مقام معلم گرد اوری شده توسط حجت الاسلام علیرضا کشاورز بارگاهی

 

 

 

مقام معلم    

  

در فرهنگ لغت معلم به معنای تعلیم دهنده، آموزنده، مدرّس، آموزگار، استاد و شیخ آمده است.

در اهمیت مقام معلم همین بس که پروردگار متعال نخستین معلم انسانیت است، زیرا بر اساس فرموده قرآن کریم: خداوند تمامی اسماء را به آدم آموخت "و علّم آدم الاسماء کلّها" و

 نیز کلام وحی تاکید دارد معلم و آموزنده شما خداست " وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ ءٍ عَلی   ایه 282 بقره و در سوره اقرا که به قول جمعی، آغازین سوره بود که بر رسول اکرم(ص)نازل شد، خداوند می ‏فرماید: "الّذی علّم بالقلم، علّم الانسان ما لم یعلم" و در سوره الرحمن می‏ خوانیم "الرّحمن علّم القرآن خلق الانسان علّمه البیان".
می‏شمرد .

 قرآن مجید نخستین معلم را خداوند ، و نخستین شاگرد را حضرت آدم(ع) می‏شمرد و نخستین علمی که به او تعلیم داده شد، علم الاسماء می‏شمرد خداوند  به حضرت یوسف(ع) تعلیم تعبیر خواب داد ، « وَعَلَّمْتَنی مِنْ تَاویلِ الاَحادیثِ » (یوسف/۱۰۱)

و به حضرت سلیمان(ع) زبان پرندگان آموخت، « وَ قالَ یا اَیُّهَا النّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّیْرِ »(نمل/۱۶)

و به حضرت داود(ع) زره ساختن را، « وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَهَ لَبُوسٍ لَکُمْ » (انبیاء/۸۰)

و به حضرت خضر(ع) علم و آگاهی فراوانی داد، « آتیناه رحمهً من عندنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً »(کهف/۶۵)
 و به فرشتگان علوم فراوانی بخشید، «سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا اِلّا ماعَلَّمْتَنا »(بقره/ ۳۲)

 و به انسانها نطق و بیان آموخت « عَلَّمَهُ الْبیانَ »

و از همه بالاتر اینکه به پیامبر اسلام(ص) علوم و دانشهایی که هرگز تحصیل آن از طُرق عادی برای او ممکن نبود آموزش داد ، « و عَلَّمَکَ مالَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ » (نساء/۱۱۳)

فرشته بزرگ الهی یعنی پیک وحی، جبرئیل ، نیز تعلیمات فراوانی به پیامبر اسلام(ص) داد، « عَلَّمَهُ شَدیدُ الْقُوی» ( نجم/۵)

 

خداوند متعال علاوه بر اینکه معلم عمومی و مربی تمام انسانهاست، تعلیم اختصاصی هم دارد و شاگرد اول و برجستگان تدریس خصوصی او انبیا و اولیا عظام هستند و در سوره کهف ذیل داستان خضر و موسی (ع) خداوند درباره خضر می‏ فرماید: "آتیناه رحمهً من عندنا و علّمناه من لدنّا علما"ً، در اینجا خداوند معلم اختصاصی یکی از بندگان با استعداد و شایسته خود است که به مرتبه علم لدّنی در برابر دانش اکتسابی ارتقاء داده شد و رسول اکرم (ص) در روایتی فرموده‏ اند: "ادّبنی ربّی فاحسن تادیبی" پروردگارم مرا تربیت کرده و نیکو مرا ادب ‏آموخته و مرا به حسن ادب پرورش داده است.

 

بعد از خداوند که معلم و مربی اول خلایق است، انبیاء و فرستادگان الهی، معلم ثانی جوامع بشری هستند به دلیل اینکه انسان خلیفه الله در مقام خلافت، باید سنخیت با مستخلف عنه داشته باشد یعنی اوصاف کلالیه را باید از خدا اقتباس کند.

 

اگر تربیت را فراهم کردن زمینه‏ های بالندگی، متعادل کردن و بالا بردن گوهر آدمی بدانیم و هدفش را فعلیت بخشیدن به استعدادهای بالقوه آدمی برای کمال مقدر و قرب الی اللّه در نظر آوریم، بدون شک معلمان در تحقق این امر نقش ارزنده و بسزایی دارند و اگر مقصد تعلیم را انتخاب و انتقال عناصر فرهنگی و تجارب بشری به نسل دیگر تصور کنیم این معلمانند که در جوامع گوناگون و در اعصار مختلف در انتقال چنین عناصر و مفاهیمی سهم فراوانی داشته ‏اند.

: اگر هدف از تزکیه را پاکسازی روح و روان و دل از تمامی زنگارهای گناه و آلودگی ‏ها بدانیم، این معلمان هستند که مراحل تخلیه، تحلیه و تجلیه را برای به کمال رسانیدن آدمی عملی می‏ سازند و شهید ثانی می ‏نویسد: به واسطه معلم است که دانش در دنیا باقی می ‏ماند و از بین نمی ‏رود از اینرو تدریس و تعلیم از مهمترین عبادات و از واجب کفایی است.

با سخنان معلم، انسان جانی تازه به دست می‏ آورد، با شنیدن کلامش پر می‏ گیرد و پرواز می‏ کند و به آسمان انسانیت صعود می کند و به سرچشمه زلال و حکمت دست می‏ یابد، کلام معلم دیده درون را می‏ گشاید و بصیرت آدمی را افزایش می دهد و ارزشهای والا را در معرض دید او قرار می ‏دهد،

 تلاش معلم شوق ‏ها را به تکاپو وا می ‏دارد و رفتارش دل ‏ها را خاضع و خاشع می ‏کند، فروغ بینش او روان شاگردان را نوازش می‏ دهد و آنان را بنده خود می ‏سازد

 چنان که علی(ع) فرموده ‏اند: "من علّمنی حرفاً فقد صیّرنی عبدا" و در تجلیل از منزلت معلم امام صادق(ع) فرموده‏ اند: تمامی موجودات زمین، ماهیان دریا و هر کوچک و بزرگی در زمین و آسمان برای معلم خوب طلب آمرزش می‏ کنند.

 

 

خدا که تاج افتخار بر سر انسان گذارد و معلم او شده است به اینکه، "علم الانسان مالم یعلم"، پس انسان هم در همین راستا می تواند معلم هم نوع خود باشد و در واقع شاگردان شایسته مکتب حق بر حسب مشیّت و عنایت خداوندی به مقام و رتبه معلمی دیگر آحاد بشر رسیده ‏اند و با نیل چنین منزلتی، اعتبار و افتخار یافته ‏اند و آنان به مدد وحی و الهام ربّانی بدون واسطه یا توسط یکی از ملائکه که امین وحی و جبرئیل یا پیک پروردگار نامیده می‏شود تعلیم و تربیت یافته تا به سرحد خلافت معلم اول ترقی کرده اند.

عنوان مقدس معلمی برگرفته از اوصاف خداوند متعال است قرآن کریم می فرماید: «علم الانسان مالم یعلم (علق-۵) خداوند متعال به انسان آنچه را نمی دانست یاد داد!»

همچنین آیات قرآن کریم مهمترین ویژگی انبیاء الهی را تعلیم مردم بیان کرده و آن گرامیان را به عنوان معلمان بشر می شناساند و می فرماید:

لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَی الْمُومِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ اَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ (آل عمران ایه64
خداوند در حق مومنان لطف کرد. بدانگاه که پیغمبری از خودشان را به سوی شان روانه داشت پیغمبری که آیات خدا را بر آنان می خواند و ایشان را پاکیزه می دارد و به ایشان کتاب آسمانی قرآن و اسرار شریعت می آموزد هر چند که پیش تر در گمراهی آشکار بوده باشند

دومین معلم، پیغمبرانند:
وَلَقَدْ اَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ رُسُلًا إِلَی قَوْمِهِمْ فَجَاوُوهُم بِالْبَیِّنَاتِ (روم ایه 47
ما پیش از تو، پیغمبران بزرگواری به سوی اقوام خود روانه کرده ایم

و ایشان برای آنان دلیل ها و برهان ها ذکر کرده اند و بدیشان معجزات روشنی  نموده اند سومین معلم، علما و فرزانگانند:
الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ اَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکَفَی بِاللَّهِ حَسِیبًا احزاب ایه 39
[کسانی هستند که رسالت های خدا را می رسانند و از او می ترسند و از کسی جز خدا نمی ترسند، و کافی است که خدا حسابرس باشد


مقام معلم مقام والایی است، مقامی است که بالاتر از مقام معلم نیست و چنین است که وارثان انبیاء شمرده می‌شوند. چنان چه در احادیث و سخنان بزرگان آمده است و فرموده‌اند: «ان العلما ورثه الانبیاء»، یعنی دانشمندان وارثان پیامبرانند.
معلم شمع سوزان و فروزان هدایت است که نورش بر اساس حدیث مشهور «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» از منبع اصلی نور یعنی خدا دریافت داشته و برای نورافشانی قلوب و بینا کردن آن‌ها به منظور هدایت در طرح مستقیم و رسیدن به قرب الهی که مقصد نهایی انسان است تلاش می‌کند، معلم راهبر دل‌ها به قله‌های کمال و سعادت است معلم به مثابه باغبانی دل سوز است که بذر ایمان می‌افشاند و گل تقوا می‌پروراند.
معلمان مایه حرکت و برکت جامعه هستند و حضرت علی(ع) فرموده است: « حضرت علی علیه السلام :

هَلَکَ خُزَّانُ الْاَمْوَالِ وَ هُمْ اَحْیَاءٌ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ اَعْیَانُهُمْ مَفْقُودَهٌ وَ اَمْثَالُهُمْ فِی الْقُلُوبِ مَوْجُودَه

 

ثروت اندوزان در حالی که زنده اند مرده اند؛ و دانشمندان تا جایی که روزگار باقی است باقی اند؛تن هایشان(با از دنیا رفتن) گم شده؛و نشانه هایشان در دل ها موجود است.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 361 ، ح 8208{شبیه این حدیث در نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 496 ، ح 147 }

 

 
در نظام تعلیم و تربیت اسلام معلم مسوول تمام مقدراتی است که برای یک کشور یا جامعه پیش می‌آید و مسوول تمام مقدراتی است که برای یک کشور یا جامعه پیش می‌آید و مسوول تمام انسان‌هایی است که زیردست او باید تربیت بشوند.

معلم اگر خودسازی کند و تهذیب نفس کند و حاکم بر خود باشد افراد یک جامعه صالح و صالحه خواهند بود و اگر خدای ناخواسته معلم تربیت دینی نداشته باشد سبب انحراف نسل‌ها و عصرها می‌شود و جامعه‌ای را به خرابی می‌کشاند و همه سعادت‌ها و همه شقاوت‌ها از مدرسه‌هاست و کلیدش به دست معلم است و این موضوع حکایت گر جایگاه خطیر و بسیار مهم معلم و مربی است،

امام باقر (ع) فرموده‌اند: « عَالِمٌ یُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ خَیْرٌ مِنْ سَبْعِیْنَ اَلْفَ عَابِد؛

 

 پس از نهاد خانه و خانواده که کانون پر مهر و محبت پدر و مادر است مدرسه مهم‌ترین مکان برای تعلیم و تربیت است جایی که محل بروز و ظهور رسالت خطیر معلمی است که اگر او معلمی کند راه انحراف بسته می شود و در     زندان ها مسدود می گردد. مکتب تعلیم و تربیت اسلامی رسالت های مهمی را برای معلم و مربی ترسیم کرده است.
رسالت معلم در جامعه همان رسالت خداوند است که فرموده است: اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النّور » یعنی خدای تبارک و تعالی ولی مومنین است و آن‌ها را از ظلمات به سوی نور خارج می‌کند. ایه 257 بقره

نقش سرپرستی، دلسوزی و خروج آگاهانه افراد از ظلمات به سوی نور به عهده معلم گذاشته شده است، معلم همانند انبیاء که معلم بشریت هستند، بشریت را معلمی می‌کند و چه بسا با تربیت نورانی یک نفر جهانی را متحول کن

سرنوشت جوامع بشری مرهون سعی و تلاش آموزگاران و معلمان

است. در قدرت و توان هیچ کس نیست که مقام و ارزش معلم را برشمارد.                                                           

 چنان که هیچ کس را یارای آن نیست که فعل ایزد بستاید یا نقش عظیم

 الهی را بر کاغذ بنشاند                                              

از این رو، خداوند متعال نسبت به شان و مقام عالم و متعلم عنایت خاصی مبذول داشته و آنان را بر سایر طبقات ممتاز ساخته است.

 او به شخصیت آنان ارج نهاده و برای آنان امتیاز ویژه ای قائل شده است                                                                         .
از بهترین امتیازات جامعه بشری هنر معلمی است. معلم با تعلیم و نشرِ علم، انسانها را به سوی کمال و پیشرفت سوق می دهد و عشق و ایمان را بر لوح جان و ضمیر پاک انسانها ثبت می کند و ندای فطرت را در فضای عالم طنین انداز می گرداند.                                        

بزرگ ترین معلم جهان بشریت حضرت رسول خاتم صلی الله علیه و آله به این ویژگی خود افتخار می کرد. آن بزرگوار زمانی که با دو گروه در مسجد مواجه شد که گروه اول عبادت می کردند و گروه دوم به آموزش علم مشغول بودند، گروه دوم را که در محضر استادی علم می آموختند، افضل دانست

و فرمود: «اِنَّمَا بُعِثْتُ مَعَلِّما همانا که من به عنوان معلم مبعوث شده ام سنن دارمی، ج۱، ص ۹۹

آن حضرت چنان برای معلمان و مقام ارجمند آنان ارزش قائل بود که در دعاهایش می فرمود: «اللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُعَلِّمِینَ وَاَطِلْ اَعْمارَهُمْ وَبارِکْ لَهُمْ فی کَسْبِهِمْ؛ خداوندا! معلمان را بیامرز و عمر طولانی به آنان عطا فرما و کسب و کارشان را مبارک گردان(کشف الخطا، ج۱، ص۴۸)

 

آری، معلمی از خصوصیات انبیا و از صفات محبوب آنان می باشد. در مقام پاسداشت از تلاش های معلمان سخنی بالاتر و زیباتر از کلام مولای متقیان، حضرت علی(ع) نمی توان یافت که فرمود: « مَن عَلّمنی حَرفاً، فقد صَیَّرنی عبداً») (جامع السعادات، ج۳، ص ۱۱۲) کسی که به من یک حرف بیاموزد، مرا بنده خود کرده است.»

 البته این شرافت و فضیلت برای معلم، زمانی ارزشمند است که بتواند این موهبت الهی را در وجود خود محقق سازد و با تمام وجود در جهت کمال جامعه به تعلیم و تربیت بپردازد.

آری، معلمی از خصوصیات انبیا و از صفات محبوب آنان می باشد. در مقام پاسداشت از تلاشهای معلمان سخنی بالاتر و زیباتر از کلام مولای متقیان، حضرت علی علیه السلام نمی توان یافت که فرمود: «مَنْ عَلَّمَنی حَرْفا فَقَدْ صَیَّرَنی عَبْدا؛ کسی که به من یک حرف بیاموزد، مرا بنده خود کرده است.» البته این شرافت و فضیلت برای معلم، زمانی ارزشمند است که بتواند این موهبت الهی را در وجود خود محقق سازد و با تمام وجود در جهت کمال جامعه به آموزش بپردازد.

با توجه به سخنان پیش گفته، در این فرصت، آموزه هایی را از روایات اهل بیت علیهم السلام در تکریم مقام معلم به خوانندگان گرامی تقدیم می کنیم.

امام حسین علیه السلام و تقدیر از معلم

بدون تردید هر انسانی فطرتا دوست دارد تا از خدمتگزار خود تقدیر کند و چه خدمتی بالاتر از آموزش علم و دانش به انسان می تواند باشد. در آموزه های دینی ما برای تقدیر از معلم سفارشهای زیادی شده است و در سیره پیشوایان معصوم علیهم السلام این امر مرسوم و مسلّم بوده است. ابن شهرآشوب در حالات امام حسین علیه السلام می نویسد:

در مدینه معلمی به نام عبد الرحمن سلمی به یکی از فرزندان امام حسین علیه السلام سوره حمد را آموخت. هنگامی که فرزند گرامی حضرت آن را در نزد وی قرائت کرد، امام بسیار خوشحال شد و معلم را دعوت کرد و به عنوان تقدیر و تشکر هزار دینار و هزار حلّه به او پاداش داد. وقتی امام حسین علیه السلام به خاطر این پاداش زیاد، مورد اعتراض قرار گرفت، فرمود: «وَاَیْنَ یَقَعُ هذا مِنْ عَطائِهِ یَعْنِی تَعْلِیمِهِ؛ این پاداش کجا و عطای او، یعنی آموزش سوره حمد کجا!» آن گاه امام حسین علیه السلام این ابیات را یادآور شد که:

اِذا جادَتِ الدُّنْیا عَلَیْکَ فَجُدْ بِهعَلَی النّاسِ طُرّا قَبْلَ اَنْ تَتَفَلَّتْ

فَلاَ الْجُودُ یُفْنیها اِذا هِیَ اَقْبَلَتْوَلاَالْبُخْلُ یُبْقیها اِذا ما تَوَلَّتْ

یعنی زمانی که دنیا چیزی بر تو ببخشد، تو نیز دست عطایت را بر همه مردم بگشا، قبل از آنکه از دست تو برود! نه بخشش آن را از بین می برد، اگر به تو رو آرد و نه بخل آن را نگه می دارد، اگر دنیا به انسان پشت کند.

منزلت معلم

از منظر روایات اهل بیت علیهم السلام برای مقام معلمی ارزش بسیاری قرار داده شده است؛ چرا که او روح و جان افراد را پرورش داده، به سوی رشد و ترقی و تعالی می برد.

حضرت سید الشهداء علیه السلام در یکی از رهنمودهای حیاتبخش خویش فرمود: «مَنْ دَعا عَبْدا مِنْ ظَلالَهٍ اِلی مَعْرِفَهِ حَقٍّ فَاَجابَهُ کانَ لَهُ الاْجْرُ کَعِتْقِ نَسَمَهٍ؛ هر کس انسانی را از گمراهی به سوی شناخت حق و حقیقت راهنمایی کند و او نیز پاسخ مثبت دهد، به اندازه آزادی یک بنده پاداش خواهد داشت

امام حسین علیه السلام در این زمینه به مردی که در محضرش بود، چنین فرمود: «کدام یک از دو کار را بیشتر دوست داری: مرد ستمگری می خواهد فرد ناتوانی را به قتل برساند و تو او را یاری می کنی و از دست ظالم نجات می دهی و یا اینکه فرد دگراندیشی که اعتقادات فاسد دارد و می خواهد یکی از شیعیان ما را که توانایی دفاع فکری و عقیدتی از باورهای خود ندارد، گمراه کند و تو دری از علم و معرفت به روی او می گشایی و آن مستضعف فکری را یاری می کنی و در مقابل هجوم فرهنگی و عقیدتی تجهیزش می نمایی و او با دلایل محکم و منطقی بر دشمن عقیدتی خود پیروز می شود؟»

آن گاه در ادامه فرمود: «این ناتوان فکری را یاری کردن افضل است؛ چرا که خداوند متعال فرموده: «وَمَنْ اَحْیَاهَا فَکَاَنَّمَآ اَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا»؛ «هر کس فردی را زنده کند، مثل این است که تمام مردم را زنده کرده است.» یعنی اینکه از کفر به سوی ایمان راهنمایی و ارشادش نماید.»

عزیزترین قشر جامعه                    

حضرت امیر مومنان علی علیه السلام احترام معلم را بر هر قشری از جامعه لازم می دانست و به مسلمانان سفارش می کرد که به پاس خدمات این گروه ارزشمند در هر مقامی که باشند، آنان را همانند پدر خود گرامی بدارند و در این زمینه فرمود: «قُمْ عَنْ مَجْلِسِکَ لاِبیکَ وَمُعَلِّمِکَ وَلَوْ کُنْتَ اَمیرا؛ به پاس گرامی داشت پدر و معلم خود به پا خیز! گرچه پادشاه باشی.»

حضرت زین العابدین علیه السلام نیز در ضمن شمارش حقوق اقشار مختلف جامعه، معلمان را از طبقات برتر جامعه قلمداد کرده، به دوستان و شیفتگانش سفارش می کرد که حقوق معلمان و اساتید خود را به نحو شایسته ای مراعات کنند

 و در رساله حقوق خود فرمود: «حَقُّ سائِسِکَ بِالْعِلْمِ فَالتَعْظیمُ لَهُ وَالتَّوْقیرُ لِمَجْلِسِهِ وَحُسْنُ الاْسْتِماعِ اِلَیْهِ؛ حق آموزگار تو این است که او را تعظیم کنی و در مجلس محترم بداری و به نیکویی سخنانش را گوش کنی.»

در تفسیر امام عسکری علیه السلام آمده است: «هنگامی که به حضرت هادی علیه السلام خبر رسید یکی از فقهای شیعه ـ که در مقام استادی بود ـ با برخی از ناصبیان مناظره کرده و با برهانِ محکم و متقن، باطل بودن ناصبی را اثبات نموده و او را رسوا کرده است،[خیلی خوشحال شد و]

هنگامی که آن استاد فرزانه به حضور امام هادی علیه السلام رسید، امام او را در صدر مجلس به تخت بزرگی که در آنجا قبلاً نهاده بودند، راهنمایی کرد. این درحالی بود که گروهی از علویان و بنی هاشم حضور داشتند و خود امام بر آن تخت ننشست. حضرت آن استاد فقیه را بالا برد و تعظیم کرد تا اینکه بر روی آن تخت نشانید.»

تکریم معلم

یکی از بهترین و موثرین ترین اقشار اجتماعی، معلمان و اساتید و مربیان هستند. همان طور که شمع خود می سوزد و اطرافش را روشن می کند، معلمان دلسوز و وظیفه شناس که دانش آموزان و دانشجویان خود را با زحمات شبانه روزی به سوی روشنایی و هدایت می برند نیز جامعه را به نور علم و معرفت خویش روشن می سازند. برای همین، شایسته است که مقام معلمان و مدرسان را همه طبقات، محترم بشمارند.

از منظر رسول اکرم صلی الله علیه و آله مقام سه گروهِ برجسته در جامعه را به غیر از افراد گمراه و منافق کسی دیگر سبک نمی شمارد.

 قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : ثَلاثَهٌ لا یَستَخِفُّ بِهِم إلاّ مُنافِقٌ بَیِّنٌ نِفاقُهُ : ذو شَیبَهٍ فِی الإِسلامِ، ومُعَلِّمُ الخَیرِ، وإمامٌ عادِلٌ.

از تعظیم و تکریم سه گروه به غیر از افراد منافق که دو رویی آنان بر همگان آشکار است، کسی دیگر سر باز نمی‌زند. این سه گروه عبارت‌اند از: سالمندی که مویش را در راه اسلام سفید کرده، معلم نیکی و پیشوای عادل

در خاطرات آیه اللّه حاج شیخ عبد الکریم حائری، بنیانگذار حوزه علمیه قم آمده است:
در دوران جوانی روزی در جلسه‌ای با حضور عده‌ای از علما که در میان آنان آقا میرزا محمدتقی شیرازی و شهید آقا شیخ فضل اللّه نوری نیز دیده می‌شد، نشسته بودیم. در آن هنگام، پیرمردی ژولیده و لاغراندام که دستمال مانندی به سر بسته و عبایی وصله‌دار بر دوش گرفته بود، در نهایت سادگی به آن جلسه داخل شد.

 میرزا محمدتقی شیرازی فورا بلند شد و با احترام تمام آن پیرمرد را به حضور جمع آورد و در بهترین جای مجلس نشاند. او با اشاره به آقا شیخ فضل اللّه، از میرزا پرسید: ایشان کیست؟ میرزا گفت: ایشان آقا شیخ فضل اللّه نوری است و او را کاملاً معرفی کرد. پیرمرد روشن‌ضمیر گفت: چند سال بعد شیخ فضل اللّه نامی را [به جرم دفاع از اسلام] در تهران بر دار می‌کشند. او تو نباشی!
سپس نام مرا از میرزا پرسید: میرزا گفت: او آقا شیخ عبد الکریم یزدی است و از فضلاست. مسئله‌ای از من پرسید و من چون پاسخ آن را خیلی واضح و پیش پا افتاده می‌دانستم، نگفتم و سکوت کردم. میرزای شیرازی دوم بر من خشم گرفت و شدیدا ناراحت شد و خودش پاسخ مسئله را گفت و اضافه کرد که علما در این باب این‌طور می‌گویند. وقتی بیان میرزا تمام شد، آن مرد ساده‌پوش خود به صورت دیگر پاسخ را تقریر کرد و میرزا گفته‌های او را نوشت و به او نشان داد و پرسید: آیا همین گونه فرمودید؟ و او گفت: بلی. سپس به من رو کرد و گفت: چندی بعد پرچم اسلام در قم بر دوش شیخ عبد الکریم نامی به احتزاز در می‌آید، او تو نباشی!
آن‌گاه برخاست و خداحافظی کرد و رفت. میرزا محمدتقی شیرازی کفش پیش‌پای او نهاد و او را بدرقه کرد و چون بازگشت، بر من عصبانی شد که چرا به او بی‌اعتنایی کردم و توضیح داد که او معلم اخلاق حوزه‌های علمیه، آخوند فتحعلی سلطان‌آبادی است.

 

 

برکات حضور در نزد معلم

یکی از مهم ترین مصادیق تعظیم معلمان و اساتید، حضور در کلاس درس آنان است که انسان علاوه بر اینکه مطالب بسیاری از آنان می آموزد، از آداب و رسوم و اطلاعات غیر درسی نیز بهره مند می شود؛ افزون بر آن، به مقام دوستان خداوند و ثواب آنچه نزد خداست نیز دست می یابد.

 در حقیقت آموزه های معلم، همانند قطرات باران دلهای تشنه را سیراب و استعدادها را شکوفا می کند. به این جهت، حضرت عیسی علیه السلام به پیروان خود سفارش کرد که:

«یا بَنی اِسْرائیلَ زاحِمُوا الْعُلَماءَ فی مَجالِسِهِمْ وَلَوْ جُثُوّا عَلَی الرُّکَبِ فَاِنَّ اللّهَ یُحْیِیِ الْقُلُوبَ الْمَیْتَهَ بِنُورِ الْحِکْمَهِ کَما یُحْییِ الاْرْضَ الْمَیْتَهَ بِوابِلِ الْمَطَرِ؛

 ای بنی اسرائیل! در کلاسهای درس دانشمندان ازدحام کنید! حتی اگر از تنگی مکان درس ناچار باشید که بر روی زانوان بنشینید؛ چرا که خداوند متعال با نور دانش و حکمت، دلهای مرده را زنده می کند؛ همان طوری که زمین مرده [و خشک] را با قطرات باران احیا می کند.»

حضور در جلسات دانشمندان و معلمان حکمت چنان در زندگی انسان اثر دارد که ممکن است در اثر بی اعتنایی به آن جلسات، انسان دچار خواری شود و مورد خشم خداوند قرار گیرد.

 امام سجاد علیه السلام در دعای سحر به این نکته ظریف اشاره می کند و در راز و نیاز با خداوند این گونه نجوا می کند: «سَیِّدی... لَعَلَّکَ فَقَدْتَنی مِنْ مَجالِسِ الْعُلَماءِ فَخَذَلْتَنی؛ آقای من!... شاید مرا در مجالس دانشمندان ندیدی و به این خاطر دچار خذل

معلم در کلام امام راحل و رهبری

: امام خمینی(ره) شغل معلمان را بسیار شریف دانسته و آن را در ردیف برنامه‏ های تعلیماتی پیامبران دانسته ‏اند و فرموده ‏اند: "شما باید خیلی توجه داشته باشید که یک مردم عادی نیستید، شماها معلم نسلی هستید که در آتیه همه مقدرات کشور به آن نسل سپرده می ‏شود" و تاکید کرده اند که "معلم امانتداری است که غیر از همه امانتها، انسان امانت اوست" و در جمع گروهی از بانوان دزفول فرموده ‏اند: "شغل شما، شغل انسان سازی است، معلم انسان درست می‏ کند، همان شغل انبیاست، انبیاء آمدند…انسان درست کنند، آنها معلم همه بشر هستند، شما هم معلم یک عده هستید اینها در یک محیط وسیعتر و ماها در یک محیط کوچکتر، بنابراین، این شغل شما، شغل بسیار شریفی است لکن مسئولیت آن هم بسیار زیاد است".

: مقام معظم رهبری نیز متذکر شده ‏اند که "حقیقت این است که معلم با بار معنایی که در این کلمه هست در همه جوامع نقش تعیین کننده دارد، زیرا در هر جامعه ‏ای آنچه که تضمین کننده بقای حرکت آن جامعه و در اختیار آن جامعه است، نسل ‏های رو به رشدی هستند که اداره امور آن جامعه را در آینده بر عهده خواهند داشت. پس جهت آینده هر جامعه جهت نوباوگان آن جامعه است و نوباوگان در اختیار معلمان هستند لذاست که نقش معلم حساس است".

ایشان در جایی دیگر می ‏فرمایند: "معلمان، نسل آینده ما را می‏ سازند و چشم و چراغ این مملکت اند و صرف نظر از مجاهدین… باید بگویم که موثرترین و والاترین مشاغل، معلمی است زیرا همه برای کوتاه مدت و یا میان مدت کار می‏ کنند ولی معلم برای استمرار زمان کار می ‏کند، همه مصرف کننده نیروی انسانی هستند و معلم تولید کننده نیروی انسانی است".

                                          

جستجوی معلم در کلام بزرگان

احترام بزرگان به اساتید خود: شدت احترام علامه طباطبایی نسبت به استاد و مربی عرفان خود آیت الله سید علی قاضی طباطبایی به حدی بود که حدود دو سال پس از رحلت ایشان یکی از شاگردان وی به علامه طباطبایی عطر تعارف کرد وآن مفسّر بزرگ شیشه عطر را به دست گرفته و گفتند دو سال است که استادمان به سرای باقی شتافته ومن تا به حال عطر نزده ‏ام!  

 

 احترام استاد علامه جعفری به معلمش

 جواد اقتصادخواه یکی از معلمان علامه جعفری در کلاس چهارم دبستان است، علامه جعفری از وی به عنوان فردی فاضل، متدین و دلسوز نام می‏ برد و می ‏افزاید یک روز که در دانشگاه مشهد سخنرانی داشتم همین که پشت میز قرار گرفتم، از دور فردی را دیدم که آشنا به نظر می‏ رسید، دقت کردم دیدم آقای جواد اقتصادخواه است وقتی قیافه ایشان را دیدم به جهت احساس احترام چند دقیقه ‏ای نتوانستم سخنرانی کنم.                

شهید مطهری از استاد خویش علامه طباطبایی با احترام و تجلیل فراوان سخن می‏ گفت و در برخی از سخنرانی‏ ها و نوشته‏ ها از وی به عنوان "استادناالکرام علامه طباطبایی روحی فداه" یاد می ‏کند.

علامه حسن زاده آملی می‏گوید: محضر اساتیدم همه شریف و عزیز بود، هر یک از کواکب قدر اول آسمان معارف حق الهیه بوده‏ اند. بنده حریم استادان را بسیار حفظ می‏ کردم، سعی می کردم در حضورشان به دیوار تکیه ندهم کوشش داشتم چهار زانو بنشینم، مواظب بودم سخنی را در محضرشان زیاد تکرار نکنم، یک بار در محضر حکیم الهی قمشه‏ ای نشسته بودم، خم شدم و کف پای ایشان را بوسیدم، ایشان فرمودند: چرا چنین کردی؟ گفتم: من لیاقت ندارم دست شما را ببوسم.ان و خواری نموده ای

 

معلم، در شعر شهریار

می توان در سایه آموختن         گنج عشق  جاودان اندوختن

اول از استاد، یاد آموختیم         پس، سویدای سواد  آموختیم

از پدر گر قالب تن یافتیم         از معـلم جان روشن  یافتیم

ای معلم چون کنم توصیف تو      چون خدا مشکل توان تعریف تو

ای تو کشتی نجات روح ما        ای به طوفان جهالت نوح  ما

یک پدر بخشنده آب و گل است       یک پدر روشنگر جان و دل است

لیک اگر پرسی کدامین برترین     آنکه دین آموزد و علم  یقین

از : استاد محمد حسین شهریار

شعر معلم  

شعری داغ و تازه از استاد دادا بیلوردی در وصف مقام والای معلم: . غزل: .

هدایت است و محبّـت ، تـلاش و کــــار ِ معلّــم

 خـــدا شود همه ساعت ، انیس و یـــــار معلّم

ز قفل ِ جهل هراسی ، ز دربِ بسته غمی نیست

 کلیــدِ علـــم چــو بـاشــــد در اختیــــار ِ معلّم

خوشا بحالِ کسی که عطش به چشمه ی علم است

 گــــرفتــه روزی ِ خـــود را ز روزگــار ِ معلّم

فـرشتـــه هیـــچ نـدارد چنین مقـام و شکــوهی

بـــوَد کنــار ِ خــــدا او ، خــــدا کنــــار ِ معلّم

ز بذرکاری ِ مهر و شکوفه بـــــاری ِ خــــــرداد

همــــیشه هست امیـــــدی در انتــــــظار ِ معلّم

 تمامِ فصل ِ خــــزان و تمــــامِ فصل ِ زمستـــان

 چـو شاخــه ای بوَد و میــوه اش بهـــــــار معلّم

 کم است چون بنمایم به دست های قلم گیـــــر

هـــــــزار دستــــــه گلی را دمی نثــــــار معلّم

زلالتـــــر ز معلم نـدیــده کس بـــــه جهـــانی

دلــم فـــدای روانِ بـــزرگـــــــــــــوار معلّم

بـــه غیـــــرِ شعـر نچیـدم متــاعــی از دل ِ دادا

سروده ایـن غـزلش را بــــــه افتـخـــــار ِ معلّم

 

 

 

 گرد اورنده   علیرضا   کشاورز بارگاهی  12-2-97