حکایتی زیبا از حاج محمد کشاورز بارگاهی

 

 

 

 

برگی ازحاطرات

مرحوم حاج محمد کشاورز بارگاهی 

 موضوع :درایت، هوشمندی و جوانمردی

در یکی از سالهای قبل از انقلاب اسلامی ، در فصل درو، تعداد زیادی  از اهالی محترم و شریف روستاهای سده و بنه جاموشی{1}  بخش سعدآباد  به منظور درو کردن وبه اصطلاح محلی جیلم وبرداشت جو و گندم و بازیاری نمودن  به بارگاهی آمده بودند تا  برای  حاج محمد کد خدا وملاک بزرگ روستای بارگاهی و سایر ملاکین روستا  درو کنند

در میان  مردمی که از سده و بنه جاموشی به  قصد درو  به بارگاهی آمده بودند حاج محمد لحسایی{2} فرزند مرحوم کربلایی کدخداحسن ،کد خدای روستای بنه جاموشی هم به چشم می خورد

و قتی حاج محمد لحسایی به حاج محمد کشاورز می گوید که من هم آمده ام تا  مانند  دیگران برای شما درو و جیلم  کنم و سهمی از گندم  و جودریافت  و آذوقه سال خانواده خود را تامین  نمایم.

حاج محمد کشاورزکه از مناعت طبع و ذکاوت وعقل بهره ای وافر داشت   با  درایت و هوشمندی پیامد این بازیاری را درک می کند و به ایشان می فرماید به بارگاهی  و خانه  من خوش آمدی . این خانه و آنچه در آن است  متعلق به شماست  وبا زبان  حافظ می گوید

رواق منظر چشم من آشیانه‌ٔ توست
 

کرم نما و فرود‌آ که خانه خانهٔ تُست

بعد حاج محمد  می فرماید :اما من  به دلایلی که خدمتتان عرض می کنم راضی و موافق با درو کردن  حضرتعالی  نیستم

اولا : حضرتعالی  پسر  کربلایی حسن کد خدای  بنه جا موشی هستی و سالها  میان پدرم کربلایی  کد خدا رضا   و پدرتان دوستی ، برادری  و رفت آمد خانوادگی برقراربوده و هست

ثانیا : شما بزرگ زاده هستی  دوست ندارم  بعنوان بازیار در کنار هم  ولایتی هایتان که رعایای شما هستند در مزرعه  برای من درو کنی .   زیرا با این کار  قدر و منزلت شما در نزد آنان شکسته می شود وخانواده شما کوچک    می شود  و من راضی به کوچک شدن  شما و خانواده  محترمتان نیستم

ثالثا :   رسم جوانمردی  به من اجازه نمی دهد  که من گندم و جو فراوان  داشته باشم و شما  نیازمند بمانید

حضرتعالی هر چند روز خواستی بارگاهی بعنوان  مهمان  نزد ما بمان

---------------------------------------------------------------------------

{زیرا در فرهنگ دینی ما مهمان موجب برکت است و تا حدی محترم شمرده شده که از آن به حبیب خدا تعبیر کرده اند.  و داشتن  دستی باز   و سفره ای گشوده  و عطایی پیوسته  ومیهمان داری و میهمان نوازی  از نشانه ها و  چلوه های  روحیه فتوت و جوانمردی است  و ضیافت در  آموزهای دینی و روایات و سیره  اهل بیت  بعنوان   خصلتی شایسته از آن یاد و به آن عمل شده است

از باب تیمن و تبرک   چند حدیث نورانی از ساحت قدسی نبی مکرم اسلام صل الله علیه و اله  و علی  علیه السلام  تقدیمتان می دارم تا در اکرام مهمان کوشا باشیم  و نسبت به مهمان  به هیچ دلیلی بی احترامی نکنیم  حتی اگر مهمان ،دشمن ما  باشد .

زیرا هر کس با هر نسبتی مادامیکه مهمان ماست به گردن ما حق دارد که او را اکرام کنیم

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)  مَن کانَ یُومِنُ بِاللّه و َالیَومِ الآخِرِ فَلیُکرِم ضَیفَهُ؛
هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد،باید میهمانش را گرامی دارد.

کافی(ط-الاسلامیه) ج6، ص285، ح1

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)

اَلضَّیفُ یَنزِلُ بِرِزقِهِ وَ یَرتَحِلُ بِذُنوبِ اَهلِ البَیتِ؛
میهمان، روزی خود را می آورد و گناهان اهل خانه را می برد.

جامع الاخبار(شعیری) ص 136 - بحارالانوار(ط-بیروت) ج 72، ص461، ح14

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) کُلُّ بَیْتٍ لَا یَدْخُلُ فِیهِ الضَّیْفُ لَا یَدْخُلُهُ الْمَلَائِکَه
هر خانه ای که میهمان بر آن وارد نشود، فرشتگان واردش نمی شوند.

جامع الاخبار(شعیری) ص 136

قال امیرالمومنین علیه‌السلام

مَن اَکرَمَ الضَّیفَ فَکَاَنّما اَکرَمَ سَبعینَ نبیاً!

کسی که مهمان را بزرگداشت و گرامی بدارد گویا هفتاد پیغمبر را گرامی داشته است! (لئالی‌الاخبار، ج ٣، ص ٦٦)

-------------------------------------------------------------------------

بعدا تشریف ببرید محل تان و نیاز به درو کردن نداری ،  من سهم یک بازیار را برای حضرتعالی و خانواده  می فرستم

حاج محمد لحسایی سخن و استدلال حاج محمد را می پسندد  و پس از اتمام مهمانی با عزت به محلشان باز می گرد و درو نمی کند

حاج محمد کشاورز  به عهد خود وفا می کند

پیش ما رسم شکستن نبود  عهد وفا را

                               الله الله  تو فراموش مکن  صحبت ما را   سعدی

هنگامی که فصل  درو وبرداشت محصول  به پایان  می رسد  و شب خرمن کشان  بازیاران و درو گران  سهم خود را دریافت  می کنند ، حاج محمد  کشاورز  به  مقدار و وزن  سهم یک بازیار (که چند من هاشم { 3} می باشد گندم و جو  برای حاج محمد لحسایی به  بنه جاموشی  می فرستد و  قداست و حرمت خانواده لحسایی را حفظ می کند

آری انسانهای بزرگِ  خدا باور  و کریم النفس  ، که در دامنهای پاک و خانواده های اصیل  پرورش یافته اند  به افقهای دور و به ملک و ملکوت  نگاه می کنند ومرادشان  از تما شای عالم مُلک و دنیا  و عالم ملکوت چیزجز از رخ حضرت دوست گل چیدن نیست

 مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست

                     به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن           حافظ

و بر چشمی که  جمال دوست  راندیده است خرده  می گیرند و افسوس می خورند  که به غفلت گذرانده  است

 چشمی که جمال تو ندیده‌ست چه دیده‌ست؟

           افسوس بر اینان که به غفلت گذرانند          سعدی

وهمواره بهترین تصمیمات را  اتخاذ و ره مهربانی پیش می گیرند و داشته های خود را با دوستان  تقسیم می کنند و نهال  و درخت محبت و دوستی  در دلها  می نشانند و نهال دشمنی بر می کنند   

 درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

                          نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد     حافظ

   و با دوستان  خود  مروت وبا دشمنان  مدارا می کنند و آسایش دو گیتی را  مجویند وبه دست می آورند

  آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

                                          با دوستان مروت با دشمنان مدارا    حافظ  

و به شکرانه سلامت و نعمتی که  خداوند به آنان عطا کرده است  توانمندی های  خود  را با  نیازمندان  تقسیم  می کنند وبینوایان را مورد تفقد  و لطف قرار می دهند و بر آنها کرم می نمایند 

 ای صاحب کرامت شکرانهٔ سلامت     

                      روزی تفقدی کن  درویش بی نوا را    حافظ

  و اگر نیمه نانی خورند، نیم دیگر را بذل درویشان کنند

نیم نانی گر خورد مرد خدا            بذل درویشان کند نیمی دگر     سعدی

 

 اما اغنیای بی درد و بی مروت اگر اقلیمی و سرزمینی را به چنگ آورند در بند اقلیمی دگرند

ملک اقلیمی بگیرد پادشاه                 همچنان در بند اقلیمی دگر     سعدی

پی نوشت:

 1- روستاهای سده و بنه جاموشی از روستاهای قدیم  دهستان زیرراه بخش سعدآباد ، واقع در دشت دالکی بودند  که  غالب ساکنان  این دو روستا در دهه پنجاه و قبل از انقلاب به خاطر  بالا آمدن زهاب * و عدم امکانات به شرق رودخانه دالکی مهاجرت و روستای قله سفید را تشکیل  دادند وتعدادی  هم به دالکی ، بی برا*، برازجان و روستاهای دیگر نقل مکان  نمودند-

*{ زهاب :آبی که  از شکاف سنگ  یا چشمه  تراوش  و یا از خاک  بیرون و به سطح زمین می آید}  

*{بی برا : یکی  از روستاهای قدیمی بخش سعدآباد  بوده  است  که آکنون یکی از محلات شهر وحدتیه می باشد }

 2-  لحسایی ها  در اواخر دوره صفویه به همراه اعراب بحرینی از لحسا(اَحسا) بحرین به دشتستان آمده اند و در دشت دالکی ساکن و روستای بنه جاموشی را بوجود آوردند و اکنون یکی  از طوایف بزر گ دشتستان هستند  که در روستای قله سفید ،شهر دالکی وبرازجان و ..... ساکن هستند 

در لغت نامه دهخدا می خوانیم  لحسا. [ ل َ ] (اِخ ) اَحسا. ناحیه ای در مغرب خلیج فارس و در مشرق شبه جزیره ٔ عربستان که سابقاً بحرین نامیده می شد و عقیر و قطیف و هفوف آبادیهای عمده ٔ آن بود و مرکز آن در قرون اولای اسلام هَجَر نام داشت . درشمال این ناحیه و جنوب بصره اراضی کویت واقع است

3-  ( وزن هِر من هاشم در بارگاهی 74 کیلو گرم می باشد )

نویسنده علیرضا کشاورز بارگاهی  2-11-1397