیج وبه سرپرستی خوانین فوق الذکر برای انجام هدف خود رهسپار مقصد شده ضمن پیوستن عده زیادی تفنگچی از اهالی قراء دهقاید وراهدار وقراولخانه  و بارگاهی به آنان ،اوائل شب وارد برازجان شدند به نقل از شاهدان عینی مهاجمین موقع عبور از کوچه های مسیر خود چراغهای بلدیه (شهرداری )که گذرگاهای عمومی را روشن می ساخت شکستند .شورشیان چنانکه گفته شد شب هنگام وارد برازجان گردیده خانه شیخ محمد حسین همچنین منازل بعضی از روِسای ادارات از جمله محمد علی خان کشمیری ص  97  پس از این  حرکت    با اعلام طغیان مردم برازجان علیه دولت به حمایت از غضنفرالسلطنه ازطریق تلگراف خانه به دستورحکمران کل بنادر به مقتضان وقت غضنفرالسلطه ناگزیربه برازجان عودت داده شده غضنفرالسلطنه با استقبال با شکوه عموم مردم حیطه نفوذ ش وبا تجلیل هر چه تمام تر وارد شد.)

 

نمونمه تاریخی دیگر

دراواخر دوره قاجارکه وضعیت کشور هرج ومرج ودزدی وراه زنی و نا امنی در کشورزیاد شد . مردم بارگاهی برای حفظ اموال و دفاع ازخود اکثراً مسلح شدندوهمین امر سبب گردید که بعضی از افراد روستا از قدرت برتر خود استفاده کنند و سبب نا امنی بعضی مناطق دشتستان شوندو علم طغیان بر دوش نهند .در دوره رضا خان که مبارزه با اشرارو راه زنان شروع شد چند نفر از انان توسط حکومت رضا خان اعدام شدند.

 تفنگ چیان وصاحبان اسلحه در گذشته دورمی توان به مرحوم کربلایی رضا کشاورز بارگاهی کدخدای دوره پهلوی2- مرحوم ابراهیم فرخی (مشهور به خال بریم) 3- مرحوم غلامحسین فرخی فرزندابراهیم4- مرحوم اسماعیل فرخی فرزند ابراهیم 5- مرحوم فضلعلی فرخی فرزند ابراهیم 6-مرحوم رضا علو پور7- مرحوم مشهدی رضا رضایی بارگاهی 8- مرحوم  حاج محمد علی رضایی بارگاهی9- حاج محمد کشاورزبارگاهی وتعدادی ذیگر را نام برد.در حال حاضر هم تعدادی زیادی دارای اسلحه شکاری مجاز هستند که شکارچیان ومیرشکاران برتر آنها عبارتنداز عباس بارگاهی- عبداله کشاورزبارگاهی- علی فرخی- یداله جوکار....

خاطره

قبل از انقلاب اسلامی سالهای 1350 الی 1357 در تپه ماهورها وزمینهای اطراف بارگاهی آهوهای وحشی فراوانی بود که ازادانه دربیابانها ومزارع چرا می کردندودر بعضی سالها کله های انان به 7 الی 10 راس می رسید نویسنده این سطور ازنزدیک گله های 7 راسی اهوها را از نزدیک مشاهده نموده است بعضی اوقات داد انان زیاد بود که به مزارع گندم خسارت وارد می کردند ومردم برای صید وگرفتن آنها تله می گذاشتند وچندین مورد انان را صید نمودند  هنوز خاطره اهویی که توسط مرحوم محمد حسن بارگاهی  گرفته شده بود در یادها زنده است

بعضی از صاحب منسبان ومسئولین ان موقع در شهرستان دشتستان شبانگاه با خودرو جیپ روباز ونورافکن های قوی ومخصوص واسلحه شکاری برای صید اهوها به بارگاهی می           امدند وانها را شکار می کردند وخود بارها شاهد شکار اهوها توسط صاحب منسبان بودم وبرای تائید سخن خود وفراوانی اهوها کاملاًبه یاد دارم که قبل از ظهر یکی از روزهای  گرم تابستان سال 53 13مرحوم قائد کدخدا حسین کاوسی بزرگ خاندان کاوسی ها ی مزارعی که عموزاده های پدر بزرگ ما بودبه دیدن خانواده ما آمدند. با خود یک اهوی شکار شده بزرگ سوغات وهدیه آوردند  وگفتند این اهو را در تپه های بالای انبار راه شاهی نزدیک تنب گوراب زده ام وماموران ژاندارمری هم مرا تعقیب کردند که ان را از من بگیرند ولی من از دستشان فرار کردم ونتوانستند به من دست رسی پیدا کنند .عصر همان روز ان مرحوم با اخوی بزرگ حقیرحاج رضا به  کناردان برسبیل رفتندوایشان دو اهوی دیگرهم شکار کردند

تعدادی کمی از اهوها تا اوائل انقلاب در تپه ماهورها بودند که اخرین اهوی شکار شده در روستا توسط عبداله کشاورز بارگاهی شکار شد واکنون حدود سی وچند سال است که کسی اهویی را در بیابانها مشاهده نکرده است علاوه بر اهوها پرندگانی مانند دراج وتیهو بود اما متاسفانه که اکنون صدای هیچ دراجی در مزارع وباغات شنیده نمی شود  امروز فقط تعدادی انگشت شمار تیهو وشاید کمتر از انگشتان دست وجود دارد

درمزارع ،تپه هاو طبیعت  بارگاهی علاوه بر صیدان محل خود صیادان بی شمار وقانون گریزی از شهر برازجان وروستاهای دیگر هم حضور می یابند.با کمال تاسف اکنون بخاطر خشک سالی های پیا پی وبرخورد غیر اصولی وغیر منطقی انسانها با طبیعت تغیرات وتحولات غیر قابل جبرانی در طبیعت بوجود امده است که نه در رودخانه اثری از ماهیان وابزیان هست ونه در بیابانها نشانی از اهوان ودراجها وتیهوها باقی مانده است. اکثر گونه های حیوانی کمیاب واز میان رفته است و باید گفت که امروز کار به جایی رسیده است که حتی مور وملخ،روباه وشغال هم احساس امنیت نمی کنند. وبه قول عزیزی که گفت اگر گوشت شغال هم حلال بود آرزوی شنیدن زوزه شغال را هم باید بکشیدم.

 اری در همین مزارع وکشتزارهای بارگاهی در فصل بهار صدای اواز پرندگان ارزشمندی مانند دراج های مست وتیهوان خوش خال به گوش می رسید .اما اکنون از ان الحان خوش صدایی به گوش نمی رسد.

 

شعری از شاعر  و ادیب توانا فتح الله قاسمی  شاعرساکن اب پخش  در وصف بارگاهی تقدیم می گردد         

به نام خدایی که جان آفرید                       سخن گفتن اندر زبان آفرید

به پیغمبر وال طه درود                          که شاعر بمیلاد او این سرود

برآنم که با لطف پروردگار                      شوم بر براق تفکر سوار

سخن رانم از روستایی سترگ                  اگر چند کوچک ولی بس بزرگ

کشاورز ، استاد فرزانه ام                       که بر گرد شمعش چو پروانه ام

مرا گفت آن یار والا گهر                        که بنویس شعری از این بوم وبر

فشانم کنون لولو شاهوار                         چو میرم بماند زمن یادگار

سخنها بگویم از این روستا ی                   زمن کوشش ویاری از خدای

بیا بشنو از بارگاهی زمن                        مگو بارگاهی بخوانش عدن

شمال برازجان شده مستقر                       بسی تل ومعبد در او مستتر

رسد قدمت این دیار شفیق                       به عهد فریدون وعهد عتیق

بود سرزمینی بسی آراسته                      پر از نعمت وثروت وخواسته (1)

نگینی است برتارک پهندشت                  که یادآور ملک گیلان ورشت

چنان است برتارک پهندشت                   که بینندگان را کند بی قرار

زمین عنبر افشان ,زمان در سرود          گلاب است گویی مگر آب رود

در آن آسیاب قدیمی زیاد                      نیاکان ما این بناها نهاد

یکی مقبره دارد این سرزمین                  درخشنده درآن چو نقش نگین (2)

زمین های هموار این خوش دیار             کمی مرتع است وکمی شوره زار

بود مسجدش نام صاحب زمان (عج)        عبادتگه خرد پیر و کلان

مقیمان این روستا همدانند                    به نیکی وخوبی همه مایلند

یکی از رجال شجاع وکریم                 که می بود دراین ولایت مقیم

رضا کربلایی کشاورز بود                  که مردی بزرگ وخرد ورز بود

زمانی که عرصه به ما تنگ بود           دراین بوم وبر فتنه جنگ بود

دلیران این خطه مرد خیز                  عزیمت نمودند بهر ستیز

علیه ستم لشکر آراستند                     به فرمان رهبر زجا خاستند

درود بر چنین روستا                       که خوبند وپر غیرت وبا صفا

بمعنی ثروت

نام امامزاده محمد باقر(ع)

تاریخ سرودن شعر 31/3/79 میلاد نبی اکرم (ص)

9- تپه قبرآقا میر این تپه که در کنار راه قدیم بارگاهی به دهقاید قرار دارد.